|
|
آراز دان گلن نغمه لر |
|
|
آراز آخئر ناز ایله ساز ایله آوازایله قئراغئندا قوناقدی مین دورنا مین قاز ایله آرازدان گلن آلما گلیب بوردا دایانما گل گئچ گئد ظلوم اائدمه یاریمی یادا سالما آراز امان قئزآمان گویلرده اولدوز آمان تک قالئب فغان ائده ن بو یازئق یالقئز آمان آراز سرین سو سه رین بوچایئن دیبی ده رین یارئم بیرجه گل بورا منیم باغرئما سه رین |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 19:59 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
محرم در جلفا : به یاد مشهدی علی اصفهانی علمداری |
|
|
محرم فرا می رسد. چشم ها برای حسین بن علی می گریند و مجموعه ای از سنتهای دیرین شیعی آذربایجانیان دوباره زنده می شوند. ما نیز در سواحل جنوبی رود ارس مجموعه ای از سنتهای مذهبی خود را در سوگ اباعبدالله (ع) عرضه خواهیم داشت. و بزرگترین فستیوال مذهبی سال را برگزار خواهیم کرد. محال گرگر از سالهایی دور همچنان در عشق اباعبدالله(ع) می سوزد و با مراسم گوناگون و هیات های عزاداری متعدد خود عشق خویش را به حضرت سیدالشهدا (ع) نشان می دهد . در این مجال به یاد مرحوم مشهدی علی اصفهانی علمداری (تبریزلی علی ) و هیات عزاداری وی سطوری را می نگاریم : مشهدی علی تاجر تبریزی و یا اصفهانی الاصل علمداری المسکن فرزند مشهدی عبدالحسین یکی از پیرغلامان درگاه حضرت امام حسین (ع) در علمدار بود.وی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. خانواده او تاجر پیشه بودند و از این رو در مناطق مختلفی چون اصفهان ، تبریز و علمدار زندگی کرده اند و بدین خاطر به درستی نمی توان خاستگاه اصلی این خانواده را حدس زد. اسناد خانوادگی نیز گاه از عنوان تاجر تبریزی و گاه از عنوان تاجر اصفهانی برای نامیدن این خانواده استفاده کرده اند. اما همین عناوین منسوب به شهرهای مختلف مسیر فعالیت تجاری این خانواده را به خوبی برای ما آشکار می کند. آنها مدتها در کار تجارت و صادرات و واردات در سرحد جلفا بوده اند. اعضای این خانواده هنوز هم از واردات نفت از باکو با شتر حکایتها دارند. به هر حال مشهدی علی به قدری در تبریز زندگی کرده بود که به لهجه تبریزی ترکی را تکلم می کرد و در علمدار به تبریز لی علی مشهوربود. و دیگر آنکه او سنتهای عزادرای تبریز را نیز در علمدار برپا می نمود.برای مثال او بسان عزادارن عجم بازار تبریز و با همان ریتم و آهنگ و حرکت دست ، سینه می زد و نوحه می خواند:"لیلا دولانئر خیمه لرین قاره باشئندا" مشهدی علی و برادرانش مشهدی ابوالقاسم و مشهدی مهدی هر سه در علمدار سکونت می گزینند. مشهدی علی با دختر محمد بیگ یاوری علمداری از سرشناسان و خانواده های حکومتگر محال گرگر ازدواج می کند.بلوره خانم یاوری سه فرزند با نام های فاطمه، سکینه و کریم را برای مشهدی علی به دنیا می آورد و خود در سنین جوانی از دنیا می رود.قبر او در بخش قدیمی قبرستان وادی رحمت علمدار هنوز هم باقی است.(درکنار قبور اجداد خانواده های حقی علمداری و ذوالفقاری علمداری) . مشهدی علی نیز به همراه یکی از نوادگانش (لیمو ) و دخترش فاطمه در این قبرستان در آرامش ابدی خفته اند. عزادارن سینه زن هیات تبریز لی علی قبل از آغاز مراسم در کاروانسرای مشهدی علی در محله قرخ ایاق جمع می شدند و لباسهای خود را در آورده قسمت کمر به پایین را لنگ می بستند و بخش فوقانی بدن را با استفاده از زغال و خاکستر سیاه می کردند . عین این نوع از گریم برای عزاداری درسفرنامه های اروپاییان دوران صفوی انعکاس یافته است. اما آیا در آوردن لباس و سیاه کردن بدن با زغال نمادی از اوج مصیبت بود و یا اینکه به خاطر کمبود و گرانی لباس مشکی چنین کاری انجام می شد؟جالب اینکه این نوع از گریم حتی در محرم های مصادف با زمستان و در سوز وسرمای زمستانی نیز انجام می یافت. عزادارن بعد از این کار عزاداری خود را آغاز می کردند. در روز عاشورا نیز این هیات مراسم خاصی داشت و از آن جمله می توان به مراسم شبیه گردانی تابوت امام حسین(ع) و حضرت علی اکبر(ع) اشاره داشت. در مراسم تابوت گردانی امام حسین(ع) ، مشهدی علی در تابوتی نمادین می خوابید دو دست او از کناره تابوت بیرون می زد و با هنرمندی اجزای بریده بدن گوسفندی در بخش های مختلف بدن مشهدی تعبیه می شد و و خون دائما از آن بیرون می زد و این احوالات حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا را یاد آور می شد و مردم متدین منطقه با دیدن این مراسم خون می گریستند. مراسم شبیه گردانی حضرت علی اکبر نیز توسط کریم تنها فرزند ذکور مشهدی علی انجام می گرفت و او در حالیکه شمشیری بر دستارسر بسته بود و در گریم خاصی خون از پیشانی اش جاری می شد سر را بر روی شانه اسب می گذاشت و بالا می برد و چنین سوزناک می خواند: یاره ده ییب دی باشیمه قانی آخئب دی قاشیمه قویون گئدیم آل هاشیمه دردی دلیمی دئییم گلیم .... |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 13:2 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
محصولات بومی کشاورزی |
|
|
چرا محصولات بومی کشاورزی خود را کشت نمی کنیم ؟؟ وقتی طرح انتقال آب ارس به دشتهای خشک و تشنه ، اما حاصلخیز و بکر جلفا آغاز شد ، بارقه ای از شادی و شعف قلبهایمان را گرفت که که دوباره کشاورزی و باغداری در منطقه احیا خواهد شد و محصولات بومی منطقه که نام و آوازه شان زبانزد خاص و عام است . در کنار سایر محصولات کشاورزی کشت و روانه بازار خواهد گردید . شاید منظورم را از محصول بومی منطقه فهمیدید ، بلی درست است . خربزه علمدار . در سالهای اول بهره برداری از دشت گوردیان ، خربزه علمدار در کنار درختچه های کوچک هلو ، زردآلو ، گردو و ... کشت شد و محصولات درجه یک به بازار عرضه گشت . اما بعد از رشد درختان دیگر امکان کشت خربزه علمدار در پای درخت وجود نداشت و آن میزان کشت نیز مجددا متوقف شد . به نظر می رسد ، مهندسین کشاورزی و برنامه ریزان کشت در این دشتها فراموش کرده اند که خربزه علمدار اصلی ترین و پرطرفدارترین محصول منطقه بوده و هست و به عنوان یکی از سوغاتی های جلفا زبانزد خاص و عام است . شایسته است دشت گوردیان و گلفرج بیش از آنکه محل کشت چغندر قند ، گندم و ... باشد ، تابستان ها به محوطه ای پوشیده از جالیزها و بستانهای خربزه علمدار تبدیل گردد . دوباره میهمانان و مسافران طعم شیرین خربزه علمدار را تجربه کنند و تعریف آن را در همه جا پراکنده کنند . |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:19 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
غذاهای سنتی منطقه |
|
|
غذاهای سنتی را باید بخشی از فولکلور و هویت فرهنگی هر جامعه ای تلقی کرد . یادگاری از گذشتگان برای مردمان امروزی ، با همان رنگ و بوی سنتی .. جوامع مختلق سعی در حفظ و نگه داری این مواریث فرهنگی و عرضه آن به دیگران دارند . عرضه غذاهای سنتی در شهرها و مناطق توریستی بیش از سایر جاها امکان پذیر است . اما جلفای ما با وجود داشتن انواع گوناگون غذاها و خوراکی های سنتی ، هنگام پذیرایی از میهمانان خود ، هیچ طعام سنتی را عرضه نمی دارد . در سرتاسر جلفا حتی یک غذاخوری کوچک عرضه غذاهای سنتی وجود ندارد . در این نوشته به معرفی یکی نوع از خوراکی های محلی منطقه جلفا می پردازیم . غذایی که امکان عرضه و فروش آن به مسافران وجود دارد . در صورت عملی شدن این مورد ، عرصه جدیدی از اشتغال برای ساکنان این شهر توریستی ایجاد می گردد . اوماج حالواسی یا حلوای اوماج : این خوراکی سنتی که در ردیف اطعمه شیرین قرار می گیرد ، در سرتاسر منطقه تهیه می گردد . حلوای اوماج را به راحتی می توان از آرد ، شکر و روغن تهیه کرد . افزودن موادی چون شیر ، انگور ، زعفران و ... می تواند موجب تنوع طعم های این شیرینی شود . مواد مورد مصرف حلوای اوماج بسیار ساده و ابتدایی اند و تنها هنر آشپز جلفایی لازم است تا معجزه کند و این شیرینی بسیار خوش طعم را تهیه نماید . بسته بندی و فروش این نوع حلوا ، در ظروفی مانند ظروف سوهان قم یا در بسته بندی های متفاوت تر امکان پذیر است . بهره مندی از تجربه های ارومیه ای ها و اردبیلی ها در عرضه حلوا می تواند در تحقق هرچه موفقیت آمیز این امر ، مفید واقع شود . بگذارید آینده طلایی جلفای عزیز را بعد از گشایش نخستین فروشگاه عرضه خوراک سنتی تصور کنیم : مسافران تبریزی آخر هفته را برای بهره مندی از ابنیه تاریخی ، گردشگاه های طبیعی و خرید از بازار مشترک در جلفا سپری می کنند . آنها وارد فروشگاه عرضه حلوای سنتی اوماج می شوند و از فروشنده نام این شیرینی را جویا می شوند ؛ فروشنده جلفایی با افتخار هرچه تمام تر پاسخ می دهد : " اوماج حالواسی ، سوغاتی جلفا " و سپس میهمانان را به امتحان این شیرینی لذیذ سنتی ، دعوت می کند . |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:18 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
علی (ع) در آیینه شعر مختومقلی |
|
|
در آستانه عید غدیر شعرهای مختومقلی فراغی را درمدح علی بن ابی طالب (ع) زمزمه می کنیم: ضرب اوروبان جناديلنينگ شهرينه كافرلارا غضب سالان علي دير گوز يوموپ آچغينچا قيرق گونلوك يولي دلدله بير فرسخ قيلان علي دير باشلار آزاد ادن ديو قوجاغيندان آژدارها لبيندن، داغ بوجاغيندان
دروازهسين چكيب خيبر داغيندان يدي قالا بيردن دولان علي دير كشت ايلهگان داغي - داشي الهييپ خنجر، قيليچ گمريب، قانلار يالاييپ دوغري گليپ، اختم قانين ديلهييپ مقاتله غوغا سالان علي دير آرسلان كيبي قاودينگ كافر آولاري گشاد اتدينگ نيجه كعبه رولري ير آستيندا اولكه چاپان ديولري باريب، بولك - بولك قيلان علي دير كله گلدي درگاهينگا داد بيله نظام بردينگ سرحدلره خط بيله قمقام قيليچ بيله، دلدل آط بيله تحت السري دگين باران علي دير مختومقلي آيدار، تنده بو جانينگ يولوندا نثار ات شاهمردانينگ ال اوزاديپ چار كنجينه دنيانينگ محمد دينينه سالان علي دير |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 17:10 توسط سجاد حسینی
|
|
||