تبليغاتX
کمکی آراز

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

كَمكي ، درباره اين عنوان فكر كنيد. كمكي به چه معنايي است ؟ اين واژه در چه زباني ريشه دارد؟نام اين قله سترگ جنوب رود ارس كه منابع آبي آن حيات بسياري از شهرها و روستاهاي محال علمدار گرگر، هرزندات مرند وديزمار قره داغ را تضمين مي كند تداعي گر چه معنا و مفهومي است.

بگذاريد در اين فرصت آزاد تر بينديشيم و فرضيه اي را هر چند متزلزل و ضعيف ارائه دهيم .

كَمكي شكل تغييريافته اي از واژه گَمي چي است. در واقع در برخي از روستاهاي دامنه اين كوه تلفظي بسيار نزديك به گَمي چي براي ناميدن اين قله استعمال مي شود. گَمي چي در زبان تركي به معناي كشتيبان مي باشد. ما در تاريخ تنها يك كشتي و يك كشتيبان داريم كه با كوه و كوهستان مرتبط است: كشتي نوح (ع)

الان به طور كامل ثابت شده كه كشتي نوح بر فراز آرارات فرود آمد و حتي بقاياي فسيل آن نيز بر جاي مانده است. اما خاطره نوح نبي و كشتي او در ميان مردم مناطقي چون آذربايجان ، قفقاز ، شرق آناطولي و شمال عراق همچنان باقي مانده است و بسياري از اعلام جغرافيايي مرتبط با آن تعبير و تفسير مي شود.در منطقه ما نيز چنين اعلام و وجه تسميه هايي كم نيستند.مثلا مرند به معناي محل دفن مادر نوح (ع) ،  نخجوان به معناي زادگاه نوح (ع) و  كَمكي به معناي كشتيبان مقدس نوح (ع)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:40  توسط سجاد حسینی  | 

با ما همراه شويد در سواحل جنوبي ارس در سرزمين آتش در دامنه پر مهر كيامكي (كمكي ) در ديار شعر و فولكلور و افسانه . در جلفاي مشروطه خواه.

www.kemkiaraz.blogfa.com

آرازئن باشي منم

ديبينين داشي منم

هاردا بير غريب اولسا

اونون يولداشي منم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:34  توسط سجاد حسینی  | 

خورشید بانو ناتوان ایله سس لشدیم :

هیجرین ائدیبدی کونلومی ویران آغلارام

بو درد ایله اود توتوب هر آن آغلارام

کیپلیک لریم اوتنده گوزو هر گئجه نئجه

اوکودمه ایله یادئنا آل قان آغلارام

بایرامدا یازدا بوش گورونورسه سنین یئرین

چوللر اولاندا رنگللی الوان آغلارام

آلله نه اولدی باغئمئز ایچره او ساری گول

بیتنده باغدا سوس و ریحان آغلارام

گوزلر منه یار اولانمئر اولارسا یار

یادئنا مین دنیز مین عمان آغلارام

عمروم سونا یئتنجه بو درده گوزوم یاغار

قوی آند وئریم آند اولا قورآن آغلارام

(این شعر و اکثر اشعار بدون ذکر شاعر در این وبلاگ محصول تراوشهای فکری این جانب است. )

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:23  توسط سجاد حسینی  | 

كمكي آراز انعكاسي از تاريخ ‘ فرهنگ و مدنيت ساحل نشينان جنوب ارس مي باشد.

جلفا ؛ نگين شهرهاي جنوب ارس

علمدار؛ ديار دنياديدگان و تاجرپيشگان سرحديه

گرگر؛ آيينه تاريخ و هويت جنوب ارس

كمكي ؛ سترگ و استوار

ارس ؛ خروشان و خشمناك

 

kemkiaraz

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:24  توسط سجاد حسینی  | 

گئدنده گوی لره سو سو سسی ، سو سلطانی

فیکیر پوزونتی ، حالی سه یامان اولموشودی

قورو چولده سوسوز کورپه لر ناله سی چون

سویون نیسگیلی درده سالان اولموشودی

قولون ، نه سویله ییره م قوللارئن وئریب قوربان

گوتوردوگی سویو توپراغه احسان اولموشودی

اومودو چون اوزولوب ساقی نین می ناب دان

جهان گوزو قاباغئندا دومان اولموشودی

بودرد باغرئنی سئخمئش بو غمله اود توتموش

ایکی نرگیزی قان یاغدئران اولموشودی

گورنده قارداشی قارداش قامتی سئندی

مگر حسین ایله عباس بیر جان اولموشودی

بئلنچی داغ داغئلاندا ئبرده ، بیل کی یقین

ملک لرین حالی گویده پریشان اولموشودی

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:25  توسط سجاد حسینی  | 

دوست و هم کلاسی ترکمن و اهل سنت من وقتی از علاقه ام به اشعار مخدوم قلی فراغی در مدح اهل بیت آگاه شد، مقاله ای در این خصوص برایم فرستاد .بخشی ازآن را با همان ادبیات خاص خود مرورمی کنیم :

 انسان بسيار دوست دارد که از چيزي که به آن علاقه مند است هرچه بيشتر سخن بگويد. مخدومقلي نيز چون به فرزندان حضرت محمد (ص) عشق مي ورزيد، آثاري ابدي درباره آنها به ميراث گذاشته است.

بير خدايمينگ قلي دير ال حسن بيرله حسين

مصطفي نينگ بلبل دير ال حسن بيرله حسين

باغ رضوانينگ گلي دير ال حسن بيرله حسين

ال علي نينگ ايکي اوغلي دير ال حسن بيرله حسين

ايکي دنيانينگ گلي دير ال حسن بيرله حسين

ترجمه:

بنده خداي يکتا هستند حسن و حسين

بلبل مصطفي هستند حسن و حسين

گل باغ رضوانند حسن و حسين

دو فرزند علي هستند حسن و حسين

گل دو دنيا هستند حسن و حسين

براساس اخبار منابع تاريخي، حضرت حسن به دست همسرش مسموم مي شود و به قتل مي رسد. سر حضرت حسين را نيز ملعوني بنام شمر از تن جدا مي کند. اين واقع را مخدومقلي چنين به تصوير مي کشد:

شمر ملعون پليد کسدي حسين نينگ باشيني

تانگلا معشرده گورر سيز ال فاطمه گوزياشيني

ترجمه:

شمر ملعون سر حسين را از تن جدا کرد

در روز معشر مي بينيد اشک هاي فاطمه

مخدومقلي توانسته است با اين مرثيه خود به خواننده بگويد که تمام عالم در سوگ اين دو عزيز گريان است. در آن روز پرحسرت، يعني روز شهادت امام حسين – روز دهم ماه محرم- ترکمن ها نيز مانند ملت هاي مسلمان ديگر نذري و صدقه مي دهند و براي آمرزش روح امام حسين (رض) قرآن مي خوانند و روحش را شاد مي سازند.

ما بايد آرزو کنيم که به اهل بيت همانقدر محبت و عشق بورزيم که مخدومقلي مي ورزيد. زيرا حضرت پيغمبر فرموده است: «هرکس در حالي از دنيا برود که فرزندان پيغمبر (ص) را دوست دارد، تمامي گناهانش عفو مي شود» در حديث ديگري نيز فرموده است: «هر کس در حالي از دنيا برود که فرزندان پيغمبر (ص) را دوست دارد، مومن مي ميرد.»

بنابراين محبت ورزيدن به پيغمبر (ص) و فرزندان وي سعادتي عظيم است. نام مخدومقلي که با جان و دل آنها را دوست داشت و درباره آنها آثاري ابدي خلق کرد، جاودان و هميشگي خواهد ماند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 16:26  توسط سجاد حسینی  |