تبليغاتX
کمکی آراز

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

جلفا پیشرو در اکتساب افکار و آرای نوین :

از زمانی که غربیان با کنجکاوی هر چه تمام تر در صدد شناخت جهان برآمدند و سوار بر کشتی های اکتشافی سرزمین های بکر و ناشناخته این کره خاکی را  یافتند و در صدد ایجاد سلطه بر این مناطق برآمدند ،وضعیت جهان بسیار تغییر نمود .دیگرهمه جهان در ارتباط با هم بود و هیچ کشوری نمی توانست خود را به دور از دیگران نگاه دارد.

ایران عصر قاجار نیز نتوانست خود را از تحولات جهانی دور نگه داردو بدین ترتیب  تحت تاثیر تحولات جهانی قرار گرفت .

روسیه همسایه شمالی کشورمان به تازگی گرد و خاک جهالت قرون وسطایی را کنار زده بود. مردم این کشور مسیر رشد و پیشرفت را در همه زمینه ها می پیمودند . آنها دیگر استبداد تزارها را نمی خواستند و تحولات در روسیه خبر از انقلاب و یا انقلاباتی ضد دیکتاتوری تزاری را می داد.

هر چند همسایه غربی یعنی عثمانی آخرین سال های اقتدار خود را می پیمود باز هم در این امپراطوری مسلمان همسایه، سر و صدای اصلاحات به گوش می رسید .

این دوکشور همسایه ایران  در حال تاثیر پذیری از اروپا و روی آوری به رژیم های ضد سلطنت مطلقه بودند .

تمامی تحولات بزرگ سیاسی جهان در سرزمین های غربی به وقوع می پیوست و این ها همه اولین تاثیرات خود را در مناطق غربی کشورمان می نهاد .و در این میان مناطق مرزی به ویژه مناطق سرحدی شمالغرب پیشروتر از بقیه جاها بودند.جلفا یکی از این مناطق بود که به خاطر رونق بیش از حدش در این دوره پرفروغ تر از دیگر نقاط مرزی نقش آفرینی می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 14:25  توسط سجاد حسینی  | 

اشعار فولکولوريک در موضوع باران:

اشعار فولکولوريک زيبايي در ادبيات عاميانه مردم آذربايجان در خصوص باران وجود دارد که معمولا پس از نزول اين نعمت الهي زمزمه مي گردد.گهگاه افراد شرکت کننده در آيين هاي باران خواهي پس از بارش باران اين شعر ها را مي خوانند.

دو نمونه از مشهورترين اين اشعار ارائه مي گردد:

 ياغئش ياغئر ياغا ياغا

بيري دوشور بيزيم باغا

گلين گئدک بيزيم باغا

بيزيم باغا اويناماغا

اويناماغئن واختي دئيل

قئزئل گولون تاختي دئيل

ترجمه:

باران در حال باريدن است

و قطره اي از آن به باغ ما مي ريزد

بياييد به باغ ما برويم

تا در آنجا بازي کنيم

اما وقت بازي کردن نيست

و هنگامه گل سرخ نيست

 

ياغدي ياغئش لار

بانلادي قوش لار

چول ده چوبان لار

حيوان جامئش لار

بيزيم پريش لر

سونبولي قريشلر

ترجمه :

بارانها باريدند

و پرندگان آواز سر دادند

چوبان ها ي مشغول کار در دشت ها

و بيچاره گاو ميش ها

پريش (نوعي غله ) هاي ما

به برکت آب بارن سنبل هايي چند وجبي به بار مي آورند

(بخشی از مقاله آب در فرهنگ آذربایجان ،ارائه شده در همایش آیین های ایرانی،نیایش آب ،مهر ماه ۸۵ ،دانشگاه تهران )

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:27  توسط سجاد حسینی  | 

بدن انسان از اعضا و اجزا گوناگونی آفریده شده است .دست یکی ازاعضا محسوب می گردد. این عضو اساسی بدن به خاطرکارکردهای مهمی که دارد برای هر انسانی مهم و ارزشمند می باشد. دست درفرهنگ و ادبیات اقوام و ملل مختلف جهان از جایگاه خاصی برخوردار است .در این بین اقوام دنیای شرق ارزش و اعتبار ویژه ای را بدان قائل اند.جایگاه دست در فرهنگ ،ادبیات و اعتقادات مردم ایران ،و از آن جمله مردم آذربایجان قابل تامل و مداقه است .در این نوشته مختصر به جایگاه دست در فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته می شود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:5  توسط سجاد حسینی  | 

آیین بارن خواهی به واسطه سادات:

یکی از منحصر به فردترین مراسم های باران خواهی در آذربایجان که تنها یک نمونه از آن در 30الی 40 سال قبل در علمدار آذربایجان (شهرستان هادیشهر کنونی ) برگزار می گشت آیین بارن خواهی به واسطه سادات می باشد.

در این مراسم که در ایام خشکسالی صورت می پذیرفت ، یکی از سادات مشهور و مورد احترام منطقه را به درختی می بستند و ب باد کتکش می گرفتند .تا اشک او جاری شود و. خداوند به واسطه اشک دیده فرزندان رسول خدا (ص) نعمت مبارک باران را نازل گرداند.

این مراسم حتی مورد رنجش سادات نیز نمی شد و همه با احترام و تقدس ویژه ای بدان می نگریستند.و به گفته مردم منطقه در نمونه های متعددی پس از اجرای این مراسم باران می بارید.

این مراسم بارن خواهی نیز با اعتقادات دینی در آمیخته است و در آن اوج اعتقادات شیعی به طور بسیار آشکاری به چشم می خورد .

(بخشی از مقاله آب در فرهنگ آذربایجان ،ارائه شده در همایش آیین های ایرانی،نیایش آب ،مهر ماه ۸۵ ،دانشگاه تهران )

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 22:33  توسط سجاد حسینی  | 

آیین باران خواهی "چومچه خاتون":

یکی از مشهورترین آیین های بارن خواهی که در تمامی نقاط آذربایجان برگزار می شود آیین باران خواهی "چومچه خاتون " یا "چومچه خاتئن " می باشد. این مراسم در اکثر نقاط آذربایجان با اندکی تفاوت برپا می شود و در اینجا برای نمونه مراسم چومچه خاتئن مردم سواحل جنوبی ارس در ناحیه جلفا مورد بررسی قرار می گیرد:

مردم منطقه آذربایجان به قاشق چوبی چومچه می گویند.البته پیمانه های مختلفی که از آنها برای کشیدتن گندم و غلات مختلف حتی برای کار با ملات ساختمانی مورد استفاده قرار می گیرند همین عنوان را دارند .این مراسم با این نام می باشد و در برخی نقاط آذربایجان در هنگام برپایی آن قاشقی چوبی را که بر سر آن پارچه ای پیچیده اند تا به یاد آورنده جنس مونث باشد و چومچه ما به شکل خاتونی جلوه نماید ، در براب رشرکت کنندگان در این ایین سنتی می گیرند.

عده زیادی از کودکان و نوجوانان در این مراسم شرکت می کنند و در حالی که به طور دسته جمعی حرکت می نمایند اشعار بارن خواهی سر میدهند .برخی نیز بر طبل و دهل می کویند و گویا می خواهند اعلام عمومی دهند و همه را به برپایی این مراسم متوجه نمایند.آنها خانه به خانه می گردند و از هر دری انعامی می گیرند در شهرها و روستاهای ارس کنار جلفا این انعام شامل وسایل مورد نیاز برای پخت یک آش است چرا که در پایان این مراسم قرار است با آن هدایا آش باران پخته شود.

برپاکنندگان مراسم همچنان در طلب باران می خوانند:

چومچه خاتئن نه ایسته ر

آلله دان یاغئش ایسته ر

الی خمیرده قالمئش

بیرجه قاشئق سو ایسته ر

ترجمه :

(چومچه خاتون چه چیزی می خواهد

او از خداوند طلب باران می کند

دستش در خمیر مانده است

و تنها یک قاشق آب می خواهد)

آلا داغئن بولوتو

یتیم لرین اومودو

آلله سن یاغئش ایله

آرپا ، بوغدا قورودو

ترجمه :

(ای ابر کوهستان

و ای امید یتیمان

ای خدای بزرگ تو بارنی بفرست

که خوشه های جو و گندم در مزارع از تشنگی خشکیدند)

قئزلار باغا گئده ریک

گول درماغا گئده ریک

سن یاغئش اول من بولوت

یاغا یاغا گئده ریک

ترجمه :

(دختران ، به باغ می رویم

برای چیدن گل رهسپار می شویم

تو باران باش و من ابر گردم

و در حال باریدن برویم )

یاغئشئم یاغ یاغ که کیلیم اوزانسئن

آنامئن بیر دونو وار یاغئشا بویانسین

ترجمه :

(باران ببار و ببار تا کاکلم دراز شود

مادرم پیراهنی دارد ببار تا آن پیراهن خیس باران گردد)

و.....

پس از این که برگزارکنندگان این مراسم کار خود را در کوچه پس کوچه ها تمام نمودند با آذوقه ای که از خانه های مردم جمع نموده اند به یکی از بلندی های اطراف مروند تا در ادامه مراسم مشغول تهیه آش باران شوند .آش در دیگی پخته می شود و کودکان و نوجوانان مراسم چومچه خاتون گرد آن حلقه می زنند و همه انتظار می کشند .انتظار این دسته شامل دو چیز می شود .اول این که "یاغئش آشی"یا آش بارن بپزد و دوم و مهم تر این که بران ببارد چراکه اگر بارنی نبارد هیچ کس لب به آن آش نمی زند وآش دورن دیگ را از همان بلندی بر روی زمین می ریزند.

اما اگر بعد از ساعتها و انتظار و چشم دوختن کودکان معصوم به آسمان جهت بارش بارن ، لطف الهی شامل حالشان شد و باران بارید ،همگی باشور و حال وصف ناپذیری از آن آش می خورند و پرودگار را شکر می کنند.

اشعار چومچه خاتون متععدد تر از این چند بیت می باشد و امکان دارد در نواحی مختلف نمونه های دیگری نیز داشته باشد.

(بخشی از مقاله آب در فرهنگ آذربایجان ،ارائه شده در همایش آیین های ایرانی،نیایش آب ،مهر ماه ۸۵ ،دانشگاه تهران )

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 22:26  توسط سجاد حسینی  | 

در دیوان شاه اسماعیل صفوی نیز به برخی اشعار برخوردیم که در آن اشاراتی به باران نیسانی شده است .

در یکی از ابیات غزل های وی آمده است :

بو خطایی  تا یوزون اوستونده گوردی زولفونو

گوزلریندن یاش توکر باران نیسان نسبتی

ترجمه :(این خطایی تا زلف تو را بر روی صورتت دید

مانند بارن نیسانی اشک فرو می ریزد )(کلیات اشعار شاه اسماعیل صفوی خطایی ،رسول اسماعیل زاده ،انتشارات بین المللی الهدی ،تهران ،چ1 ،ص 325)

در قصیده ای از شاه اسماعیل می خوانیم :

یاغدیران دریایه گوگدن ابر نیسان یاغمورون

قطره سیندن لولوی شهوار ائدن پرودگار

ترجمه :( فرو آورنده باران نیسانی از آسمان

ای پروردگاری که از قطره های آن لولوی شهوار پدیدار می سازی )(همان،ص 369)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 22:22  توسط سجاد حسینی  | 

برخی از اعلام جغرافیایی منطقه جلفا (بخش تاریخی محال گرگر)و اشکال گوناگون آن در متون تاریخی مختلف در زبان های فارسی ،عربی ،ترکی و زبانهای اروپایی.شایان ذکر است برخی دیگر از روستاهای منطقه کنونی جلفا جز محال تاریخی دیزمار و قره داغ می باشد و منطقه جلفای امروزی ترکیبی از این محالات است .

ارس (آراز ،آراکسس،آراکس،الرس)

کیامکی (کم چی ، کم کی ،کیامکی داغ )

علمدار،گرگر، یوخاری گرگر،علمدارگرگر(هادیشهر)

جلفا (جولفا، جوغا،جولاه ،جولاهه،جلفای ایران ،جلفای آذربایجان ،جلفای تبریز،جلفای ارس )

سیه سران (سه ساران ،سید سران)

 لیوارجان (لووارجان )

شجاع (شوجا ،شوجه ،سوجا،سوجه)

شاهمار(شاخمار،حق وردی آباد)

سیلگرد(سیلگید)

مرازاد(مارازا)

آغبلاغ

قره بلاغ (قارابلاغ)

احمد آباد(احمدآوا)

ارسی(ارس ،ارثی )

داران

زاویه (زیوه )

طالب گلی (طالب گولی )

گلفرج (گول فرج ،گول فَرَش )

مینجن آباد (مینجن آوا)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 15:35  توسط سجاد حسینی  | 

علمدار به عنوان یکی از بزرگترین و مهم ترین نواحی منطقه جلفا از گذشته های دور تا کنون دارای اهمیت فراوانی بوده است.وجود مساجد،پیرها و بقعه های متعدد را می توان از ویژگی های بارز علمدار دانست.اما متاسفانه با گذشت زمان اندک اندک از تعداد این اماکن مذهبی کاسته می شود و یا این که با بازسازیهای نا آگاهانه و ناشیانه چهره قدیمی این مواریث فرهنگی از بین می رود و آنچه باقی می ماند بنایی است با معماری جدید و آن هم در نازل ترین سطح آن .الان دیگر کسی از وجود بقعه قدیمی قبرستان قدیمی علمدار( در محله زیارتگاه و،مدرسه دخترانه و برخی از ساختمان های مسکونی موجود در آن ) خبری ندارد.افراد مسن منطقه به خوبی می توانند محل آن بقعه را شناسایی بکنند و اینکه در عرض چند دهه چه بلایی برسر آن آمد.ای کاش قبرستان قدیمی علمدار می ماند و ما لا اقل آرمگاه یاورهای علمداری(یکی از خاندان های حاکم منطقه ) را در آن می یافتیم .با تخریب این قبرستان گوشه ای از تاریخ منطقه نیز برای همیشه به فراموشی سپرده شد و یکی از بقعه های تاریخی علمدار نابود گردید.

چندی پیش در تاسوعای حسینی وقتی به قبرستان وادی رحمت علمدار در منطقه بایر رفتم و برای زیارت پیر واقع در آن محله مراجعه کردم ،دیگری اثری از آن بنای قدیمی پیر را نیافتم و به جای آن ساختمانی نو بنیادی در برابر من قرار داشت!این پیر قدیمی نیز حالا لباس زمخت و خشن آجری و تیر آهنی جدیدی بر تن کرده بود و هیچ چیزی از گذشته خود را به همراه نداشت.

مناره های مسجد قدمگاه نیز آنقدر بدون ظرافت و دقت و هنرمندی ساخته شده اند که همیشه با نگاه به آنها افسوس می خورم .به نظر می آید مکان متبرکی چون قدمگاه علمدار باید بسی باشکوه تر از آنچه که هست بازسازی و مرمت گردد.میزان بالای نذورات این مکان مذهبی اجازه چنین کاری را به متولیان امر می دهد.آنها باید کار را به افراد متخصص بسپارند تا با یک کار علمی با در نظر گرفتن تمامی ارزش های مذهبی و بومی  منطقه نقشه و طرح معماری در خور شانی  را برای این مسجد تهیه نمایند.

گویی تنها، شول پیر از این سیل نابودی جان رهانیده است .و در یکی از ورودی های علمدار همچنان تاریخ و قدمت خود را فریاد می زند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:56  توسط سجاد حسینی  | 

این روزها که یکی از سخت ترین و غم افزاترین ایام زندگی خود را تجربه می کنم، فلکولور آذری را نیز ازدیدگاه فلکولور اندوه و عزا به نظاره می نشینم .آذربایجانی ها از چه جملات و اصطلاحاتی برای عرض تسلیت استفاده می کنند؟

شاید مشهورترین "باش ساغلئغی "(معنی تحت اللفظی :سرسلامتی – به مفهوم تسلیت)این مردم ، جمله"آلله رحمت ائله سین "(خدا رحمت کند )باشد. اما جملات متعدد دیگری نیز برای تسلیت گویی در ترکی آذربایجانی وجود دارد.از آن جمله می شود به موارد زیر اشاره داشت :

آلله تعالی رحمت ائله سین (خداوند تعالی رحمت کند)

آلله غنی غنی رحمت ائله سین (خداوند بر او رحمت غنی و فروانی بکند)

آلله الیزدن آلئب ،گوئلوزدن ده آلسئن (خداوند آن عزیز ازسفر کرده را از دستتان گرفته است ، از دل و خاطرتان نیز بگیرد.یعنی طوری بشود که دلتان برای او تنگ نشود)

آلله سیزی ساغ ائله سین (خداوند شما را سلامت کند)

آلله سیزی اوشاقلاریزا چوخ گورمه سین (معنی تحت اللفظی :خداوند شما را برای بچه هایت زیاد نبیند.- یعنی شما را برای آنها نگه دارد)

آلله قبرین نورولا دولدور سون (خداوند قبرش را پر از نور کند)

آلله آتا آناوی سنه چوخ گورمه سین (خداوند پدر و مادرتان را برایتان نگه دارد.)

آلله اوغلانلارئوی ساخلاسئن (خداوند پسرهایت را نگهدارد)

آلله قارداشلارئوی ساخلاسئن (خداوند برادرهایت را برایت نگه دارد)

آلله بالالارئوی ساخلاسئن (خداوند فرزندانتان را نگه دارد)

آخئر غمیز اولسون (غم آخرتان باشد)

آلله سیزه صبر وئرسین (خداوند به شما صبر بدهد)

و....
در جواب این همه ابراز تسلیت و تعزیت ،صاحی عزا نیز با جملات و. اصطلاحات خاصی از شرکت کنندگان در مراسم تشکر می کنند:

ایاقلارئز آغرئماسدن (پاهایتان درد نکند)

آلله سیزین ده اوله ن لریزه رحمت ائله سین (خداوند به درگذشتگان شما نیز رحمت کند)

آلله امواتیزا رحمت ائله سین (خداوند به اموات شما رحمت کند )

آتائز رحمت ده (خدا به پدرتان رحمت کند )

آلله والدینیزه رحمت ائله سین (خداوند به والدین شما رحمت کند)

زحمت چکمیشدیز(زحمت کشیده بودید)

و....

اما آنچه که از این چندین اصطلاح برمی آید:

1- اکثر جملات حالت دعایی دارند و در ابتدای بیشترشان کلمه جلاله الله استعمال می شود.

2- در این جملات برای فرد درگذشته رحمت و غفران الهی و برای بازماندگان سلامتی ،تندرستی و صبر طلب می گردد.

3- در برخی از جملات صاحب عزا ،از شرکت کنندگان در مراسم تشکر می شود و حالت دعایی در آن مشهود نیست.

4- در بیشتر این جملات سلامتی و تندرستی بازماندگان مذکر طلب می گردد فاین امر که از ویژگی های بارز فرهنگ گذشتگانمان می باشد ،نشانگر قدمت این نوع از عرض  تسلیت ها است.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:56  توسط سجاد حسینی  | 

چند روز پیش اشعاری از بابر شاه (از پادشاهان گورکانی هند) را می خواندم .زبان این اشعار به ترکی جغتایی بود .شعرهای قدرتمند و نافذی که تا به حال کمتر نمونه هایی چنین در ترکی را خوانده بودم .وقتی به بیت

طالع اوقو جانیمغا بلالیق بولدو

هر ایشنی کیم ایله دیم خطالیق بولدو

اوز ییرنی قویوب هند ساری یوزلندیم

یارب نی تبیم که یوز قارالیق بولدو

رسیدم ،گویا حرف دل من از زبان بابر در چند قرن قبل گفته شده بود .تحت تاثیر این تویوق قدرتمند من نیز اشعار زیر را سرودم :

یارئم بئله ایسته دی بئلنجی اولدو

جان خومونا غربتین شرابی دولدو

تهرانا ساری گلیب وطن دن ده ایراق

کونلوم گولو گاه آچئلدی گاهدا سولدو.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14:27  توسط سجاد حسینی  | 

انسان موجودي اجتماعي آفريده شده است؛ موجودي كه به ايجاد رابطه و تعامل با ديگران علاقه‌مند است و شايد بتوان گفت كه بدان نياز دارد. يكي از روش‌هاي ارتباط انسان، از طريق ميهماني است. انسان‌هاي تمام جهان براي ملاقات و ديدن همديگر ميهمان مي‌شوند و يا ميهماني برپا مي‌كنند. برخي از ملل جهان نيز به مهمان نوازي شهره‌اند و اين سنت نيكو از فضايل آن ملتها برشمرده مي‌شود. اسلام نيز به عنوان يك آيين توحيدي كه نقايص زواياي زندگي بشر را مورد دقت قرار داده و برنامه مربوط بدان را مشخص كرده است، بر موضوع مهماني و صله رحم تاكيد مي‌كند. در احاديث و روايات مختلف فضايل بي‌شمار دنيوي و اخروي براي امر صله ‌رحم برشمرده مي‌شود كه انعكاس اين تاكيدها و سفارش‌ها را مي‌توان در آيين‌ها و سنن ملل مسلمان يافت. در ميان مردمان كشورهاي اسلامي، ايرانيان متدين نيز به ميهمان نوازي خود افتخار مي‌كنند. در هر شهر و روستاي كشورمان كه پاي بنهي، روح ميهمان دوستي در آن جاري است و لااقل مردم خود را به اين روحيه مي‌شناسند و بدان افتخار مي‌كنند. آذربايجاني‌ها مانند ساير هموطنان خود به موضوع مهمان و مهمان نوازي حساسيت ويژه‌اي قايلند. مردم اين ديار مهمان را با واژه «قوناق» مي‌شناسند و در زبان تركي آذربايجاني مي‌توان واژه‌هاي ديگري چون قوناقلئق(ميهماني)، قوناق اتاقي (اتاق ميهمان)، قوناق باجي و... يافت كه در ساختار و تركيب آنها كلمه قوناق به كار رفته است. در ادبيات فولكولوريك اين خطه نيز مي‌توان اشعار، امثله و ترانه‌هاي بسياري يافت كه در خصوص مهمان و ميهماني بيان شده‌اند. آذربايجاني‌ها اعتقاد دارند كه «قوناقئن روزي‌سي اوزوندن قاباق گلر» (روزي ميهمان قبل از خودش مي‌آيد) و گاه به شوخي اظهار مي‌كنند: «قوناق قوناقي ايسته‌مز، ائواييه سي هئچ بيرين» (ميهمان از ميهمان خوشش نمي‌آيد، صاحب خانه از هيچكدام). شهريار نيز در بند نه منظومه حيدربابايه سلام خود، از شيريني ميهماني رفتن دوران كودكي‌اش ياد مي‌كند كه مانند خوابي شيرين در ذهن او باقي مانده و بر روح و روانش اثر گذاشته است. «شنگل اوا يوردي عاشيق آلماسي / گاه داگئدوب اوردا قوناق قالماسي/ داش آتماساي، آلما، هيوا سالماسي/ قالئب شرين يوخي كيمي ياديمدا / اثر قويوب روحيمرا، هرزاديمدا» اما مردم آذربايجان برخي چيزها را نيز نماد و يا خبر آمدن مهمان مي‌پندارند. احترام به مهمان در ميان مردمان اين ديار تا حدي است كه هميشه بهترين چيزهاي خانه براي مهمان در نظر گرفته مي‌شود «قوناق اتاقي» يا اتاق مهمان اكثرا زيباترين و بهترين و گاه بزرگترين اتاق هر خانه محسوب مي‌شود كه بهترين وسايل خانه، ‌بهترين فرش‌ها و پتوها و... در آن اتاق گذاشته مي‌شود. حتا خانواده‌هاي آذربايجاني معمولا رختخوابها، ظروف و مواد غذايي مخصوصي را براي مهمان در نظر مي‌گيرند. قوناقلئق يا ميهماني نيز انواع مختلفي دارد كه در زمان‌ها و مكانهاي متفاوتي برگزار مي‌شود. اعياد ملي ـ مذهبي مثل عيد نوروز، عيد فطر، عيد قربان، ‌عيد غديرخم و... ازجمله زمان‌هاي برپايي سنت نيكوي صله ‌رحم است. بيشترين مهماني‌ها نيز در روزهاي عيد برپا مي‌شود. عيد غدير عيد مخصوص سادات است و مردم در اين روز مهمان خانه سلاله رسول خدا (ص) مي‌شوند. اين عيد و مهماني مخصوص آن، علي الخصوص در تبريز، بسيار گرامي داشته مي‌شود. سي روز ماه مبارك رمضان نيز زمان مناسبي براي مهماني دادن است؛ البته مهماني‌هاي اين ايام جنبه مذهبي دارد و از آن با نام افطاري يا «اروج آشما» ياد مي‌شود. در برخي مناطق آذربايجان مردم همه 30 روز ماه مبارك رمضان را يا مهماني مي‌روند يا مهمان دارند. در روزهاي تعطيل مثل پنج‌شنبه و جمعه‌ها نيز بازار مهماني در خانه بزرگترها گرم گرم است و دخترها و پسرها و عروس‌ها و دامادها ميهمان خانه پدر و مادر مي‌باشند. «آياغ آشما» يا پاگشا مهماني مخصوص زوجهاي جوان است كه به تازگي پيوند مقدس زناشويي را بسته‌اند. اين مهماني از سوي نزديكترين فاميل‌هاي عروس و داماد جوان صورت مي‌پذيرد و در آن هدايايي براي اين زوج‌ها در نظر گرفته مي‌شود و هدف از آن آشنايي هر چه بيشتر فاميل با عروس يا داماد جوان مي‌باشد. جشن عروسي و تولد، چهارشنبه سوري، شب چله، عزاداري، سفره‌هاي مذهبي، مرثيه و... از ديگر زمانهاي برپايي سنت صله رحم مي‌باشند. در تابستان و موقع برداشت محصولات باغي يا جاليزي نيز از طرف صاحب باغ و جاليز گاهي ميهماني‌هايي در باغات برپا مي‌شود. «الله قوناغي» يا ميهماني خدا عنواني است كه به خواستگار اطلاق مي‌شود. وقتي فردي به خواستگاري مي‌رود زماني كه صاحب خانه سؤال مي‌كند شما كيستيد؟ او در جواب مي‌گويد: الله قوناغي؛ يعني ميهمان خدا. قوناق باجي نيز نام يك بازي سنتي است كه در بين كودكان آذربايجاني مخصوصا دخترها از محبوبيت ويژه‌اي برخوردار است. طي اين بازي كودكان اين خطه رسم و رسوم مهمان نوازي را ياد مي‌گيرند و معمولا يك نفر به‌عنوان ميزبان و ديگري به‌عنوان ميهمان ايفاي نقش مي‌كنند. قوناق يا ميهمان در اين خطه با عباراتي چون خوش گلميسيز صفاگتيرميسيز (خوش آمدي صفا آورديد)، بويوروز (بفرماييد) استقبال و با عباراتي چون آيا قلارئز آغرئماسين (پاهايتان درد نكند) خوش گلديز (خوش آمديد) و... بدرقه مي‌شود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 17:1  توسط سجاد حسینی  |