تبليغاتX
کمکی آراز

کمکی آراز

تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس


منیم عنوانیما گلمک ایسته سن************منی اوجا کمکی آرازدان سوروش                              www.kemkiaraz.blogfa.com

يكي از زيباترين رسم‌هاي مردم خطه آذربايجان رنگ كردن تخم‌مرغ به مناسبت جشن‌هاي پايان سال و بويژه نوروز باستاني است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آذربايجاني‌ها كار رنگ كردن تخم‌مرغ را معمولا هنگام آب‌پز كردن آن انجام مي‌دهند و در اين خصوص از رنگ‌هاي طبيعي مختلف، زردچوبه،‌ پوست پياز، كاه و... استفاده مي‌كنند و به اين ترتيب با هنرمندي هر چه تمام، تخم‌مرغ‌هايي رنگارنگ را مهيا مي‌سازند. و حاصل كار چيزي است كه بدان «‌بايرام يومورتاسي» ( تخم مرغ عيد) مي‌گويند.

«بايرام يومورتاسي» كاربردها و استفاده‌هاي گوناگوني دارد. از يك سو با قرارگيري در سفره عيد بر زيبايي و تنوع آن مي‌افزايد و از سويي ديگر به عنوان عيدي به ميهمانان و بچه‌ها داده مي‌شود.

اين تخم‌مرغ كاربرد ديگري هم دارد و آن استفاده از آن در بازي سنتي «يومورتا چاقئشدئرماق» است. دراين بازي طرفين تخم‌مرغ‌هاي آب‌پزشده عيد را به هم مي‌كوبند و تخم‌مرغ هر كس كه شكست، او بازنده بازي است. اين بازي با دو تخم‌مرغ در دو مرحله قابل اجراست و در هر مرحله يكي ازدو سر تخم‌مرغ‌ها به هم كوبيده مي‌شود.

طرفين بازي در حين انجام آن، نوك تخم‌مرغ را به دندان‌هايشان مي‌كوبند و استحكام پوسته آن را ارزيابي مي‌كنند.

استاد شهريار نيز در بند 32 منظومه معروف «‌حيدربابايه سلام» خود به اين سنت زيباي آذربايجاني اشاره كرده است:

«يومورتاني، گويچك، گلي بويارديق»

« چاقيشديريب، سينانلارين سويارديق،»

«اوينا ماقدان بيرجه مگر دويارديق؟»

«علي منه ياشيل آشيق وئرردي

«ارضا منه نوروز گلي درردي

سيدمسعود نقيب - محقق و پژوهشگر فرهنگ و تاريخ آذربايجان - هم در كتاب تاريخ خلخال با اشاره به مراسم سنتي نوروزنامه‌خواني به شعرهاي نوروزنامه‌خوانان اين ديار پرداخته است. در بخشي از اين شعرها نيز از رنگ كردن تخم‌مرغ‌ها به مناسبت عيد نوروز ياد شده است.

«قورون ايندي بساط شادماني»

«يومورتالار بويانسون ارغواني»

« گلون خوش دل اولاق بايرام زماني»

«سيزون بوتازه بايراموز مبارك»

«آيوز ايئلوز گونوز هفتوز مبارك

                                                                                گزارش از :سجاد حسینی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:58  توسط سجاد حسینی  | 

درست 100 سال از انقلاب مشروطه ايران مي‌گذرد و نوروز 85 را بايد نوروز صد سالگي مشروطيت دانست.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تبريز به عنوان اصلي‌ترين كانون انقلاب مشروطه سال 1285 هجري شمسي، امروز در آستانه سال 1385 هجري شمسي با ده‌ها يادگار از روزهاي پرخون و شرر آن انقلاب، چشم به راه ميهماناني است كه به آزادي و آزادگي ايران فخر مي‌كنند.

خانه مشروطه مشهورترين اين يادگارها، در مركز شهر تبريز و در محله قديمي «راسته كوچه» اين شهر قرار گرفته است. اين خانه تاريخي كه محل تجمع آزادي‌خواهاني چون ستارخان و باقرخان، حاج مهدي كوزه‌كناني، علي موسيو و ... بوده و در آن تصميم‌هاي مهم و سرنوشت‌سازي گرفته شده است، پر از گران‌سنگ‌ترين يادبودها و يادگارهاي مشروطيت است و پيكره‌هاي مجاهدان آزادي ايران‌زمين در جاي جاي اين بيت مبارك جلوه‌گري مي‌كنند.

پيكره‌هاي ستارخان و باقرخان نيز در مقابل در ورودي اين خانه، مقدم ميهمانان خانه مشروطه را گرامي مي‌دارند. سلاح‌هاي مشروطه‌خواهان، تابلوفرش‌هاي نفيس از تصويرهاي قهرمانان مشروطه، فرش تاريخي مشروطه، اسناد و مدارك مربوط به اين انقلاب، عكس‌هاي تاريخي مجاهدان و ... از ديگر جاذبه‌هاي اين خانه تاريخي هستند.

كمي آن طرف‌تر در چاي‌كنار تبريز، خانه‌اي ديگر از دوران مشروطيت وجود دارد كه نام ثقه‌الاسلام شهيد بدان ارزش و اعتبار بخشيده است. عالمي شيخيه كه در هيچ برهه‌اي از جريان‌هاي انقلاب از آزادي‌خواهي و وطن‌دوستي‌اش دست برنداشت و در آثار و نوشته‌هاي خويش اوج ترقي فكر و انديشه‌اش را هويدا ساخت و سرانجام در راه وطن و در روز عاشورا در تبريز قهرمان به‌دار عزت سر داد و به ذلت بيگانه و مستبد تن نسپرد و در مزار مقبره‌الشعراي تبريز در كنار ديگر بزرگان خفته در اين آرامگاه به آرامش ابدي پيوست.

قبرستان تاريخي طوباييه تبريز كه امروز به صورت مجموعه مفاخر آذربايجان درآمده، نيز قهرماني ديگراز دليران مشروطه را به آغوش كشيده است.

باقرخان - سالار ملي - آرام و بي‌ادعا در همين خاك خفته است و در مقبره او آواي شنيدني‌ترين رزم‌نامه‌هاي قهرماني را مي‌توان نيوشيد و بزرگي رادمردي را احساس كرد كه روزگاري در همين شهر و به ياري ديگر دلاوران مشروطيت پايه‌هاي استبداد را لرزاند.

پارك مشروطه در جوار ترمينال تبريز هم با مجسمه زيبايي از ستارخان سوار بر اسب‌ بسيار ديدني است و ميهمانان نوروزي را به گرفتن عكس يادگاري در كنار سردار ملي فرامي‌خواند(گزارش از :سجاد حسینی )
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:58  توسط سجاد حسینی  | 

آذربايجاني‌ها رسم‌ها و سنت‌هاي ويژه‌اي براي گرامي‌داشت نوروز باستاني دارند كه برخي از آن‌ها به فراموشي سپرده شده و برخي ديگر هم‌چنان در مناطق مختلف اين خطه برگزار مي‌شود. «نوشد» يا «نوروزنامه» يكي از آيين‌هاي سنتي است كه هنوز نيز ردپايي از آن در روستاهاي منطقه خلخال آذربايجان مي‌توان يافت.

سيدمسعود نقيب - پژوهشگر تاريخ و آيين‌ها و سنن آذربايجان - در گفت‌وگو با خبرنگار ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در معرفي اين آيين سنتي اظهار داشت: چند روز مانده به عيد نوروز، يك عده مخصوص دو يا سه نفره به خانه‌ها رفته و «نوشد» مي‌خوانند و بدين ترتيب فرارسيدن عيد نوروز و فصل بهار را گرامي مي‌دارند.

وي افزود: در اين آيين سنتي شعرهاي زيبايي با عنوان «نوشد» يا «نوروزنامه» خوانده مي‌شود كه از آن جمله، به موارد زير مي‌توان اشاره داشت:

«گئچوب فصل زمستانون جفاسي

گلير فصل بهارون خوش هواسي

چیمن له کوهسارون وار صفاسی  

سيزون بوتازه بايراموز مبارك

آيوز ائيلوز گونوز هفتوز مبارك»

ترجمه: جفاي فصل زمستان سپري شد

هواي خوش بهاران در راه است

مرغزار و كوهساران باصفا شده‌اند

اين عيد نو و تازه شما مبارك باد

ماه و سال و روز و هفته شما نيز مبارك باد

«اگر سخت اولدي قيش يتدي تمامه

گئدوب قار يرگيئندي تازه جامه

آغاجلاردا سالور قوش آشيانه

سيزون بوتازه بايراموز مبارك

آيوز ائيلوز گونوز هفتوز مبارك»

ترجمه: اگر زمستان سخت بود، اين فصل نيز تمام شد

برف‌ها رخت بربستند و زمين جامه تازه‌اي بر تن كرده است

پرندگان بر شاخسار درختان آشيانه مي‌سازند

اين عيد نو و تازه شما مبارك‌باد

ماه و سال و روز و هفته شما نيز مبارك‌باد

«قورون ايندي بساط شادماني

يومورتالار بويانسون ارغواني

گلون خوش دل اولاق بايرام زماني

سيزون بوتازه بايراموز مبارك

آيوز ايئلوز گونوز هفتوز مبارك»

ترجمه: حالا بساط شادماني برپا كنيد

تخم‌مرغ‌ها به رنگ ارغواني شوند

بياييد در هنگامه عيد خوش‌دل باشيم

اين عيد نو و تازه شما مبارك‌باد

ماه و سال و روز و هفته شما نيز مبارك‌باد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:55  توسط سجاد حسینی  | 

تكم‌گردان‌هاي آذربايجان در آستانه عيد نوروز باستاني، با عروسك‌هاي بز «تكه» و ماجراهاي شيرينش به استقبال بهار  طبيعت  و سال نو مي‌روند.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تكم ‌گرداني يكي از آيين‌ها و سنت‌هاي رايج در آذربايجان در آستانه عيد نوروز و سال نو خورشيدي است. تكه يا تكم واژه‌اي تركي به معناي بز نر است و برگزاركننده اين مراسم در حالي‌كه عروسكي به شكل بز نر را دردست دارد و سر اين بز را به اين سو و آن سو تكان مي‌دهد، شعرهايي شنيدني درباره تكه و ماجراهاي او را مي‌خواند.

تكم‌گردان در هر كوي و برزني حاضر مي‌شود و از مردم در قبال خواندن شعرهايش و بازي دادن تكه عروسكي‌اش هديه و انعام مي‌ستاند.

تكم‌گردان‌ها اين گونه آواز سرمي‌دهند:

بو   تكه    اويون    ائدر

قوردونان قول بويون ائدر

يئغار ايرانئن دويوسون

چه پيشينين تويون ائدر

ترجمه: (اين بز نر بازي مي‌كند. با گرگ هم‌راهي مي‌كند و دست برگردن او مي‌اندازد. محصول برنج كل ايران را جمع‌آوري مي‌كند و براي بزغاله‌اش جشن عروسي به پا مي‌كند)

بو       تكه       آختاته

بويونوندا وار نوختا تكه

گاه قول اولار ساتئلار

گاهدا چئخار تاختاتكه

ترجمه (اين بز نر، بز نر اخته كه طنابي بر گردنش بسته شده است گاه غلام و برده مي‌شود و به فروش مي‌رسد و گاه پادشاه مي‌شود و بر تخت سلطنت تكيه مي‌دهد.) (گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:53  توسط سجاد حسینی  | 

ساياچي‌ها با قلب‌هايي مالامال از آرزوهاي خوش و دعاهاي خير، روزشمار پايان سال را با شعر و ترانه زمزمه مي‌كنند و خير و بركت سال آينده را از درگاه بي‌همتاي بخشنده طلب مي‌كنند.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مراسم سنتي «سايا» از جمله زيباترين رسم‌هاي مردمان خطه آذربايجان به مناسبت روزهاي پاياني سال و آغاز سال نو است كه از چندين ده روز مانده به عيد نوروز در شهرها و روستاهاي مختلف آذربايجان برگزار مي‌شود.

برپا كننده اين مراسم شخصي به‌نام « ساياچي» است. وي در روزهاي پاياني هر سال خانه به خانه مي‌گردد و با خواندن شعرهايي مخصوص براي اهالي هر خانه‌اي سالي پر بركت را آرزو مي‌كند. او هم‌چنين روزهاي مانده به عيد را شمارش مي‌كند و بدين جهت مي‌توان گفت به احتمال زياد، واژه « سايا»‌ از مصدر تركي «سايماق» به معناي «‌شمردن» گرفته شده است.

ساياچي‌ها در مقابل دعاهاي خير و شعرهاي دوست‌داشتني خود از صاحب‌خانه‌ها هديه و انعامي را دريافت مي‌كنند. اين هديه ممكن است گندم و جو و شيريني و آجيل باشد يا مبلغي پول به ساياچي هديه داده شود. ساياچي در شعرهاي خود براي كساني كه با ميل و رغبت و گشاده‌دستي به او هديه و انعام داده‌اند، آرزوي تولد فرزند پسر در سال آينده را مي‌كند و براي آن‌هايي كه هديه‌اي اندك و كم‌ارزش داده‌اند، دختردار شدن را مي‌طلبد.

وصف حال احشام و گوسفندان از ديگر نكته‌هاي جالب توجه شعرهاي « سايا» است:

«سايا گلدي، گوردوزمي؟

سلامئني، آلدئزمي؟

آنني قاشقا قوچ قوزوني

ساياچي‌پا، وئرديزمي؟»

ترجمه (سايا آمده او را ديديد؟

جواب سلام او را داديد؟

بره پيشاني قشقا را

به ساپاچي داديد؟)

«بوسايا كيمدن قالئب؟

حضرت آدم دن قالئب

حضرت آدم گلنده

دونيا بونيد اولاندا

موسي چوپان اولاندا

قئرمزي بوغدا بيننده

شيشليگيميز اويشدي »

ترجمه:( اين سايا از كه به يادگار مانده است؟

از حضرت آدم (ع) بر جاي مانده است

در زمان آمدن حضرت آدم (ع)

و زماني‌كه بنياد دنيا نهاد شد

و زماني‌كه حضرت موسي (ع) چوپان بود

و زماني‌كه گندم سرخ‌رنگ بر كشتزارها مي‌روييد

كباب روي سيخمان بره سه ساله است.)

«بو سايا ياخجي سايا

هم چشمه ‌يه، هم چايا

هم الودوزا، هم آيا

هم يوخسولا هم وارا

ترجمه: (اين سايا، ساياي خوبي بشود

هم براي چشمه هم براي رود

هم براي ستاره و هم براي ماه

هم براي فقير و هم براي غني)

«جانئم آلا باش قويون

قارلي داغلار آش قويون

ياغئندان پيلو اولار

قورو دوندان آش قويون»

ترجمه:( اي جان من گوسفند آلا باش

از كوه‌هاي پوشيده از برف بالا برو

از روغن تو پلو به عمل مي‌آيد

و از كشك تو آش طبخ مي‌شود)

« جانئم بوشيشك قويون

يوني بير دوشك قويون

بولاماني بول ايله

قئرئلدي اوشاق قويون»

ترجمه: (اي جان من، بره دوساله

كه به اندازه پشم يك تشك پشم‌داري

آغوزت را فراوان كن

كه بچه‌هايم تلف شدند)

«جانئم بوز آلا قويون

ايه‌ ن سنين ساياندان

اوغلونا قئز آلا قويون»

ترجمه: (اي جان من گوسفند بوز آلا

كه در راه بي‌حال مي‌شوي

صاحبت در سايه تو

براي پسرش زن اختيار كند) (گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:52  توسط سجاد حسینی  | 

آيين‌ها و سنت‌هاي قديمي هر سرزمين و دياري، يادگارهايي گران‌سنگ از گذشته‌هاي دور مردم آن سرزمين هستند. سنت‌ها و رسم‌هايي كه سينه به سينه از دوردست‌هاي تاريخ به امروز رسيده‌اند و شايد بسياري از آن‌ها در تاريكي گذر زمان به فراموشي سپرده شده‌اند. نوروز يكي از ماندگارترين اين سنت‌هاست كه مانند هزاران سال پيش هم‌چنان پويا و زنده در زندگي ايرانيان متبلور است.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بين آذربايجاني‌ها هم نوروز باستان را با ده‌ها رسم و سنت قديمي‌اش محفوظ نگاه داشته‌اند و هر سال باشكوه‌تر از سال پيش آن‌را برپا مي‌دارند.

نوروز بزرگ‌ترين عيد مردم آذربايجان محسوب مي‌شود و در تمامي مناطق اين خطه از ايران‌زمين برگزار مي‌شود. آذربايجاني‌ها از اين عيد با عنوان‌هايي چون « نوروز بايرامي» و « ايل بايرامي» ياد مي‌كنند و گاه لفظ بايرام به معناي عيد عموما به اين عيد بزرگ اختصاص داده مي‌شود.

واژگاني چون «‌بايرام آخشامي» (عصر عيد)، «بايرام آيي» (ماه عيد)، « بايرام گوني» (روز عيد)، « بايرام بازاري» (بازار عيد)، « بايرام سفره‌سي» (سفره‌ي عيد)، «‌بايرام پالتاري» ( لباس عيد)، «بايرام يومورتاسي» (تخم‌مرغ عيد)، « بايرام ايش لري» (كارهاي عيد)، « بايرامائق» (عيدي) و ... همه و همه در ارتباط با عيد نوروز استعمال مي‌شوند.

در گذشته مردم اين منطقه از واژه بايرام براي نام‌گذاري فرزندان خود نيز بهره مي بردند. ممكن بود كودكي در روز عيد نوروز متولد شود و نام‌هايي چون بايرام، بايرامعلي، بايرام خاتون، نوروز، نوروز علي و .. را به خود گيرد.

تبريك‌هايي چون «‌بايرامئز مبارك اولسون» (عيدتان مبارك‌باد)، « يوز بئله بايراملار گوره سيز» ( صد سال به از اين سال‌ها)، « گلن گون لريز خيره قالئن» (روزهاي آينده‌تان به خير و نيكي ختم شود)، « نئچه بئله ايل لره يئتيشه سيز» (سال‌هايي به همين خوبي در پيش رو داشته باشيد ) و ... از رايج‌ترين شادباش‌هاي مردم آذربايجان به مناسبت عيد نوروز است.

نوروز مقدمه‌هايي را هم دارد؛ زنان كدبانوي آذري از چند روز مانده به عيد دست به كار مي‌شوند و كار خانه‌تكاني را آغاز مي‌كنند. شستن فرش‌ها، گردگيري، رنگ كردن خانه و تزيين اتاق مهمان (قوناق اتاقي) از جمله اين كارهاست پخت انواع كلوچه‌هاي سنتي مانند «دستانا»، «نزيك»،‌ تهيه تخم مرغ رنگ‌شده، تهيه سبزه و سمنو و آماده كردن سفره عيد از ديگر امور مقدماتي عيد نوروز هستند.

ايام عيد آجيل مخصوص خود را دارد و تبريز و ‌آذربايجان در مرغوبيت و تنوع آجيل زبان‌زد خاص و عام هستند.(گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 16:43  توسط سجاد حسینی  | 

مردم شهرهاي مختلف و بيش‌تر روستاهاي ترك‌نشين استان آذربايجان‌غربي تدارك نوروز را حدودا از دو هفته مانده به پايان سال آغاز مي‌كنند.

حسن سپهرفر - پژوهشگر بخش مردم‌شناسي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان‌غربي - در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اشاره به رواج يافتن خانه‌تكاني و مراسم چارشنبه‌سوري در استان اظهار داشت: طبق سنت‌هاي متداول، زنان اسباب و اثاث خانه را جابه‌جا و خانه‌تكاني مي‌كنند تا با فرارسيدن سال جديد، غبار را از چهره اثاثيه منزل بروبند.

او افزود: طي اين مدت نيز هر يك از خانواده‌ها به تناسب قدرت مالي خود براي خود و فرزندان‌شان پوشاك نو و شيريني و ميوه و ... خريداري مي‌كنند. هم‌چنين زنان منزل به نشانه‌ي سرسبزي و خرمي دانه‌هاي گندم، عدس و... مي‌كارند تا سبز شوند.

وي با اشاره به اين‌كه پيشواز از نوروز در ميان مردم آذربايجان‌غربي با طليعه‌ي چارشنبه‌سوري و آتش‌افروزي آغاز مي‌شود، اظهارداشت:‌روشن كردن آتش در اين روز ميان مردم، خصوصا ترك‌زبان‌ها جنبه‌ي اسلامي پيدا كرده وعقيده بر اين است كه چون بعد از واقعه‌ي كربلا مختار ثقفي پس از رهايي از زندان، قصد قيام بر خون‌خواهي سيد‌الشهدا در شهر كوفه را داشت، از شيعيان علي (ع) خواست تا براي تفكيك دوست از دشمن، غروب آفتاب چهارشنبه بر پشت بام منازل خود آتش روشن كنند، اما گويا قضيه‌ي حمله توسط جاسوسان به نحوي برملا مي‌شود، به همين دليل حمله را يك روز به جلو كشيده و دستور مي‌دهد يك روز زودتر حمله كنند. لذا ياران وي در غروب سه‌شنبه همان هفته به افروختن آتش اقدام مي‌كنند و بدين ترتيب آتش‌افروزي در ميان مردم شهرها و روستاهاي مختلف استان يادگاري است كه آن را به مختار ثقفي نسبت مي‌دهند.

پژوهشگر مردم‌شناسي استان تصريح كرد: دررابطه با مراسم جشن چهارشنبه‌سوري چنين معمول است كه در روالي سه دهه‌ي اخير چهار چهارشنبه‌ي اسفند ماه را با آتش‌افروزي جشن گرفته و براي هر يك نامي داشتند، اگر چه امروز فقظ برگزاري آخرين چهارشنبه‌ي سال را شاهد هستيم، با وجود اين هنوز در ذهن زنان و پيرمردان سال‌خورده با رسيدن ماه اسفند و چهارشنبه‌هاي آن، نام هر يك را در خاطره‌ها زنده مي‌كنند.

وي گفت: طبق سنت‌هاي قديم، چهارشنبه‌ي هفته‌ي اول اسفند را ( چيله‌ نوران) يا (يالانچي چهارشنبه) مي‌گويند. طبق رسم معمول چند روز قبل از چهارشنبه‌ي آخر سال زنان به بازار رفته و براي سال جديد آيينه، كوزه‌ي سفالي نو، براي خود و بچه‌ها با توجه به وسع مالي پوشاك تازه و تنقلاتي از قبيل: نخود و كشمش، مغز بادام و گردو، شكلات، مقداري ميوه و ... كه مجموعا (چهارشنبه يميشي) مي‌نامند، خريداري كرده و با خود به منزل مي‌آورند.

حسين سپهرفر افزود: رسم معمول چنين است كه پس از غروب آفتاب و تاريك شدن هوا، جوانان در كوچه‌ها و پشت بام منازل خصوصا در روستاها به افروختن كپه‌هايي از آتش اقدام مي‌كنند و سپس از روي شعله‌هاي آتش پريده و مي‌گويند: آتيل، باتيل چارشنبه، كتيم آچيل چارشنبه - باش آغريم - ريش آغريم بوردا قالسين؛ يعني بپر و بياب براي چهارشنبه، بخت من باز شو به خاطر چهارشنبه، سردرد و دندان‌دردم همين جا بماند.

وي خاطرنشان ساخت: براساس باورهايي، برخي از زنان روستايي بالاي پشت بام منازل خود را با سيخ تنور خط مي‌انداختند و مقداري نيز دانه‌هاي گندم دور تا دور بام مي‌ريختند تا از قضا و قدر الهي دور باشند. بدين ترتيب جوانان ساعت‌هايي را با همين منوال به شادي و خوشحالي مي‌گذراندند و بعد مراسم شال اندازي و به عبارت محلي (شال سالا ماق) آغاز مي‌شود.

او اذعان داشت: در اين رسم جوانان بالاي بام منازل رفته و از مقابل پنجره‌ها يا روزنه پشت‌بام اتاق‌ها شال و دستمال خود را با نيت و آرزويي به پايين روانه مي‌كنند و صاحب‌خانه نيز طبق رسم معمول مقداري از تنقلاتي را كه قبلا تهيه كرده و يا يكي دو عدد از تخم‌مرغ‌هاي آب‌پز شده‌اي را كه در ميان پوست پياز به رنگ سرخ درآورده‌اند، داخل شال گذاشته و با دعاي خير روانه‌شان مي‌كنند.

وي يادآور شد: در گذشته نيز گروهي از دختران دم‌ بخت و آرزومند از روزنه‌ي بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال‌گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار‌راه‌ها مي‌ايستادند تا به صحبت‌هاي اشخاصي كه در حال گذر بودند، گوش فرا داده و نيت و حاجت‌هاي خود را با توجه به گفته‌هاي آنان تعبير و تفسير مي‌كردند، صبح روز چهارشنبه دم‌دمهاي طلوع آفتاب، مردم شهرها و روستاها از بزرگ و كوچك گرفته تا پير و جوان، دسته دسته بر سرچشمه‌سارها و نهرها رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه، سه يا هفت بار از روي آب مي‌پرند و براي خود سلامتي آرزو مي‌كنند.

او تصريح كرد: برخي نيز با اعتقاد بر اين‌كه هنگام تحويل سال، آن‌ها از نو متولد مي‌شوند، كوزه كهنه‌ي خود را شكسته و كوزه‌هايي را كه به تازگي خريداري كرده‌اند، با آب پر مي‌كنند، تا بعدا هنگام تحويل سال به عنوان خير و بركت به كنج اتاق‌ها بپاشند.

وي در پايان افزود: هم‌چنين يكي از تفريح‌ها و بازي‌هاي اين ايام، برگزاري مسابقه‌هاي دو نفري يا بيش‌تر در ميان جوانان، شكستن تخم‌مرغ‌هاي آب‌پز شده بود كه امروزه به دست فراموشي سپرده شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 14:2  توسط سجاد حسینی  | 

چهارشنبه‌هاي آخرين ماه سال، زمان برپايي بسياري از آيين‌ها و سنت‌هاي ملي مردم ايران‌زمين است و آذربايجاني‌ها به‌عنوان يكي از قديمي‌ترين ساكنان اين سامان، رسم‌هاي ويژه‌اي به مناسبت اين چهارشنبه‌ دارند كه از آن جمله به روشن كردن آتش به ياد درگذشتگان و اموات آن سال مي‌توان اشاره داشت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با غروب آفتاب آخرين سه‌شنبه سال و فرارسيدن چهارشنبه آخر سال، آذربايجاني‌ها به برپايي اين سنت قديمي اقدام مي‌كنند.

عده‌اي از اعضاي فاميل در منزل فرد متوفا در آن سال جمع مي‌شوند و بر فراز پشت بام خانه آتش برمي‌افروزند و بدين ترتيب ياد و خاطره عزيز از دست‌داده خود را گرامي مي‌دارند.

اين مراسم مزيت ديگري هم دارد و آن اين كه خانواده‌ي فرد درگذشته در آن روز گرامي ديگر تنها نيستند و با سرگرم شدن به ميهمانان چهارشنبه آخر سال، بخشي از اندوه و غم خود را فراموش مي‌كنند. به احتمال قوي اين مراسم در اعتقادهاي قديمي مردم آذربايجان ريشه دارد و ارتباط آن با آيين‌هاي مذهبي كيش زرتشي نيز بعيد به نظر نمي‌رسد. (گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 14:0  توسط سجاد حسینی  | 

بهار فصل طراوت و سرزندگي است و آغازين روز آن بزرگ‌ترين عيد مردمان سرزمين‌هاي ايراني است. شايد در هر گوشه از گيتي كه نوروز باستاني جشن گرفته مي‌شود، عطر و بوي ايران را بتوان حس كرد و آن‌جا را پاره‌اي مام وطن، ايران تاريخي، ناميد.

به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عيد نوروز براي بسياري از مردمان كشورهاي جهان ايام جشن و شادماني است و با پرشكوه‌ترين آداب و آيين‌هاي سنتي گرامي داشته مي‌شود و تنها در جغرافياي كنوني ايران محدود نشده است.

مردم اكثر كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز و شبه قاره هند، اين عيد باستاني را گرامي مي‌دارند. در مناطقي از عراق، تركيه و روسيه هم نوروز جشن گرفته مي‌شود. هر چند در هر يك از اين مناطق و جمهوري‌ها عيد نوروز با آيين‌هاي و سنت‌هاي ويژه‌اي گرامي داشته مي‌شود، اما در برخي موارد شباهت‌هايي نيز وجود دارد و همه اين‌ها مويد اين مطلب است كه روزگاري تمامي اين مردمان در سرزميني مي‌زيستند كه در آن اعتدال ربيعي، جشني مبارك پنداشته مي‌شد و سير حوادث تاريخي چنان رقم خورد كه اين سرزمين واحد ايراني به كشورها و ممالك مختلفي مبدل شد.

نوروز، هم از لحاظ لغوي و هم از لحاظ محتوايي، كاملا ايراني است و زنده نگه داشتن آن به هم‌راه معرفي و شناساي‌اش به جهانيان وظيفه همه ايرانيان است.

مسافرت در ايام نوروز علاوه بر ايرانيان، براي مردمان ساير ممالك جهان نيز مي‌تواند صورت پذيرد و در اين ايام، آيين‌ها و سنت‌هاي قديمي نوروز برگزار شود و جهانيان به تماشاي يك جشن و فستيوال ملي فراخوانده شوند.

هر چند در اين زمينه برخي از كشورها اقدام‌هايي انجام داده‌اند و درصدد بهره‌برداري از اين عيد ايراني‌اند، اما هنوز دير نشده است و نوروز ايراني را با همان وجهه ايراني‌اش به جهانيان مي‌توان شناساند.

                                                                                         (گزارش از :سجاد حسینی )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 16:50  توسط سجاد حسینی  | 

بیر گون بیر آرواد بیر دوعاچی کیشی نین ائوینه گئدیب اوندان ایسته ییر کی اونا بیر دوعا یازسئن کی اونوندا نحره سی قونشو آروادئنئن نحره سی کیمی یاخجی یاغ  وئرسین .دوعا چی آروادا باخان کن اونو گه زه یه ن و سولک تانئیئر سونرا سویله ییر :

گلین آغا گول آغا

دوعا نی له سین یاغا

دابانئوی قوی آلتئوا

چالخا قوی دوشسون یاغا
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 21:24  توسط سجاد حسینی  | 

عباسیه (۲)

اصغر  گوزونون  یاشی  یئری تیتردر هر آن

هر  بیر چیله  گوز  یاشینه عالم  اولا  قوربان

گورمه ز داها دونیا بئله بیر گول ،بئله اوغلان

نازلی بو گوله سو وئره ن اولمازسا سولاجاق

خیمه ده گلین ،قئز  ساچی  زولفونی  یولاجاق

 

عباسه تیکیلمیش هامی گوزلر سو گتیرسین

سو  مرهمی  ایله  بو  یارالاری   بیتیرسین

کاش تئز بو داوا ،مرهمی خیمه یه یتیرسین

اسماعیلیمیز سوزدی  یئتیر  زمزمی  عباس

ای گوزلریمیز نوری اوجا بوی عمی عباس

 

عالم ده نه طوفاندی نه یئل دی اسیب عباس!؟

اولمادی بو دونیاده  سنه  سو  نصیب عباس!

دوشمن نئجه قولارئوی دیبدن کسیب  عباس!

یوخ قول ایله ساقی نیجه یو پایلاسین  آلله ؟

اوخلی جانئنئن  یاره لرین  باغلاسین  آلله ؟

 

شرمنده اولوبدور عمی  الده  سویو   یوخدور

بو  کربلاده  پایی   قاندی ،   پایی    اوخدور

اصحاب نه آزدی نیه دوشمن لری چوخدور؟!

سئندیردی حسینین بئلینی ،قول سئز اباالفضل

اسدیردی مصیبت یئلینی ، قول سئز اباالفضل

 

سویله کی مدینه ایچی یاس مجلیسی  اولسون

مجلیس ایچی آغلار  آنالار هایی  له دولسون

ام البنینه  سویله کی  ماتم   ساچی    یولسون

عباس  دا  قوربان دی بو  قارداشینه   هیهات

کول  اولدی  بوتون شیعه لرین باشینه هیهات

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 21:50  توسط سجاد حسینی  |