عوامل گوناگونی در شکست و عدم توفیق شجاع نظام در جنگهای تبریز دخیل بوده است . عواملی که تمامی شایستگی ها و مهارتهای نظامی این سردار زیردست و کارکشته را تحت الشعاع خود قرار می دهند. یکی ازاین عوامل را باید رد هدف و آرمان والای مجاهدان جستجو کردکه در را ه آن از جان گذشتگی ها و فداکاری های بی مانندی را به منصه ظهور می گذاشتند و هیچ قدرتی را یارای مقابله با آن همت بلند نبود.در حالی که تجربه نشان می دهد نیروهای مرند چپاول و تاراج را پیشه ساخته بودند ودفاع از سلطنت بهانه ای برای چپاولگری بیشتر بود . لذا این هدف کوچک و دون در برابر آرمان بزرگ مشروطیت همیشه محکوم شکست بوده است.
ازسوی دیگر تمامی سپاهیان شجاع نظام با او و اهدافش همدلی و همراهی کامل نداشتند . آنها خواسته یا نا خواسته باید در اردوی مرند حضور می یافتند و گرنه خانه و کاشانه یشان به یغما و میرفت و به خاک ذلت می نشستند . حتی این عدم همدلی در مورد شجاع لشکر پسر بزرگ شجاع نظام نیز مشهود بود و او علی رغم بستن راه جلفا و ادراره امور مرند در غیاب پدر، به آرمان مشروطیت گرایش داشت و در مواردی چند مشروطه خواهان را از ستم های پدر رهانیده بود .شجاع لشکر در حین مرگ نیز از پدر سرزنش می کند و از ظلم هایی که به مردم روا داشته بود انتقاد می نماید.
عامل دیگر اینکه شجاع نظام و دیگر دولتیان در گیر نبردهای تبریز از نظر مالی و تجهیزاتی دچار کمبود و مشکل بودند چنانچه کسروی می نویسد:"شجاع نظام و رحیم خان از پول و قورخانه در تنگی بودند." آنان بارها جهت تامین تسلیحات نظامی مورد نیاز به کنسولگری روس روی می آورندو از کمکهای آنها بهره مند می شوند.
(بخشی از مقاله شجاع نظام مرندی دشمن سرسخت مشروطه - همایش مشروطه در تهران ۱۳۸۵- سجاد حسینی )
