تبليغاتX
کمکی آراز
کمکی آراز
تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس
قئرخ ایاق ها

قئرخ ایاق عنوانی کلی است که به قناتهای شهری داده می شد . تا کنون از وجود قئرخ ایاق در علمدارجلفا  و مراغه اطلاع داشتینم . اما امروز از سخنان دکتر سیروس برادران شکوهی ، استاد اسبق تاریخ دانشگاه تبریز ، متوجه شدینم که چندین قنات معروف به قئرخ ایاق در خود شهر تبریز نیز وجود داشته است. دکتر شکوهی محل قرار گیری این قئرخ ایاق ها را چنین عنوان کرد:

قئرخ ایاق اول اهراب در دربند نائب غلام

قئرخ ایاق کوچه باغ بالاتر از حمام فیل گوش

قئرخ ایاق ششگلان جنب مسجد میر آقا

قئرخ ایاق خیابان پهلوی

قئرخ ایاق کوچه نوبر

و...

 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:59  توسط سجاد حسینی  | 

علمدار قدیم و علمدار جدید!

شاید اگر پای صحبت بزرگترها و قدیمی ها بنشینید متوجه می شوید که علمدار امروزین ما چیزی متفاوت از علمدار قدیمی بوده است. بلی ، درست است ما علمداری قدیمی و کهنه داشته ایم که گویا طی یک مناقشه تاریخی به کلی نابود شده و سکنه آن از بین رفته اند . بعد از چندی جمعیتهای مهاجر از مناطق اطراف گرد هم می آیند و کلنی کوچک علمدار دوباره زنده می گردد. قدیم ترها حتی خرابه های علمدار قدیم را در منطقه بایر دیده اند. در این که علمدار قدیم چگونه بوده و چطور از بین رفته است نیازمند بررسی های بیشتری هستیم. اما امروزه با یک مطالعه مردم شناسی جزئی می توانیم این نظریه را مطرح سازیم  که علمداری های اصیل اکثرا ریشه های خانوادگیشان به خارج از علمدار مربوط می شود و آنها بعد از چندی حضور در این منطقه بومی آن به حساب آمده اند.برای مثال ریشه های غیر علمداری چندین خانواده اصیل علمداری را بررسی می نماییم:

- خانواده محمودی علمداری : مهاجر از یکی از روستاهای نخجوان

- خانواده محمدزاده علمداری : مهاجر از روستای آزال در آن سوی ارس

- خانواده خسروشاهی علمداری : مهاجر از ان سوی ارس

- خانواده اصفهانی علمداری : دارای ریشه هایی در تبریز و اصفهان

- خانواده نقاشی علمداری : مهاجر از تبریز

- خانواده درویشی علمداری : مهاجر از آن سوی ارس

و...

این مهاجرتها در برهه های زمانی متفاوت و بنا بر دلایل مختلفی صورت پذیرفته است. با این همه نمی شود گفت که همه علمداری ها دارای ریشه های غیر بومی هستند.بیان این گفتار تنها در قالب یک نظریه می تواند جای گیرد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 13:38  توسط سجاد حسینی  | 

شعر ترکی برای آموزش فارسی

یاد گیری زبان فارسی از دیرباز یکی از علایق ترک زبانان منطقه آذربایجان محسوب می گشت . اما در روزگار گذشته که چنین سیستم آموزشی منظم و علمی وجود نداشت مردم عادی چگونه فارسی فرامی گرفتند. به نظر می رسد بهره گیری ازقدرت سحر آمیز شعر روند آموزش فارسی را تسریع می بخشید. نمونه ای از اشعار ترکی آموزش زبان فارسی را که از دیرباز در بین مردم جلفای ارس رایج است زمزمه می کینم :

اشعار آموزش اعداد فارسی :

"یک" یئکه دانئشما

"دو" دونبالان آشما

"سه" سَفِه دانئشما

"چهار" چادرانی آشما

"پنج" پنجره دن قاشما

 "شش" شیشمه سن آلله

"هفت" هفته بئجه ر سن

"هشت" هشته بئجه ر سن

"نه" نخود ساتان سان

"ده" دَ وه یه مینسن

"یازدهی " یازارئق

"دوازدهی " پوزارئق .

 

***

 آرپییا "جو" دئدیلر

بوغدییا "گندم"

دارییا آد قویانجا

من قویوب گلدوم

 ***

...

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 22:55  توسط سجاد حسینی  | 

قازایاغی

قاز ایاغی

 

قاز ایاغی نام یکی از گیاهان بومی منطقه آذربایجان می باشد . این گیاه را در فارسی پنج انگشت می نامند. کلمه قاز ایاغی از دو بخش قاز (به معنب پرنده غاز) و ایاغ ( به معنای پا) تشکیل شده و معنای پای غاز را می دهد. در اصل این گیاه کاملا شبیه  به پای پره دار پرنده غاز می باشد. آغازین روزهای بهار فصل تهیه این گیاه از کوهستان ها و دشت های خرم منطقه است.

منابع تاریخی از رویش و استفاده این گیاه در آذربایجان دوران قاجار به ما خبر می دهند. نسخه خطی سفرنامه ولیعهد از رویش قازایاغی در کوه ها و دشتهای قره داغ و مغان سخن به میان آورده است.

نادر میرزای قاجار نیز در کتاب آشپزی خوراک های ایرانی از بورانی قاز ایاغی  به عنوان یکی از غذاهای ایرانی یاد کرده است.

مردم جلفا کاملا با این گیاه آشنا هستند و از آن به تهیه آش می پردازند. در برخی روستاهای جلفا کوکوی قازایاغی نیز طبخ می شود.

در فصل بهار بازار های قدیمی تبریز نیز شاهد دست فروش های روستایی است که قازایاغی را به همراه سایر سبزی های کوهی به مردم عرضه می کنند.

در ارومیه عرق قازایاغی تهیه و عرضه می گردد. این عرق برای بسیاری از بیماری ها از جمله امراض جلدی مفید است.

متاسفانه قازایاغی نیز از کوهستان ها به مزارع کشاورزی انتقال نیافته و به طور گسترده ای کشت نمی شود.

2 نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 18:45  توسط سجاد حسینی  | 

شُمون

شُمون

 

شُمون یکی از سبزی های محلی آذربایجان ، خصوصا منطقه جلفا می باشد. این سبزی محلی همزمان با آغاز بهار و گرم شدن هوا در کوهستان های منطقه شروع به رویش می کند. نادر میرزای قاجار در کتاب ارزشمند خوراک های ایرانی شمون را اسفناج کوهستان معرفی کرده و پخت نوعی بورانی را با آن معرفی نموده است . پس ما می دانیم که استفاده از این سبزی مسبوق به سابقه می باشد.

اما مردم منطقه جلفا غذای سنتی لذیذ دیگری را نیز با شمون می پزند. این غذا نوعی پیراشکی محلی است که "خیطاب" نام دارد. برای پخت خیطاب باید خمیر تهیه کرد و شمون آب پزشده و سپس سرخ شده با روغن و پیاز را درلای چونه گذاشت و آن را در تنور مثل کلوچه پخت . پخت خیطاب در ایام آغازین سال همزمان با رویش شمون  صورت می پذیرد.

اما یک سوال چرا مردم منطقه جلفا به تولید انبوه این گیاه ارزشمند و مفید و خوشمزه نمی اندیشند؟ چرا هیچ گاه به تولید محصولات بومی کشاورزی فکر نمی کنیم ؟

ای کاش مهندسین کشاورزی اندکی نیز به پرورش محصولات بومی بیندیشند و علم خود را به خدمت محصولات کشاورزی بومی در آورند.اما ما هیچ گاه چنین نیندشیده و نکرده ایم و همیشه به الگوبرداری از دیگران روی آورده ایم !

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 18:14  توسط سجاد حسینی  | 

 
کتاب ايران