تبليغاتX
کمکی آراز

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

 

 

تاريخ محلي(تاريخ خاندان ها و خانواده ها):

نگارش تاريخ خانوادگي و خانداني از مدتها پيش در اروپا آغاز شده است بر اين اساس. هر خانواده­اي تكه­اي كوچك از پازل منطقه اي و ملي تلقي مي­گردد و وقتي تمامي آنها در كنار هم چيده شود پازل ملي تكميل مي­گردد. البته پرداختن به تاريخ خانداني براي هر خاندان و خانواده اي نيز حائز اهميت است. اعضاي يك خانواده بيش از اينكه به تاريخ­هاي كلان و فرامحلي علاقه نشان دهند، مشتاق مطالعه پيشينه خاندان خود هستند. آنها با مطالعه سرگذشت خانوادگي خود لذت روحي مي­برند و حتي مي­توانند از تجارب موفقيت آميز خانواده در گذشته بهر برند و از شكست هاي احتمالي آنها درس بگيرند.مطالع در تاريخ خانداني حتي مي­تواند براي يك خاندان سود اقتصادي نيز داشته بتشد. براي مثال ممكن است يك مورخ با بررسي اسناد خانوادگي يك خاندان بخشي از املاك و دارايي هاي ناشناخته و متروك آن را شناسايي و احيا نمايد. اين چيز چندان غير ممكني است و نگارنده اين سطور چنين وضعيتي را در طول مطالعات خود تجربه كرده است.  تاريخ خانداني حتي مي­تواند بازار كار خوبي براي درس آموختگان تاريخ فراهم سازد. براي مثال يك موسسه تاريخنگاري محلي تعدادي دانشجو و دانش آموخته تاريخ را به خدمت گيرد و با بستن قراردادهايي با خانواده ها و خاندان هاي مختلف امكان اشتغال به ايشان را فراهم سازد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:51  توسط سجاد حسینی  | 

بی جهت نیست که جلفا را شهر درناها می خوانند. همه چیز در جلفا رنگ وبوی این پرنده زیبا و دوست داشتنی را دارد. مخصوصا در چنین فصلی می­شود با تمام وجود وجه تسمیه این عنوان برای جلفا را درک کرد. وقتی که همگان در خوابند و ماه آخر تابستان و اول پاییز در آسمان تار و تاریک شبهای جلفا پرتوافکنی می­کند. صدای دلنواز قطار درناها را می­توان با تمام جان نیوشید. درناها گویا از روسیه و جنوب سیبری می­آیند و می­خواهند به سرزمین های دور دست جنوبی سفر کنند. شاید آنها هم میخواهند مثل حاجی لک لک ها به مکه بروند!آنها هم برای این سفر مجبورند از معبر جنت مکان جلفا عبور کنند. برخی از ایشان نیز لختی در ساحل ارس به سر می­برند و در دامن سبز و نسبتا گرم جلگه این رود پرخروش و در شام های کوچک آن چند روزی را سپری می­کنند.

مادر بزرگ می­گفت که درناها با خود می­گویند : آراندا بوغدادان قالدیق، باغدادا  خورمادان. در اران از گندم بازماندیم و در بغداد از خرما. گویی آنها همیشه حسرتی در دل دارند. گویی آن هم مثل ما انسان ها همیشه دیر می­کنند.

جلفا شهر درناهاست. این را می­شود از میهمان نوازی مردم آن دیار و میهان پذیری آن خطه فهمید. در ورودی شهر جلفا نیز پیکره دو درنا سفیدفام چشنم هر بیننده ای را نوازش می­کند. درنا در ادبیات ما نماد مسافر و مهمان است و جلفا تنها شهریشت که شایستگی این عنوان را دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:57  توسط سجاد حسینی  | 

نمونه اي از تشابهات ادبيات فولكلوريك زيان آموزي آذري و قشقايي:

نمونه آذري:

آرپايا جو دئدي لر بوغدايا گندم

داري يا آد قويونجا من قويوب گلدوم

 نمونه قشقايي:

آرپا بوغدا جو گندم

تاجيكي توركو اورگندوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 16:28  توسط سجاد حسینی  | 

قطار یکی از دستاوردهای تمدن جدیدبشری است که تأثیر فوق­العاده­ای در نظام حمل و نقل برجای نهاد. شاید باور نکیند که با ایجاد خطوط ریلی و تسهیل حمل و نقل در جهان از بسیاری از قحطی ها و گرسنگی ها و مرگ و میر بشر جلوگیری شد. هر چند در جنگ­های بین الملل سلاح ، مواد منفجره و نیروهای نظامی نیز با قطار حمل می­شدند ف اما از سویی دیگر زخمی ها و معلولان نبردها را نیز همین قطار به پشت جبهه می­رساند و امکان نجات جان میلیون­ها انسان را فراهم می­نمود.

قطار برای ما مردم جلفا نیز از نزدیک به 100 سال پیش نام آشنایی است. ماه از اولین ایارنیانی همسیم که قطار را از نردیک دیده ایم و با آن سفر نموده ایم و صدها خاطره و حکایت از همین ماشین طویل آهنی در یاد داریم. قطار خیلی زود وارد ادبیات ما شد و حتی با بایاتی­ها و قوشماهای محلی ما چنان آمیخت که گویی از هزاران سال پیش با ما عجین بوده است.

حال در اینجا نمونه ای از این بایاتی­ها را زمزمه می­کینم:

آپارار قاطار بالامی

هی آتار توتار بالامی

ایستک لی آناسی اولسا

آختارار تاپار بالامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:12  توسط سجاد حسینی  | 

به بهانه 17 رمضان المبارک سالروز تأسیس مسجد مقدس جمکران

یادی از مسجد مقدس قدمگاه (مهدیه جلفا):

شب­های رمضان ساعت 30/9 شب نوای جان بخش الله اکبر از گلدسته­های ساده و صمیمی مسجد قدمگاه سر به آسمان می­کشد. محله قدمگاه در انتهای کوچه پس کوچه­های تنگ و پیچ در پیچ علمدار جلفا قرار دارد. بعضی­ها اعتقاد دارند که تکوین کالبدی علمدار از همین محله قدمگاه آغاز شده است. همین کوچه­ها در شب­های رمضان گذر نمازگزارانی است که خود را از هر سوی علمدار به مسجد قدمگاه می­رسانند تا نماز مغرب و عشای خود در ماه خدا را در این مسجد مقدس به جا بیاورند. نماز در قدمگاه حال و هوای دیگری دارد و نمازگزاران هر شب بعد از نماز دعای حضرت صاحب­الزمان(عج) را زمزمه می­کنند. عطر یاد حضرت مهدی(عج) در این مسجد و مهدیه مقدس و متبرک پیچیده است و جان­های منتظر مشتاق زیارت و عبادت در آن می­باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:11  توسط سجاد حسینی  | 

آپارار تاتار بالامی

قول ایله­ر ساتار بالامی

ایستکلی آناسی اولسا

آختارار تاپار بالامی

این یکی از رایج ترین بوی اوخشاماهای آذری می­باشد. این بوی اوخشاما علاوه بر اینکه گنجی از گنجینه فولکلوریک ما به حساب می­آید ، دارای خاطرات تاریخی ارجمندی است. آنچه از مضمون این بوی اوخشاما برمی­آید این است که مردم آذربایجان در دوره ای از تاریخ از تهاجمات تاتارها رنج برده اند. بله، تاتارها از زمان تشکیل اردوی زرین (آلتین اردو) همواره بر منطقه آذربایجان حمله ور گشته اند و صدمات فراوانی را بر مردم آن دیار وارد ساخته اند این تهاجمات با اسیر گرفتن مردم و فروش افراد در بازار های برده فروشان همراه بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 16:33  توسط سجاد حسینی  | 

ماه خدا علاوه بر ویژگی های ارزشمند معنوی­اش بستری برای تبلور سنت­های قدیمی ماست. این سنت­های بومی که با مسائل دینی و اعتقادی گره خورده­اند؛ یادگارهایی از اجداد مسلمانمان است که برخی 1400 سال و برخی دیگر کمتر از 100 سال قدمت دارند. برخی دیگر از سنت­ها نیز در طی قروت تکوین و تکامل و تغییر و تبدل یافته و به روزگار امروز ما رسیده­اند.

عادات تغذیه و غذاهای سنتی ماه رمضان،سفره سحری و سفره افطار، سنتهای استهلال هلال رمضان و هلال شوال، اصطلاحات محاوره­ای در این مختلف این ماه، ادعیه سنتی و محاوره­ای رمضان، سنت­های میهمانی و صله­رحم، سنت­های بیداری در سحرگاه، مراسم شب­های احیا و شبهای ضربت تا شهادت مولا علی (ع)، مراسم و سنت­های عید فطر و... از جمله این یادگارها می­باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:49  توسط سجاد حسینی  | 

وقتی  فروشنده دوره گرد برای فروش میوه وسبزی خود داد می زد: کدو قره! ، کدو قره ! نکته قابل تأملی به ذهنم رسید. چرا او نام این دو محصول کشاورزی را کنار هم صدا می­زند؟. منظور او از کدو قره، کدو و بادمجان بود که در آذربایجان به قره بادمجان معروف است و به صورت خلاصه شده­ای «قره» گفته می­شود. کدو و بادمجان از نظر شکلی شبیه هم هستند. البته کدوهایی که سابق کشت می­شد هیچ شباهتی به کدوهای امروزی نداشت. آن کدوها را «قاباق» یا «قباق» می­نامیدند. اما با ظهور کدوهای فرنگی از دوره قاجار قاباقهای سنتی به فراموشی سپرده شدند و کدوهای فرنگی پر محصول جایگزین گشتند. بر اساس اسناد تاربخی شباهت ظاهری کدوی فرنگی با بادمجان باعث شد که آن را «کدوبادمجان» بنامند. در آذربایجان نیز «کدوقره بادمجان» گفته شد. هر چند فروشنده دوره ­گرد محل ما منظورش از گفتن کدو قره این است که در بساطش هم کدو پیدا می­شود و هم بادمجان ، اما می­شود حدس زد که این اصطلاح جار زدن میوه، از گذشته برای او به یادگار مانده است و میوه فروش های قدیم منظور دیگری از «کدو قره» گفتن داشتند.

شاید پرداختن تاریخی­ها به مسائل چنین ریز و ظریف خنده­دار به نظر برسد،اما باید دانست که سنت تاریخ نویسی جدید آنالیا چنین پژوهش­هایی را نیز به اهل تاریخ سپرده است.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 21:40  توسط سجاد حسینی  | 

 در گذشته شهرها و نواحی همسایه در مناطق مختلف با همدیگر اختلاف داشته­اند. برخی از این اختلافات دارای ریشه­های عمیق تاریخی بود. اختلاف مرند و جلفا در گذشته نیز چنین رنگ و بویی داشت.

 مرند همواره نسبت به جلفا حالت مرکزیت داشته و از این رو مایه غبطه و گاه حسد جلفایی­ها می­شده است. شاید مثل حالتی که در گذشته اردبیل نسبت به تبریز داشته است. جریان انقلاب مشروطه وستم­هایی که شجاع نظام مرندی بر مردم جلفا و حومه روا داشته مزید بر علت گشت. اما قبل از این حادثه، رخداد دیگری باعث بی­علاقگی مردم جلفا نسبت به مرند شده است. آن حادثه چیزی نیود جز خیانتی که در جریان جنگهای ایران و روس از سوی سپاهیان و یا خوانین مرند و آصف الدوله به عباس میرزای قاجار روا داشته شد و سقوط قلاع ایروان و عباس آباد و مرند را موجب گشت. خدمات فراوان عباس میرزا و حضور بلندمدت او در منطقه باعث شده بود تا جلفایی ها به او به چشم یک خودی بنگرند و خیانت به او را خیانت به خود دانسته، برنتابند.حتی گفته شد که مرند دچار نفرین نایب السلطنه مظلوم گشته است. ماجرا به اینجا ختم نشد و قصه کاملاً ساختگی عدم یاری امام حسین(ع) توسط مرندی­ها تحت تأثیر این واقعه در افواه مردم افتاد.

چند متن تاریخی را مرتبط با این موضوع مرور می­کنیم که البته ارجاعات آن نزد کمکی آراز محفوظ است:

«به قرار مذکور خرابی مرند و خوانین آنجا به جهت نفرین مرحوم ولیعهد طاب ثراه است که در وقت دعوای روسیه اهل مرند بی وفایی کردند ، نظرعلیخان پیش افتاد روسها را از دره دزد به مرند آورد.»

« از عدم اتفاق اهل آذربایجان و کینه توزی چند پدرکشته عظیم الشأن آن حدود سپاه روس ، مانند عروس ماکیان طبیعت به مکر و خدعه بر خروس صفتان جنگی ستیزه گر ایران فایق شدند و...»
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 12:49  توسط سجاد حسینی  | 

غذاهای سنتی مان را فراموش نکنیم!

یکی از غذاهای سنتی و در حال فراموشی ما «خنگل» (بر وزن جنگل) می­باشد. خنگل غذایی ساده و کم هزینه است و از مواد به کار رفته در آن می­شود نتیجه گرفت که از گذشته­های دور طبخ می­گشته است. خنگل شکل بومی و ساده تر لازانیاست . چنانچه رشته ، شکل بومی ماکارونی می باشد.برای پخت خنگر ابتدا باید چونه خمیر را با وردنه صاف نمود و لایه صاف شده خمیر را به صورت مربع های کوچک در آورد.

پس از این مرحله لایه های مربعی شکل خمیر به مدت 5 دقیقه در آب جوش طبخ داده می شود . بعد از آن پیاز سرخ شده وبه همراه کره آب شده و کشک ساییده شده و سیر خام له شده  روی تکه های طبخ گشته خمیر قرار داده می شود و بدین ترتیب  لازانیای سنتی به همین زودی و به همین سادگی آماده می­گردد.

خنگل در طبقه بندی غذاهای سنتی آذربایجان در ردیف غذاهای خمیری می­باشد. در مناطق مختلف آذربایجان ، خصوصا ارومیه  پخت می شود. در متون تاریخی به شکل خنکال آمده است و رواج آن در شکی و شماخی ذکر گشته است.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:40  توسط سجاد حسینی  | 

به مناسبت میلاد منجی عالم بشریت، نیم نگاهی به تاریخ تاسیس مسجد مقدس قدمگاه منطقه علمدار

می­گویند قدمگاه حضرت صاحب الزمان(عج) است. همه چیز نزدیک به صد سال قبل اتفاق افتاد. چوپانی در یکی از تپه های نزدیک به بایر علمدار مشغول چرای دام های خود بود. در عالم خواب و بیداری مردی نورانی بدو مراجعه می­کند و می­گوید اینجا را مسجد کنید.این حالت بارها برای چوپان پاکدل تکرار می­شود و هر بار مردم حرف های او را قبول نمی­کنند. سرانجام چوپان از آن مرد می­خواهد تا نشانه ای برای او بدهد تا مردم حرف هایش را باور کنند و مرد مقدس انگشتری، عصا و سنگ ارزشمندی را به چوپان می­دهد. چوپان بعد از بیداری این سه شی مقدس را در کنار خود می­یابد و مردم با دیدن آنها گفته های چوپان را باور می­کنند و مسجد مقدس قدمگاه برپا می­گردد.

می­گویند انجا قدمگاه صاحب الزمان(عج) است. به غیر از ساکنان ارس کنار جلفا کسی قدمگاه را نمی­شناسد.قدمگاه ساده و صمیمی هر بار شاهد مراسم عاشورا، تاسوعا و اربعین حسینی است. زنان علمدار در ماه رمضان نیز در آن گردهم می­آیند. در طول سال سفره های حضرت اباالفضل (ع) و حضرت رقیه (س) در آن برپا می­گردد. خیلی ها از قدمگاه حاجت می­گیرند و چای و قند و استکان و پتو و فرش بدان مسجد هدیه می­دهند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:50  توسط سجاد حسینی  | 

متل معروف «الیمی بیچاق کسیبدی» برای بسیاری از مردم آذربایجان نغمه­ای به یادماندنی است که هر وقت با مادربزرگ هایمان خلوت می­کردیم هر دو باهم آن را زمزمه می­نمودیم.

این متل از آنجایی شروع می­شود که چاقویی دست را می­برد و برای بستن زخم نیاز به روغن و دستمال به وجود می­آید. اما  دست بر قضا ، دستمال در دسترس نیست . این دستمال یا در نزد باباست و یا بر گردن شتری بسته شده است و آنها عازم سفرند.

برخی شروان ، برخی گیلان و برخی مکه را مقصد سفر مطرح می کنند و متل را به گونه متفاوتی پیش می­برند. در اینجا دو گونه از انواع این متل مورد بررسی قرار می­گیرد:

الیمی بیچاق کسیبدی

دسته بیچاق کسیبدی

یاغ گتیرین یاغلییاق

دستمال گتیر باغلییاق

دستمال دوه بوینوندا

دوه شیروان یولوندا

شیروان یولونی باغلار

دسته دسته گول باغلار

او گولون بیرین اوزِیدیم

تئللریمه دوزِیدیم

قارداشئمئن تویوندا

سئندئرا سئندئرا اوزِیدیم

***

الیمی بیچاق کسیبدی

دسته بیچاق کسیبدی

یاغ گتیرین یاغلییاق

باغ گتیرین باغلییاق

دستمال قالئب بابامدا

بابام گیلان یولوندا

گیلان یولو سر به سر

ایچینده میمون گزه­ر

میمونون بالا لاری

منی گوره­ر آغلییار

تومانئنا     ...........

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:51  توسط سجاد حسینی  | 

بایاتیهای غم فزا:

«یاستئغی داشلار به­به لای­لای به­به

ماماسی قوشلار به­به لای­لای به­به

کوینگی کاعئذ به­به لای­لای به­به

بورکی بیر اوغوز به­به لای­لای به­به»

****

طالئب گؤلونون باشی

نیشانه قویدوم داشی

داش باشیوا سارا

هانی اوشاغئن باشی»

****

شاهاب باشی گوللَندی

کولش لری دیللَندی

قانئم سویا قارئشدی

فرات تکین لیللَندی »

****

شاهاب باشی بستاندی

دالئسی دبیستاندی

هارییما گلمیسیز

مگر کافریستاندی»

****

شاهاب باشی ایده­دی

ایده­لری گیرده­دی

ستوان اوزووی یئتیر

باشئم قورو یئرده­دی»

****

آرمود آغاجی سودا

پیچاغی قوی باش بودا

آنام یانئمدا ده­ییر

جلادین الین توتا»

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:33  توسط سجاد حسینی  | 

بهشتی بنام زاویه

جلفایی ها آن را «زیوه» می­خوانند. روستای سرسبز و زیبایی در آغوش کوهستان های جنوب هادیشهر است. آنقدر از شهر فاصله ندارد. یعنی در عرض 5 دقیقه می­شود از گرگر (منطقه جنوب هادیشهر) خود را به زاویه رساند. زاویه به دلیل وجود امامزاده سید اسماعیل بن حبیب بن موسی کاظم (ع) در میان مردم منطقه ازقداست فوق العاده ای برخوردار است. محیط امامزاده نیز مانند روستا، کوچک و صمیمی است. امامزاده سید اسماعیل زاویه از یک حیاط ، مسجد و زیارتگاه تشکیل شده است. زیارتگاه فضای کوچکی است که زوار بر دور آن طواف می­کنند و به اقامه نماز و قرائت قرآن و زیارتنامه می­پردازند. مزار مشبککاری و چوبی امامزاده با پوششی از شیشه و فلز محافظت می­گردد. می­گویند این مزار در اردوباد نخجوان و توسط یک هنرمند اردوبادی ساخته شده و در آنجا نصب گشته است. در داخل مزار تصاویر قهوه خانه­ای از آل ابیطالب(ع) دیده می­شود: تصویر امام رضا(ع) که مامون انگور زهر آگین را به او تعارف می­کند، تصویر حضرت علی اکبر (ع)در آغوش سید الشهدا (ع) و تصویر علمدار کربلا حضرت ابوالفضل عباس (ع).

چند سال پیش سرقتی از این مکان مقدس انجام گرفت و بدین دلیل خبری از فرش های دست باف و و زیبای قبلی در محوطه زیارتگاه وجود ندارد.

می­گویند قبر یک سردار عثمانی از دوره صفوی نیز در این زیارتگاه وجود دارد.

زیارتگاه در روزهای پنجشنبه و جمعه و همچنین در ایام ماه محرم شاهد حضور عده کثیری از اهالی منطقه می­گردد.

حیاط امامزاده سید اسماعیل نیز به دلیل وجود دو درخت چنار تنموند بسیار جالب و تماشایی می باشد. درختان کهنسال چنار شاید عمری به اندازه عمر این زیارتگاه داشته باشند. تنه این دو چنار خالی شده است و دو سه نفر به راحتی در آن جا می­گیرند.

وجود درخت توت و چنار در محوطه بسیاری از امامزادگان قابل مشاهده است. به نظر می­رسد این دو نوع درخت در میان مردم از تقدس ویژه ای برخوردار بوده­اند که شایستگی غرص در چنین اماکن مقدسی را یافته اند. یک دلیل مهم برای این گفته اینکه بسیاری از مردم در ایران بریدن این دو نوع درخت را کاری مذموم و نکوهیده می­پندارند و در صورت اجبار برای بریدن آن برای رفع قضا و قدر اقدام به قرانی گاو و گوسفند می­نمایند.

زاویه از مردم بسیار متدینی برخوردار است. در یک شعر فولکلوریک  محلی از آن به نام حبیب الله یاد شده که دائما مشغول دعا و ذکر است:

«زیوه حبیب الله   ؛زی دوعالی»

باغ های زیبای گردو و گیلاس و جویبارهای خنک و روان و چشمه معروف علی ، از دیگر جاذبه های زاویه حبیب الله است.

خلاصه کلام اینکه زاویه بهشتی بر روی زمین است. باغ های سبز، جویبارهای زلالش و امامزاده متبرکش چیزی جز ملکوت خدا را تداعی نمی­کند.

نشانی: شهرستان جلفا، شهر هادیشهر(علمدار- گرگر) ، 5 کیلومتری جنوب هادیشهر ، روستای مقدس زاویه

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 22:10  توسط سجاد حسینی  | 

خانم زهرا مرثیه سی:

مدینه عجب رسول اللهین امانیتن یاخجی قورودون!

نه تئز پیغمبرین نازلی گولون ساراتدئن سولدوردون ؟!

اون سکگیز یاشا نیه بیر عمور بویو دیمک اولار؟!

اون سکگیز یاشلی مظلوم آنا لای لای.

دووارینان قاپی آراسینداعلی نین  پوزولموش  گلزاری گولستانی لای لای.

خانم زهرا مدینه ده ایسته سک آتان حضرت پیغمبری زیارت ائده ک پیغمبر مچیدینه گئده ریک .اورکیمیز بقیع ده یاتان مظلوم بالالارئنی ایسته سه بقیعنین دمیر حصارلارینا اوز دایایئب آغلایارئق.آما اگر سنی طلب ائدسه ک هانچی تربته گوز یاشی توکه ک ؟هانچی مزارئن باشینا آغلاشاق؟خانم یوخسا آتان رسول اللهین یانئندا یاتمئسان ؟یا کی بقیع ده یاتان بالالارئن ایله بقیع  توپراقئنا باش قویموسان ؟لای لای مدینه نین ایتگین مزارلی گولی لای لای .لای لای پیغمبرین یادگاری لای لای.

یا زهرا!نه تئز گول کیمین سولدون نه تئز علی نی یالقئز قویوب گئتدین .داها بوندان سورا علی اورک سوزلرین قویولارلا سویله یه جک .آخی خانم !بالالارینی کیمه تاپشئرئب گئتدین ؟سنین یئرین چوخ بوش اولاجاق.امام حسن آقانی زهر آیاقدان سالاندا سنی سس له مه سین کیمی سس له سین .حسینین  کربلا قوربانلئقئندا آنا وای دئمه سین بس نه دئسین ؟زینبین قارا اسیرلیک گونلرینده سنی چاغئرماسیم به کیمی چاغئرسئن :

آنا زهرا گل کمکه ، آل علی نی بئله غملی ،بئله سولموش گورمه .کربلا دا بئله داردا گورمه .آنا زهرا گل کمکه ،اسارتین قارا گون لرینده قالمئشام .آخی بیر تک جانلی زینب بیر بئله محنتی موصوبتی نجه داشئسین ؟

لای لای پیغمبرین سارالمئش سولموش گولی لای لای

لای لای آنام فاطمه زهرا لای لای .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:32  توسط سجاد حسینی  | 

سمنی  یه   توکدوک   بادام

دوره    سین    آلدی     آدام

قویمادیلار بیر بارماق دادام

 

سمنی   بئزارا   گلمیشه م

قونشولار قازانا گلمیشه م

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:55  توسط سجاد حسینی  | 

علمدار سوننودور

 گرگرماحالی

زیوه حبیب الله

 آغزی دوعالی

یئتیشدین لووارجانا

 گوتور قووالی

یئتیشدین سه سارانا

 گوتور چووالی

احمد آوا مارازا

گوتور سوپور آرازا

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:45  توسط سجاد حسینی  | 

بهار فصل طراوت و سرزندگي است و آغازين روز آن بزرگ‌ترين عيد مردمان سرزمين‌هاي ايراني است. شايد در هر گوشه از گيتي كه نوروز باستاني جشن گرفته مي‌شود، عطر و بوي ايران را بتوان حس كرد و آن‌جا را پاره‌اي مام وطن، ايران تاريخي، ناميد.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عيد نوروز براي بسياري از مردمان كشورهاي جهان ايام جشن و شادماني است و با پرشكوه‌ترين آداب و آيين‌هاي سنتي گرامي داشته مي‌شود و تنها در جغرافياي كنوني ايران محدود نشده است.

مردم اكثر كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز و شبه قاره هند، اين عيد باستاني را گرامي مي‌دارند. در مناطقي از عراق، تركيه و روسيه هم نوروز جشن گرفته مي‌شود. هر چند در هر يك از اين مناطق و جمهوري‌ها عيد نوروز با آيين‌هاي و سنت‌هاي ويژه‌اي گرامي داشته مي‌شود، اما در برخي موارد شباهت‌هايي نيز وجود دارد و همه اين‌ها مويد اين مطلب است كه روزگاري تمامي اين مردمان در سرزميني مي‌زيستند كه در آن اعتدال ربيعي، جشني مبارك پنداشته مي‌شد و سير حوادث تاريخي چنان رقم خورد كه اين سرزمين واحد ايراني به كشورها و ممالك مختلفي مبدل شد.

نوروز، هم از لحاظ لغوي و هم از لحاظ محتوايي، كاملا ايراني است و زنده نگه داشتن آن به هم‌راه معرفي و شناساي‌اش به جهانيان وظيفه همه ايرانيان است.

مسافرت در ايام نوروز علاوه بر ايرانيان، براي مردمان ساير ممالك جهان نيز مي‌تواند صورت پذيرد و در اين ايام، آيين‌ها و سنت‌هاي قديمي نوروز برگزار شود و جهانيان به تماشاي يك جشن و فستيوال ملي فراخوانده شوند.

هر چند در اين زمينه برخي از كشورها اقدام‌هايي انجام داده‌اند و درصدد بهره‌برداري از اين عيد ايراني‌اند، اما هنوز دير نشده است و نوروز ايراني را با همان وجهه ايراني‌اش به جهانيان مي‌توان شناساند.

                                                                                         (گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 16:50  توسط سجاد حسینی  | 

امروزه به دليل بروز مشكلات زندگي شهري و ماشيني، برخي از آداب و رسوم سنتي مردم استان آذربايجان غربي در ماه مبارك رمضان، به دست فراموشي سپرده شده است.

مهندس حسن سپهرفر ـ پژوهشگر مردم‌شناسي استان آذربايجان غربي ـ در گفت و گو با خبرنگار آيين و سنت‌هاي ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران)، با بيان مطلب بالا اظهار داشت: وجود وسايل ارتباط جمعي ازجمله رسانه‌هاي تصويري، موجب شده است تا برخي از آداب و رسوم گذشته مردم اين استان نسبت به گذشته كمرنگ‌تر شود.

وي يادآور شد: در گذشته مردم استان آذربايجان غربي اعم از گروه‌هاي مذهبي تشيع و تسنن جهت انجام تكاليف شرعي ماه مبارك رمضان خود را آماده كرده ، با اجراي آداب و رسوم خاص خود كه تا حدودي از غناي ويژه‌اي برخوردار بوده، با شور و شوق ويژه‌اي آداب اين ماه را به جاي مي‌آوردند.

او بيان كرد: حدود 2 تا 3 دهه‌ي قبل كه خبري از رسانه‌هاي ارتباط جمعي نبود، مؤذن محل جهت اعلام شروع زمان افطار يا پايان زمان سحري با بالا رفتن بر بالاي بام مساجد يا منزل خود مشغول گفتن اذان مي‌شد.

پژوهشگر مردم شناس استان آذربايجان غربي در ادامه افزود: در گذشته در شهرهاي بزرگ همچون اروميه زمان افطار و سحر توسط تشكيل گلوله‌ي توپ كه ستاد ارتش در محدوده‌ي خارج از شهر كار مي‌گذاشت اعلام مي‌شد.

وي در پايان خاطرنشان ساخت: در گذشته بيش از همه سنت بيدار كردن همسايه براي سحري معمول بوده كه با كوبيدن در منازل، كوبيدن بام و ديوارها و در مناطق روستايي، بانگ خروس و مشاهده‌ي برخي ستارگان، از راههاي اطلاع از زمان سحري در بين مردم بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 20:16  توسط سجاد حسینی  | 

با نزديكي به ماه مبارك رمضان، مردم آذربايجان خود را براي استقبال از اين ماه بزرگ الهي آماده مي‌كنند و اواخر شعبان‌المعلظم، شور و شوق خاصي در وجود مردم اين خطه متبلور مي‌شود و هر كس به‌نوعي، خود را براي ميهماني خدا آماده مي‌سازد.

به گزارش بخش آيين و سنت‌هاي ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران)،‌ مردم آذربايجان اهتمام خاصي بر روزه‌داري و انجام ساير فرايض ديني در رمضان‌المبارك از خود نشان مي‌دهند و رمضان را با روزه مي‌شناسند؛ چنانچه اين ماه را آوروجلوق آيي، يعني ماه روزه مي‌شناسند.

در ايام قديم، اين مردم اعتقاد ويژه‌اي به رؤيت هلال ماه رمضان داشته‌اند؛ چنانچه گفته مي‌شود مؤمنان اين خطه در اواخر ماه شعبان، چشم به آسمان مي‌دوختند؛ تا بلكه هلال مبارك را رؤيت كنند و اين كار، نوعي عبادت محسوب مي‌شد.

يك هفته به ماه رمضان مانده، مساجد توسط گروه‌هاي مردمي گردگيري و تعمير مي‌شود و مردم در ايام رمضان اهتمام خاصي به شركت در نمازهاي جماعت از خود نشان مي‌دهند.

دعاهاي مخصوص اين ماه، مستحبات، اطعام فقرا، نماز اول وقت، و جلسات قرائت و ختم قرآن، در خانه‌ها و مساجد، از ديگر سنن مذهبي آذربايجاني‌ها محسوب مي‌شود. ليالي قدر و ايام ضربت خوردن اميرالمونين علي (ع) تا روز شهادت ايشان، مساجد و تكايا پر از مردم مؤمني مي‌شود كه به راز و نياز با خدا و شب‌زنده‌داري و عزاداري مي‌پردازند. در روز شهادت حضرت علي (ع) و ايام ضربت خوردن ايشان، مردم ‌آذربايجان و شهرها و روستاهاي اين ديار، سياهپوش مي‌شوند و اندوه و غم همه جا را فرا مي‌گيرد. اين روزها مردم سعي در اداي نذوراتي چون آش و شله‌زرد دارند.

آذربايجاني‌ها روزه شكستن را اوروج آتتما مي‌نامند و سفره‌هاي افطاري اين مردم تبلوري از هنر زنان كدبانوي اين خطه از كشورمان مي‌باشد. بعضي مواد غذايي مانند خرما و زولبيا و باميه، شله‌زرد، شيربرنج، ‌حلوا، فرني، انواع مربا، نان‌هاي روغني، دلمه و انواع كوكو مخصوص اين ايام مي‌باشد. سوپ يا آش نيز بايد براي روزه‌داران مهيا شود. روزه‌داران با مواد غذايي مختلفي روزه خود را مي‌شكنند، بعضي با نمك، بعضي با خرما، بعضي با شيريني‌هاي مختلف و برخي با آبجوش يا چاي اين كا را انجام مي‌دهند. خواندن دعا بر سر سفره‌هاي افطار نيز از ساير رسم‌هاي اين منطقه مي‌باشد.

از ساير رسوم اين منطقه بيدار كردن همسايگان براي سحري مي‌باشد؛ طوري اين كار نوعي كار نيك و شايسته ثواب الهي تلقي مي‌گردد. همچنين صله رحم و افطاري دادن نيز از رسم‌هاي رايج آذربايجان‌ها محسوب مي‌شود؛ طوري كه در تبريز تمامي ايام رمضان بعضي از خانواده‌ها جهت افطاري دعوت هستند و تنها يك روز را در منزل روزه مي‌شكنند و آن روز نيز خودشان مهمان دارند.

اواخر رمضان، با نوعي شادماني و سرزندگي توام است و مؤمنان اين خطه خود را جهت برگزاري پرشور مراسم عيد فطر آماده مي‌سازند؛ حتا در بعضي از شهرها، مردم مانند عيد نوروز، به خانه‌تكاني نيز مي‌پردازند(گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 20:13  توسط سجاد حسینی  | 

رمضان

رمضان، در بين مردم آذربايجان غربي به دليل اينكه اين ماه، ماه نزديك شدن بيشتر به خداوند تعالي است، از منزلت و احترام خاصي برخوردار است.

در اعتقاد مردم آذربايجان غربي،. رمضان، ماه نيايش و دعا، ماه عبادت و رستگار شدن و ماهي است منتسب به امام اول شيعيان، حضرت علي ابن ابوطالب (ع) كه از آن به "بهترين ماهها" ياد مي‌كنند.

باور مردم استان بر اين است كه ماه رمضان، ماه پاكي‌ها و زلالي‌هاست و خير و بركت خداوندي بيش از هر ماه ديگري، در اين ماه بر سفره‌هاي روزه‌داران نازل مي‌شود.

در آذربايجان غربي مردم بنا به سنتي، روزه گرفتن را از چند روز مانده به آغاز اين ماه شروع مي‌كنند كه با اين عمل، مردم باب مهيا شدن خود را براي خودسازي باز مي‌كنند.

استقبال از ماه رمضان، امروزه نيز در بين شيعيان و اهل تسنن مرسوم است به طوري كه برخي از مومنين ده تا سه روز مانده به شروع ماه رمضان، روزه داري را آغاز مي‌كنند.

در آذربايجان غربي، هنوز هم مي‌توان مومناني را سراغ گرفت كه با قصد و نيت قرب به خدا، سه ماه متوالي رجب، شعبان و رمضان را روزه‌دار هستند.

اما آنچه مربوط به آداب و رسوم خاص ماه رمضان است، با شروع اين ماه پر بركت و اعلام روز ورود به ماه ضيافت‌الله شروع مي‌شود.

در شب آغاز ماه رمضان در گذشته‌هاي نه چندان دور، رويت هلال ماه در شهرها و روستاهاي استان با آيين خاص و آداب ويژه‌اي همراه بوده است.

اكثر اهالي در آذربايجان غربي، در گذشته، براي اين منظور، در روزهاي پاياني ماه شعبان، براي رويت هلال ماه به پشت بامهاي منازل مي‌رفتند و با مشاهده هلال ماه به شادماني پرداخته و با ذكر صلوات و دعاخواني ورود به اين ماه را به همديگر تبريك مي‌گفتند.

بزرگترها بعد از رويت هلال ماه رمضان، به چهره يك كودك معصوم يا يك فرد مومن و نمازخوان نگاه مي‌كردند و اعتقاد داشتند كه نگريستن به صورت آدمهاي بي‌نماز و روزه‌خوار، خوش يمني درپي نخواهد داشت.

نگاه كردن به‌آيينه و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بعد از رويت هلال ماه هنوز هم به عنوان يك رسم در بين پيرمردان مناطق روستايي استان، مرسوم است .

اين عادت بر اين اعتقاد مبتني است كه بايد در ماه رمضان دل مومن همچون آيينه صاف و روشن باشد و از ناپاكي‌ها صيقل يابد.

پيرمردان براي اين منظور همواره آيينه كوچكي در درون جيب خود داشتند و بعد از اينكه خود به رويت آيينه مي‌پرداختند، با فرستادن صلوات چندين بار آئينه را به دور خود و اهل خانواده مي‌چرخاندند.

در روستاهاي آذربايجان غربي زنان روستايي در ماه رمضان مانند عيد نوروز اقدام به غبارگيري از منازل مي‌كردند.

زنان مومنه آذربايجان غربي بر اين اعتقاد بودند خانه‌اي كه براي شروع ماه رمضان پاك و تميز نباشد، خير و بركت ماه مهماني خدا، از آن گريزان مي‌شود.

همچنين زنان روستايي در آستانه ماه رمضان، انواع خوراكي‌ها و حلوا و شيريني‌ها را براي اهل خانه و مهمانان خود آماده مي‌كردند.

حلواي ماه رمضان در بين مردم روستايي به " تره " مشهور است كه آرد آن را با مقداري شير آميخته كرده و پس از آنكه خشك شد با روغن حيواني يا معمولي سرخ كرده و به آن عسل اضافه مي‌كنند.

پختن نوعي نان محلي با عنوان "ياغلي فتير" (نوعي نان روغني) نيز در ماه رمضان در بين خانواده‌هاي روستايي آذربايجان غربي رواج داشت.

اين نان علاوه بر مصرف در سر سفره خانواده‌ها، به نيت نذري و هديه به همديگر داده مي‌شد و معتقد بودند كسي كه از اين نان بخورد در طول روز گرسنه نمي‌شود.

در روستاهاي استان در ماه رمضان، وسيله آگاه شدن مردم از اوقات شرعي، عمدتا به وسيله موذن‌هاي روستايي، حركت ستارگان و بالاخره بانگ صبحگاهي خروسهاي محلي بوده است.

در بين عامه مردم، زمان سحري خوردن در بين مردم منطقه به " اوباش " يا "اوباش دان" مشهور است و وقت آن نيز يك ساعت مانده به اذان صبح است .

موذنين روستايي، با صداي نافذ و گيرايي، وقت سحر را بر پشت بامهاي منازل يا مساجد روستايي با دعايي كه در محل به آن "مناجات" مي‌گويند، اعلام مي‌داشتند.

"مناجات" شامل چند قطعه دعا به زبان عربي و تركي و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بوده است.

پيرمردان در سطح روستاها، هنوز هم با حسرت زيادي خاطراتي از شيوه بيان، گيرايي و زيبايي صداي مناجات خوانان نقل مي‌كنند.

همچنين در گذشته‌هاي نه چندان دور در مناطق روستايي وقت سحر و اذان صبح از روي حركت ستاره‌هايي كه اصطلاحا به آنها "اولكرلر" مي‌گفتند تعيين مي‌شد.

ماه رمضان در آذربايجان غربي، هنوز هم ماه احسان، اطعام و تجديد دوستي‌هاست و اكثر خانواده‌ها، سعي مي‌كنند حداقل براي يكبار در طول اين ماه براي افراد فاميل و نزديكان، افطاري بدهند.

دادن افطاري‌هاي جمعي، براي مستمندان هنوز هم، در سطح برخي از مساجد شهري و روستايي استان در شبهاي ماه رمضان مرسوم است.

در كنار غذاهاي مخصوص اين ماه، وسايل پذيرايي از مهمانان در اين ماه، انواع حلواها و نانهاي روغني، مرباهاي مختلف و محصولات بومي را شامل مي شود.

نماز خواندن و عبادت در ماه رمضان، در سطح مساجد آذربايجان غربي هنوز هم توام با شور و حال خاصي است.

حضور زنان، مردان و كودكان در مساجد در شبهاي رمضان، بعد از افطار در شهرها و روستاهاي آذربايجان غربي، جذبه و حال و هواي ديگري دارد.

شور و حال شركت مردم در آيينهاي عبادي مساجد، در شبهاي قدر اوج مي‌گيرد كه اين آيين از گذشته وجود داشته و هنوز هم با حالت معنوي خاصي ادامه دارد.

در سالهاي اخير براي شبهاي قدر و آيين احيا، برنامه‌هاي خاصي از سوي هياتهاي مذهبي و نهادهاي متولي چون سازمان تبليغات اسلامي منظور مي‌شود.

رييس سازمان تبليغات اسلامي آذربايجان غربي، تلاوت قرآن مجيد با حضور قاريان و حافظان مشهور، سخنراني، آيين عرفاني دعا و نيايش به درگاه خداوند متعال در سطح بيش از يك هزار مسجد استان را از برنامه‌هاي امسال شبهاي قدر و شب ضربت خوردن و شهادت حضرت علي (ع) ذكر كرد.

يكي از آيين‌هايي كه در مسجد انجام مي‌گرفت و هم‌اكنون نيز در برخي از مناطق روستايي به عنوان يك رسم باقي مانده است دوختن كيسه‌هاي پول براي بزرگترهاي خانواده بود كه با ترتيب و آيين خاصي انجام مي‌شد.

در آخرين جمعه ماه رمضان، هر يك از زنان و دختران يك تكه پارچه نو و پاك را با خود به مسجد مي‌بردند و روحاني مسجد در حاليكه دعاي مخصوصي را مي‌خواند زنان و دختران بايد قبل از پايان دعا كيسه را دوخته و حاضر مي كردند.

در اين كيسه كه به اعتقاد مردم مايه بركت بود يك سكه قرار مي‌دادند كه قبلا آن سكه توسط افراد مومن متبرك مي‌شد و در اصطلاح محلي به آن " كيسه ديبي" (ته‌كيسه) مي‌گفتند .

ماه رمضان در آذربايجان، طنزهاي خاص خود را دارد كه به تناسب افراد و موقعيت‌هاي ماه به كار برده مي‌شود.

در شبهاي مهتابي ماه رمضان، فردي كه روزه نمي‌گيرد اگر بخواهد از خانه خارج شود به او مي‌گويند سر و صورت خودت را بپوشان زيرا ماه به صورتت تف مي‌اندازد.

در بين عوام اين اعتقاد وجود دارد كه ماه به صورت كساني كه روزه نمي- گيرند " تف " مي‌كند .

يا از كسي كه روزه نمي‌گيرد وقتي سووال مي‌كنند چرا روزه نمي‌گيري قبل از خود او اطرافيان مي‌گويند هنوز ماه را نديده است، يا مي‌گويند صغير است يا مي‌گويند زورش به "اروج" نمي‌رسد.

"اروج" لفظي است در زبان تركي كه هم به معني روزه و روزه‌داري و هم از اسمهاي مردانه است.

روزه‌خواري هنوز هم در بين مردم آذربايجان غربي عمل بسيار زشتي است به طوري كه كمتر كسي جرات مي‌كند روزه‌خواري خود را علني كند.

در خانواده‌هاي روستايي حتي زناني كه براي گرفتن روزه عذر شرعي دارند آنچنان در خفا و پنهاني اين كار را مي‌كنند كه حتي شوهران و فرزندانشان نيز متوجه روزه‌دار نبودن آنها نمي‌شوند.

روز آخر ماه رمضان كه در بين مردم آذربايجان غربي به "عرفه" مشهور است، روز زيارت اهل قبور و تهيه لوازم عيد فطر است .

مردم روستاهاي اروميه و شهرهاي ديگر آذربايجان غربي در روز عرفه به طور دسته جمعي به زيارت اهل قبور مي‌روند و حلوا يا خرما و يا نقلي كه با خود آورده‌اند در بين مردم تقسيم مي‌كنند.

در روز عرفه سرپرست خانواده با محاسبه ميزان فطريه افراد آن را از قوت سالانه يا از پول توي جيب جدا كرده و در محل خاصي قرار مي‌دهند.

فطريه در روستاها شامل آرد يا گندم مي‌شود كه سرپرست خانواده آن را در پشت در و در داخل منزل قرار مي‌دهد كه در اولين فرصت به افراد فقير و مستمند تحويل دهد.

در برخي از مناطق روستايي و شهري در روز پاياني ماه رمضان بعد از اداي فريضه مغرب و عشا، آيين خداحافظي ماه رمضان برگزار مي‌شود كه اين آيين شامل نمازهاي مستحبي و دعاهاست.

در آيين وداع با ماه رمضان كه با طول و تفضيل زياد در بين مردم اهل تسنن آذربايجان غربي برگزار مي‌شود روزه‌داران طي دعاهايي خاص از خداوند متعال مي‌خواهند آنان و خانواده‌شان را براي عبادت ماه رمضان سال آينده صحيح و سالم نگاه دارد.(منبع:خبرگزاری ایرنا)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 16:39  توسط سجاد حسینی  |