|
|
چاغئرئرئق سني |
|
|
چاغئرئرئق تاريخ بويوجا سني چاغئراجئيئق وارلئق ياشي قدر: عالمه باخ قانا غلتان اولدي/كيم فقير كيمسه لر سلطان اولدي /كيم يانئر اود ايچينده بو چاغلار/چاغ غمينده اوجا داغلار آغلار/غم بيزي ياندئرئر تـئزيولا دوش / عالمين گويلرين توتدي بايقوش/آتلي گل ياندئرئر اودلي دونيــا / سوندور اول آتشي يا ابن زهرا (س)
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 20:36 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
كباب آذربايجاني |
|
|
كبابها از جمله غذاهايي هستند كه در كشورهاي مختلف جهان طبخ ميشوند و هر شهر يا منطقهاي كباب هاي سنتي مخصوص به خود را دارد. ايران نيز از جمله كشورهايي است كه كباب، از غذاهاي سنتي آن محسوب ميشود. شاهان ايراني هر گاه جهت تفريح و تفرج به شكارگاههاي سلطنتي ميرفتند، بعد از شكار پرنده يا چهارپايي مثل قوچ، آهو، گوزن، بزكل و گاو، به كباب نمودن گوشت اين حيوانات ميپرداختند. حتا تا عهد شاهان قاجار نيز سنت شكار باقي بود و ميرشكاراني شاهان قجر را در اين كار ياري ميكردند و مسلما حاصل شكار كبابي خوشمزه بود كه از گوشت شكاري تهيه ميشد.
به گزارش بخش آيين و سنتهاي خبرگزاري دانشجويان ايران، كباب ازجمله غذاهاي سنتي آذربايجان نيز ميباشد. مردم اين خطه از كشورمان كبابها سنتي ويژه و متنوعي دارند. از گوشت گاو و گوساله و گوسفند و مرغ و ماهي و ساير پرندگان و حيوانات هلال گوشت گرفته تا از سبزيجاتي چون بادمجان و گوجه فرنگي و فلفل، كباب تهيه ميشود. دل و جگر و قلوه نيز جهت تهيه كباب استفاده ميشود. كبابهاي هر يك از اين حيوانات هلال گوشت ممكن است به صورت چرخ كرده هم تهيه شود و براي تهيه اكثر اين كبابها و شايد همه آنها از سيخ استفاده ميشود. سيخها اندازههاي متفاوتي دارند؛ سيخهاي نازك براي كباب نمودن جگر و ... به كار ميرود؛ در حالي كه سيخهاي پهن براي پخت كبابهايي چون كباب كوبيده مناسب است. شايد كباب پخته شده تلفيقي از چند نوع گوشت باشد؛ مثلا كباب كوبيدهاي كه نصفش از گوشت گاو است و نصف ديگر آن از گوشت مرغ.
ازسوي ديگر، شكار آهو در آذربايجان نوعي كار ناپسند و نامطلوب شمرده ميشود كه با نوعي كراهت همراه است. درنتيجه، كمتر علاقه به كباب گوشت آهو نشان داده ميشود و مردم اين منطقه اعتقاد دارند شكارچي آهو، آخر و عاقبت خوبي نخواهد داشت.
حتا بعضي از شهرهاي آذربايجان به خاطر كبابهايشان معروف هستند؛ براي مثال، سوغات شهر بناب، كباب سنتي اين شهر است و اين كباب آن قدر طرفدار دارد كه به جرات ميتوان گفت اكثر كساني كه به بناب سفر ميكنند، حتما در يكي از كبابيهاي اين شهر غذا ميخورند. در تبريز هم كباب بناب طرفداران زيادي دارد و در اكثر خيابانهاي اين شهر غذاخوريهايي با عنوان ”بناب كبابي” (كباب بناب) ديده ميشود. شهر تبريز هم به خاطر چلوكبابش معروف است و غذاخوريهاي اين شهر در تهيه چلوكباب و سوپ جو مرتبه ممتازي دارند.
البته شايد به خاطر مشكلات اقتصادي و گراني گوشت، كمتر بوي كباب از خانهها و محلات به مشام برسد؛ اما اگر پخت آن براي روزهاي خاصي از سال و ميهمانيها هم محدود شود، باز هم زنان كدبانوي آذربايجاني و آشپزهاي چيرهدست اين ديار هنر آشپزي خود را در پخت كبابهاي سنتي، اصيل، خوش طعم و خوشمزه اين منطقه نشان خواهند داد. غذاهاي سنتي ايراني كه بويش هفت محله آن طرفتر را هم ميگيرد و نشانگر ذائقه عالي ايرانيان است.
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 0:31 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
آجيل تبريز |
|
|
آذربايجان سوغاتي هاي متنوع و متعددي دارد كه يكي از آنها آجيل است كه نوع تبريزي آن زبان زد خاص و عام مي باشد.و در اين شهر نيز آجيل تواضع بسيار معروف است. آجيل تبريز انواع مختلفي دارد. كه از آن جمله مي توان به آجيل چهارشنبه آخر سال ،آجيل عيد نوروز و … اشاره داشت. بادام ،نخود ،كشمش،گردو ،انواع تخمه (تخم كدو ،تخم هندوانه ،تخم آفتاب گردان) ، فندق و… ازجمله اجزا اين آجيل هايند كه همگي در آذربايجان نيز به عمل مي آيند. محصولي مثل انگور كه از آن كشمش تهيه مي گردد، در شهر هاي مختلف اين خطه كشت مي شود. حتي در گذشته هاي نه چندان دور تاكستان هايي نيز در تبريز وجود داشته است. اين را مي توان از اشعار و باياتي هاي قديمي نيز فهميد :(تبريزين باغلارئندا نوع نوع اوزوم وارـ ترجمه :در باغات تبريز انواع مختلف انگور وجود دارد.) حتي در آثار دوره قاجار نيز از حضور ناصر الدين شاه در آذربايجان و تناول انواع گوناگون انگور توسط او در اين خطه يادي شده است .همچنان كه انواع مختلف انگور در آذربايجان به عمل مي آيد انواع گوناگون كشمش نيز از اين ميوه خوش مزه تهيه مي گردد.مثل مالاخ ،سبزه،جرجرو….
اما تنها جزء غير آذربايجاني آجيل تبريز پسته است كه آن هم از مرغوب ترين پسته هاي ايراني تهيه مي گردد. چرا كه تبريزي ها سعي مي كنند تا تمامي اجزاي آجيل هايشان از بهترين ها باشد تا هم چنان شهرت و اعتبار آجيل تبريز حفظ گردد.
آذربايجاني ها به بهانه هر عيد و جشن و سروري پاي آجيل را هم به خانه هايشان مي كشانندو از ميهمانان خود با آجيل پذيرايي مي كنند . در چهارشنبه آخر سال نيز بنا بر سنت هاي قديمي از آجيل مخصوص اين شب به همراه هداياي ديگري براي عروس خانم ها فرستاده مي شود. كه در تزيين اين آجيل نيز هنرمندي ويژه اي به كار برده مي شود. آجيل در مراسم هاي مذهبي نيز استفاده مي گردد. مثلا در برپايي سفره هاي مذهبي حضرت رقيه(س) و حضرت ابوالفضل (ع) نيز با نوع خاصي از آجيل از ميهمانان پذيرايي مي گردد.
از ديگر سوغاتي هاي تبريز مي توان به غذاهاي خوشمزه اين شهر همچون كوفته تبريزي ،چلوكباب،انواع دلمه،انواع آش ،شيريني هايي چون لوقا ،ريس ،قرابيه،حلواي كنجدي وكفش و فرش تبريز اشاره داشت
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 0:29 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
بازارهاي محلي جلفا |
|
|
برپايي بازارهاي محلي پديده اي مشهود در نقاط مختلف آذربايجان بوده،كه امروزه با گذشت زمان كم رنگ تر و كم رنگ تر گرديده است.روستاها و شهرهاي مختلفي در روز مشخصي از هفته به برپايي بازار محلي خود مي پرداختند به نحوي كه همه اهالي آن منطقه مي دانستند كه بازار محلي فلان روز در فلان روستا مي باشد.لذامردم آن منطقه براي خريد كالاهاي مورد نياز خود و يا براي فروش توليداتشان، روانه آن روستا و بازار محلي آن مي شدند.در اين بازارها تمام مايحتاج مردم خريد و فروش مي شد از احشام و طيور گرفته تا فرش و جاجيم و گوشت و خواربار و خشكبار و لبنيات.
جلفا نيز از جمله مناطق داراي بازارهاي محلي آذربايجان بود.و تعدادي از روستاهاي آن در ايام مشخصي از هفته بازار محلي داشتند .علمدار بازاري شنبه ها، شجاع بازاري يكشنبه ها،داران بازاري چهار شنبه ها، سه ساران بازاري پنج شنبه هاو گرگر بازاري جمعه ها برپا مي شدند.از آن همه بازار محلي امروزه تنها خاطره اي در اذهان مردمان جلفاي ارس باقي مانده است.
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 19:55 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
تالاندي گرگري |
|
|
تالاندي گرگري از سخنوران معروف قصبه گرگر است. كه در علوم نقلي وي عقلي استاد و در فن عروض و قافيه ماهر بوده است. وي در ناخوشي سال 1283ه.ق. مرحوم مي شود.از وي اشعاري به زبان تركي باقي مانده است. (تاريخ مرند ـ حسن جلالي عزيزيان)
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 13:57 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
شكر اولسون |
|
|
مين كره سنه شكر اولسون اي بيوك الله .
بير داها بايرامي ،نوروزو ، يازي گودوك گوزل چيچك لري دوشوندوك. يئر نئجه آيئلدي ،اولي آغاجلار جان تاپدي ،دون سو لار آچيلدي . بيزده سندن آيلماق ،جان تاپماق و آچلماق ايستي يئريك اي باغئشلئيان اللهئمئز. آچئم آچئم آچئلاق بو باغلاردان، قورتاراق اوزوموزي بوقوللوقدان. بلكه بيزده تاخت لايقي اولدوق.بيز يئر قولوغوندا چالئشان ،كيمسه لر گويلر تاختينا گلميش. شكر اولسون بو شكره.
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 11:27 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
پايان ماه صفر و سنتهاي آذربايجاني |
|
|
ماه صفر دومين ماه از سال قمري است.كه شيعيان آن را ماه حزن انگيزي به شمار مي آورندچرا كه حوادث تلخي همچون اربعين حسيني(ع)،رحلت پيامبر اسلام (ص) ، شهادت امام حسن مجتبي (ع) و شهادت امام رضا (ع) در اين ماه واقع شده اند.پس مسلم است كه پايان اين چنين ماه غم افزايي ،با نوعي شادماني در ميان شيعيان همراه خواهد بود. در اين بين شيعيان آذربايجان آغاز ربيع الاول را با آئين هايي سنتي گرامي مي دارند. يكي از اين آيين ها كه در اولين روز ماه ربيع الاول انجام مي گيرد مراسم خبر دادن پايان ماه صفر به دخت مكرم پيامبراسلام ،حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد . كه اين مراسم با مراجعه دوستداران اهل بيت (ع) به مساجد انجام مي پذيرد.
يك پژوهشگر مردم شناسي ميراث فرهنگي آذربايجان غربي در خصوص ماه صفر مي گويد:ماه صفر در ميان ماههاي قمري، ازجمله ايامي است كه در نزد مردم آذربايجان، تصويري از نحوست را به همراه داشته و هر اتفاق ناگواري كه رخ دهد، به حساب اين ماه گذاشته ميشود.
وي در گفتگو با ايسنا افزود: به همين لحاظ خانوادهها سعي ميكنند براي دور ماندن از قضا و قدر الهي و اتفاقات ناگوار، با خريدن قطعههاي طلاجات يا آيينه، بهعنوان چشم روشني، نحوست اين ايام را از بين ببرند.
حسن سپهرفر اضافه كرد: همچنين با انجام مراسمي تحت عنوان ”فال صفر آيين آخير چرشنبهسي” كه اغلب در ميان زنان در آخرين چهارشنبهي ماه صفر انجام ميگيرد، سعي ميشود نحوست اين ماه از بين برده شود.
وي همچنين اظهار داشت: برگزاري اينگونه رسمها از ويژگيهاي خاص فرهنگها در ميان جوامع مختلف تلقي ميشود كه اغلب از پيشينيان بر جاي مانده و سينه به سينه به عصر حاضر رسيده است، و گاهي هم در اين مسير فرد يا گروهي بهعنوان عضوي از جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند، آن را به عنوان فرهنگ جديد پذيرفته و به آن عمل ميكنند.
پژوهشگر بخش مردمشناسي ميراث فرهنگي آذربايجان غربي ادامه داد: اين مراسم در ايام گذشته در اكثر نقاط ايران ازجمله در ميان زرتشتيان يزد در روز سيزدهم از ماه تير و چهارمحال و بختياري بهمنظور تفال در ميهماني و جشنهاي عمومي اجرا شده و درواقع با توجه به محتواي انجام اين مراسم كه توسط زنان و دخترها انجام ميگيرد، هدف آن آگاه شدن از سرنوشت و پيشگويي آينده ميباشد كه در ميان تركزبانها هم با خواندن اشعار تركي در قالب باباتي در آخرين چهارشنبهي ماه صفر برگزار ميشود.
وي درخصوص انجام اين مراسم اظهار داشت: معمولا يك روز قبل از انجام اين رسم در غروب روز سهشنبه ظرف سفاليني به نام كوپه را از آب پر ميكنند و دختر بچهاي آن را در ميان همسايهها و آشنايان ميگرداند و هر كس هر نيت و آرزويي داشته باشد، از دل خود گذرانده و شياي را انتخاب كرده و به نشانهي خود در داخل ظرف مياندازد، پس از اتمام كار ظرف را در جايي محفوظ و معمولا زير ناودان گذاشته و روي آن را با دستمالي ميپوشانند.
سپهرفر خاطرنشان ساخت: صبح يا بعدازظهر روز چهارشنبه نيتكنندگان كه همگي زن و دختر هستند، در منزل يكي از همسايگان ا فاميل جمع ميشوند و دختر بچهي نابالغي را در كنار ظرف نشانده و چادري را بر سرها و ظرف ميكشند تا كسي ظرف را مشاهده نكند.
وي افزود: زني خبره شروع به خواندن باياتي ميكند و دختر بچه شياي را از آب داخل ظرف بيرون ميآورد و تحويل ميدهد و شيء مذكور متعلق به هر كسي كه باشد با توجهبه مضامين و معاني اشعار خوانده شده نيت و آرزوي خود را تعبير و تفسير ميكند.
پژوهشگر بخش مردمشناسي ميراث فرهنگي آذربايجان غربي در پايان يادآور شد: بعد از اين كه تمام اشيا و نشانهها از داخل ظرف بيرون آورده شد، ميزبان با ميوهي فصل و شيريني از مدعوان و ميهمانان پذيرايي ميكند.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 22:45 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
گوزل زيوه |
|
|
زيوه،اوجا داغلارئن گلين قئزيدي. اونون باشي بولوتلو گونشلي، دوني ايسه دولي گولدي، چيچك دي. قئچلاري آلتدا سو چشمه لري قايناق، باشي اوسته بولبولر نغمه سي اوجالمئشدي. اوردا گوزليكدن سونرا آيري بير زاد يوخ دور.
زيوه كندي يوخاري گرگرين قونشوسودور. اوني اوزاقلاردان دا گورمك اولار. نيه كي اوجا داغلارئن قوينوندا يوا سالئبدي. گرگر ماحالئندا بير شعر وار كي زيوه لي لري الله چي بير آداملار تانئدئرئر: زيوه حبيب الله آغزي دووالي
زيوه بير زيارتي كنددي.اونداكي زيارتگاهي امام موسي كاظيم آقانئن نوه لريندن بيرينه نسبت وئريللر. اونون آدي سيد اسماعيل حبيب اوغلي امام موسي كاظيم اوغلودور.علي چشمه سي،يام ياشئل باغلار،باشي بولوتلو داغلار زيونين آيري گوزليك لريندن دي.
گزمه لي گورمه لي زيوه ني گورمك اوچون جولفانئن علمدار گرگرينه گديب . اوردان زيوه يه ساري يوللانئن.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 20:32 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
دره دوز در عهد صفويه |
|
|
يكي از دلايل اهميت يافتن جلفا در دوران صفويه واقع شدن آن در مسير راه ارمنستان مي باشد.همچنين مسير لشكركشي عثماني ها در زمان جنگ با ايران طوري بود كه جلفا نيز بر سر يكي از راههاي تهاجم واقع شده بود.به تبع اهميت يافتن اين شهر راههاي ارتباطي آن نيز اهميت مي يابند.يكي از اين راهها كه درواقع راه ارتباطي جلفا با سرزمين هاي جنوب ارس مي باشدازگلوگاه مهم و استراتژيك دره دوز مي گذرد.آنچه از منابع دوران صفويه برمي آيد بيانگر اهميت نظامي و سوق الجيشي اين منطقه در آن دوران است.
در بخشي از كتاب تاريخ عباسي يا روزنامه ملاجلال در اين باره آمده است:…چون لشكر روميه(عثماني)را عبور از دره دز واجب بود(شاه عباس)مقرر فرمودند كه در كمينگاه و سر كوه وتنگه كوه بنشينند و جنگ حكيمانه بكنند…
دره دوز در تركي به معناي دره مسطح مي باشد. البته اين لغت در برخي منابع به صورت دز و يا ديز هم آمده است. اما جملي كارري اروپايي مسافر در ايران به دور از همه تصنعات نگارشي آن دوران ايراني ها از واژه دوز بهره مي برد در قسمتي از سفرنامه او آمده است:…پس از گذشتن از رودخانه ارس و طي 14 ميل راه در ظرف 4 ساعت در ناحيه حاصلخيزي به كاروانسراي دره دوز ـ دره ديزـ رسيديم….(جلفاي عهد صفوي ـ سجاد حسيني)
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 19:32 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
ناصرالدين شاه در جلفا2 |
|
|
...تا به انتهاي دره رسيديم دره تمام وجلگه گرگربسيار خوب وباصفاوپرحاصل است.دهات خيلي معتبر داردازجمله دست راست ديهي ديده مي شوددردامنه كوه معروف به علمدار.گفتند چهارصد خانوار دارد.و همچنين دهات معتبر پرجمعيت زياد دارد.هشت فرسنگ طول محال گرگر است. دست چپ منتهي به خاك ارس بار مرند مي شود و دست راست به محال ديزمار قراچه داغ اتصال مي يابد.خلاصه از آنجا گذشتيم رسيديم به قريه شجاع كه سرراه است.نزديك ديه شجاع كوه غريبي است به شكل مخروط مثابه كوه دماوند،بسيار قشنگ و خوشوضع وسبز وخرم اما ارتفاع زيادي ندارد.اگر از سطح زمين تا سر قله يكهزار ذرع باشددر حقيقت بچه دماوند است و معروف به اوچ داغ،يعني سه كوه كه اولش همين است كه در محاذي شجاع است.و يك فرسنگ كه مستقيما به طرف راست مي رود باز به كوهي ديگر مي رسدكه آن هم مخروطي شكل اما ارتفاعش خيلي كمتر از اين است. بعد از آن باز به قدر يك فرسنگ به خط مستقيم رفته به كوهي مخروطي ديگر مي رسدكه از اين كوه مخروطي اولي شجاع خيلي بلندتر و عظيم تر است.خلاصه سه ساعت به غروب مانده وارد اردو شديم.اردو را يك فرسنگ پايين تر از شجاع هزار قدم به كنار ارس مانده زده اند.چون سواحل اين طرف ارس همه محل زراعت است ،لهذا اردو دورتر از رودخانه زده شده است.هوا متصل ابر و نم نم باران بود.تا يك ساعت از شب رفته كه قطع شد.اين طرف ارس تلگراف خانه و تذكره خانه و چاپارخانه دارد.و آن طرف كه بناهاي روس است با دوربين ديده شد.بعضي ابنيه عاليه ساخته اندكه معروفست اين محل به به معبر جلفا. هنوز پرنس منچيكوف كه از طرف دولت روس مهماندار ماست وارد نشده است.عصر با دوربين نگاه كرده ديدم سواره نظام با موزيكال وارد شدند.سپهسالار اعظم رفت امتحاني از كشتيها و عبور از آب كرده خبر بياورد.رفت و باز آمد و اطمينان داد كه عبورممكن و بي خطر است.سوار اسب شديم از چادر تا رودخانه دو ميدان است اما راه بسيار گل و باتلاق بود. سواره و غلام هاي كرد ماكويي دو طرف صف كشيده بودند.به كنار رود رسيده از اسب پياده شده به قايق نشستيم. وليعهد،سپهسالار اعظم و صاحب ديوان وعضدالملك وامين السلطان ومسيوكربل وپيشخدمتها و سايرين هم همه به قايق آمدند.قايقچي ها كمال مهارت را دارند.خيلي راه قايق ما را اول با طناب به زور تمام برخلاف جريان آب كشيدند سر بالا تا نزديك درخت بيدي آنجا طنابها را جمع كردند توي قايق گذاشتند و قايق را رها كردند.آب بناكرد قايق را به سرعت بردن وقايقچي ها به جلدي پارو مي زدندتا رسيد به قطعه خشكي كه جزيره ماننددر وسط رودخانه است و آب را دوقسمت كرده اما آب آن طرف يعني طرف قفقازيه تندتروزيادترازاين طرف است.از اين جزيره الي ده بيست قدم تخته بندي كرده ومحجرگذاشته و آخر آن را دو قايق به هم جفت و متصل كرده،رويش را تخته بسته اندوباطناب بسياركلفت محكمي اين قايق ها را مهار كرده به آن طرف آب بسته اندكه وقتي به آن قايق هارسيديم باآن چرخ و اسبابي كه آن طرف آب دارند و مثل اسباب جرثقيل است طناب را كشيده قايق را به آن طرف آب رساندندوالحمدالله التعالي به سلامت گذشتيم.اين قايق ها و جسر متعلق به رحيم خان سرتيپ گرگري است.
(مسافرت و سياحت دوم فرنگستان ناصرالدين شاه ـ صص27،28)
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 19:27 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
ناصرالدين شاه در جلفا1 |
|
|
از جمله بهترين و جذاب ترين سفرنامه هاي عهد قاجار كه از جلفاي ارس نيز يادي كرده است،سفرنامه ناصر الدين شاه قاجار مي باشد.اين سلطان قجري در كتاب مسافرت و سياحت دوم فرنگستان خود آنچنان ساده و زيبا و به دور از تكلف به گزارش ازجلفاي ارس پرداخته كه هر خواننده اي را مجذوب قلم خويش مي سازد.ناصرالدين شاه در اين اثر از معبر جلفا،رود ارس،محال گرگر،علمدار ،روستاي شجاع ،كوه اوچ داغ و…سخن مي راند.گفتني است وي در سفر دوم خود به فرنگ در سال 1295 ه.ق. از اين مناطق عبور كرده است. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 19:11 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
دورنالار |
|
|
دورنالار/
بيليرسيز/
بيزم كندين گوزلرينه ده دورنا ديگللر /
دورنا /
بو سيزدن بيزه قالئبدئر /
گوزلرينده آدي گوزل اولموش/
دورنا /
آي آراز شاملارئنين قوناقلاري/
هارالاردان اوچوب بورا گلميسيز/
گويده گونشه، آيا ،اولدوزا ياخين /
يئرده سه سو قوناغي /
ايشقليقدان آيدئلئقا خوش گليرسيز خوش گئديرسيز/
نه نه م دئگير، آران دا بوغدادان قالدئز باغداددا خورمادان /
اوسسون گوزليگيز باشينا تصاددق/
جانئز ساغ اولسون /
ظاليم شكارچي تورو گورمويه سيز/
من سيزين كوچري قاطار لاريزا بو يئردن حسرتله باخارام /
او چاغداكي ساراي ايشيقي آلتدا اوخويارسئز/
بلكه ده تانرني چاغيرارسئز/
كاش منده دورنا اولايدئم/
دورنالارتك گويه قوووشوب/
تانرئني چاغرايدئم .
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت 15:31 توسط سجاد حسینی
|
|
||
|
|
نوروز و آذربايجان4 |
|
|
يكي از سنت هاي مردمان آذربايجان ،علي الخصوص مردمان محال گرگر در ايام عيد نوروز سنت زيباي رنگ كردن تخم مرغ و بازي تخم مرغ بوده است. تخم مرغ هاي آب پز شده عيد با مواد گوناگوني به رنگهاي مختلف آراسته مي شدندتا بر سفره هاي عيد زينت بخشند و عيدي ساده و دوست داشتني كودكان اين ديار گردند. پوست پياز ،زرد چوبه و…از جمله مواد رنگرزي تخم مرغهايث عيد محسوب مي شدند.
بازي با تخم مرغ نيز از جمله سرگرمي هاي مردم اين خطه در نوروز باستان مي باشد. در اين بازي نوك تخم مرغ هاي آب پز شده به هم زده مي شود و تخم مرغ هر كس شكست او بازنده بازي است. شهريار شيرين سخن نيز در منظومه حيدر بابايا سلام خود به اين سنت زيبا اشاره مي كند:يومورتاني ،گويچك گلي بويارديق / چاقيشديريب،سينانلارين سويارديق / اويناماقدان يبرجه مگر دويارديق؟ / علي منه ياشيل آشيق وئرردي / ارضا منه نوروز گلي درردي
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 20:6 توسط سجاد حسینی
|
|
||