تبليغاتX
کمکی آراز

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

این قلعه در چند کیلومتری شرق جلفا، در ساحل جنوبی رود ارس و در اراضی روستای کردشت از محال دیزمار قره­داغ ساخته شد. عباس میرزای نایب السلطنه عامل و حامی اصلی ساخت این بنای دفاعی می­باشد.

عملیات ساخت قلعه در فصل بهار آغاز می­گردد چراکه آب و هوای سرد  و کوهستانی منطقه امکان هر گونه ساخت و ساز  را ناممکن می­ساخت.

موقعیت جغرافیایی کردشت آن را به مناسب­ترین مکان برای ساخت این قلعه میدل نموده بود. این منطقه باریکه­ای مابین دره رود ارس و کوهستان­های جنوبی این رود محسوب می­شد. از طرف دیگر کردشت به میدان نبردهای ایران و روس نزدیک­تر بود. پس انتخاب این مکان برای قلعه­سازی کاملاً تعمدی بوده است. حتی عبدالرزاق دنبلی نیز بر این واقعیت اشاره می­نماید:

«... مقرر شده بود که در کوردشت دزمار قلعه که یک طرف آن رود ارس باشد بنا شود ...»

در واقع رود ارس بر نفوذناپذیری قلعه می­افزود و امکان مقابله با دشمن را دوچندان می­نمود. نیروهای ایرانی می­توانستند به راحتی بر ارتفاعات کردشت قرار بگیرند و نیروهای روس را که قصد عبور از دره رود ارس را داشتند مورد هدف گلوله­های توپ و تفنگ قرار دهند.

همچنین رود ارس به عنوان یک منبع غنی آب، تصور هر گونه بی­آبی در قلعه را  از بین می­برد و بدین ترتیب مشکل آب در دوران مقاومت­های طولانی مدت را مرتفع می­ساخت.

حتی برخی عقیده دارند که این قلعه بر روی بقایای قلعه­ای اوراتویی ساخته شده و در قبل از دوران قاجار، پیشینیان نیز بر اهمیت این منطقه برای قلعه سازی پی برده بودند. واژه دیزمار نیز تداعی­گر عنوان دژ است. این وجه تسمیه مؤیّد وجود قلعه­های متعددی در این بخش از آذربایجان در گذشته­های دور و پیش از دوران قاجار می­باشد.

نکته جالب دیگر اینکه منابع تاريخي دوران مغول، از وجود قلعه­ای بنام دزمار در ناحیه اردوباد و در ساحل رود ارس خبر می­دهند.

منابع از فعالیت مهندسان «فرنگی» و «ایرانی» در ساخت این قلعه سخن به میان آورده­اند و با بیان اینکه در زمان درماندگی مهندسان رهنمودهای عباس میرزا به فریاد آنان می­رسید و در پیشبرد امر تاثیر می­نهاد؛ نقش و جایگاه شاهزاده قاجار را در روند ساخت و ساز این سازه دفاعی بسی بزرگ تر جلوه داده­اند. به هر حال چنین اشاره­هایی در منابع دوران قاجار بیانگر این حقیقت است که عباس میرزا نظارت کاملی بر ساخت قلعه کردشت داشته و به عنوان یک کارفرما از نزدیک فعالیت مهندسان وکارگران تحت فرمان خود را کنترل نموده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:29  توسط سجاد حسینی  | 

استاد (اوستا) لقبی بود که مردم در زمان قدیم به افراد ماهر در هر حرفه و شغلی می دادند. یک استاد می توانست یک بنا، یک نقاش و یا یک خیاط باشد. در عنوان استاد نیز با این بار معنایی به علی اکبر عسگری علمداری داده شده بود. وی یکی از معتبرترین اهالی منطقه جلفا در حدود نیم قرن پیش بود. در تمامی مجالس شرکت می کرد. در مهمانی ها نان این برکت الهی را در سفره های تقسیم می نمود.(به نظر می رسد پخش نان بر سر سفره به عنوان نماد برکت در گذشته سنتی ویژه و مخصوص به خود داشت و معمولا توسط یک بزرگ و ریش سفید صورت می­گرفت) به داماد ها خلعت دامادی می­پوشاند.( این سنت نیز در گذشته­های نه چندان دور اجرا می گشت و رخت دامادی توسط یکی با مراسم خاصی بر تن داماد پوشانده می شد.) پسر بچه های تازه متولد شده را ختنه می کرد و زمینه جشن سنت را ایجاد می نمود.( سنت تویو یا جشن سنت، همان ختنه سوران می باشد. این عنوان بدین معنا است که عمل ختنه پسربچه ها، اطاعت از سنت پیغمبراسلام(ص) می باشد.) شغل اصلی اش سلمانی بود و مانند دیگر سلمانی های زمان به کشیدن دندان نیز اشتغال داشت. وی فردی باسواد بود و دانش خواندن و نوشتن فارسی، ترکی و عربی را در اردوباد نخجوان فراگرفته بود. خط خوش و زیبا از دیگر ویژگی های استاد علی اکبر عسگری علمداری محسوب می گشت. از این رو مطالعه عمیقی در کلام الله مجید، کتب ادبی و روزنامه ها و مجلات زمان خود داشت. وی گنجینه ای از کتب ارزشمند تاریخی را در اختیار داشت که تمامی این کتب در سال های آخر زندگی و بعد از مرگش از بین رفتند. گفته می­شود وی با درایت ویژه خود برخی تحولات آینده را پیش بینی نموده بود که از آن جمله می توان به سرنگونی رژیم منحوس پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی اشاره داشت.

این شخصیت فرهیخته در سال 1359 در گذشت و دنیایی از اطلاعات تاریخی، فلکولوریک و آیینی را با خود به زیر خاک برد. یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 15:42  توسط سجاد حسینی  |