تقويم دوازدهحيواني ازجمله تقويمهاي رايج بينالمللي مختلف جهان در طول تاريخ بوده است
يكي از تقويمهاي مورد استفاده ايرانيان و برخي ديگر از ملل در طول تاريخ، تقويم دوازدهحيواني ميباشد كه حتا تا به امروز مردم برخي ممالك همچون ايرانيها به اين تقويم توجه دارند و حداقل نام حيواني را كه براي سال نوي آنها ميافتد را دنبال ميكنند و هر سال را به نام يكي از دوازده حيوان اين تقويم مينامند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، دكتر ابوالفضل نبئي در كتاب گاهشماري در تاريخ در اين خصوص آورده است: به طور قطع نميتوان گفت كه ابداع و اختراع اين تقويم مربوط به كدام ملت از ملل جهان يا كدام قاره است. در قديم تصور ميشد كه اين تقويم مربوط به اقوام ترك و تنها در ميان اقوام قاره آسيا معمول بوده است؛ در حالي كه امروزه معلوم شده است كه در ميان اقوام امريكايي (بوميان امريكا) نيز اين نوع گاهشماري متداول بوده است.
وي ادامه ميدهد: در ميان دانشمندان اسلامي اين تقويم به نامهاي تاريخ ترك، تاريخ تركستان، تاريخ ختن، اويغور و يا تاريخ تركان مشهور است.
اين اثر ميافزايد: قديميترين اثري كه از وجود اين تقويم در ميان اقوام ترك آسياي مركزي خبر ميدهد، آثار مربوط به ابوريحان بيروني است و اين منجم در آثارالباقيه آنجا كه از تقويمهاي ملل مختلف ياد ميكند، در جدولي ماههاي منسوب به تركان را نيز نشان ميدهد. اين اسامي عبارتند از: 1- سچقان يا كسكو (موش) 2- اود يا سغر (گاو نر) 3- بارس (پلنگ) 4- تفشان يا تفشيجان يا توشقان (خرگوش) 5- لو (نهنگ) 6- ييلان (مار) 7- يونت (اسب) 8- قوي (گوسفند) 9- بيجين (ميمون) 10- تغاقوي يا تخاقوي (مرغ خانگي)11- ايت (سگ) 12- تونگوز (خوك).
در بخش ديگري از اين كتاب آمده است: حتا در عصر ما چينيها اعتقاد دارند كه وقايعي كه هر سال رخ ميدهد و افرادي كه در آن سال به دنيا ميآيند تحت تأثير خصوصيات حيواني كه بر آن سال حاكم است قرار دارند؛ بنابراين چينيها و كليه ملتهاي زردپوست، چه در كار، چه در دوستي، و چه در عشق و ازدواج، اهميت فراواني براي اين سالها قايل هستند.
دكتر نبئي تأكيد ميكند: چه تصميمات بعد از مشروطيت و چه تصميمات سال 1304 شمسي مجلس شوراي ملي نتوانست تقويم دوازدهحيواني و احكام نجومي آن را از خاطرهها بزدايد و همانطور كه همه ما شاهديم اكنون در فرهنگ ما اين تقويم جاي خاصي براي خود دارد كه درخور بررسي و مطالعه است.
گفتني است بر اساس اين تقويم امسال تخاقوي ئيل يا سال مرغ است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1383ساعت 11:10  توسط سجاد حسینی
|
واژهها و عبارتهاي مردم تركزبان كشور درباره عيد نوروز
بايرام (عيد)، بايرامآخشامي (عصر عيد)، بايرامگوني (روز عيد)، بايرامبازاري (بازار عيد)، بايرامپالتاري (لباس عيد) و ... واژههايي هستند كه اين روزها بيش از پيش بر زبان مردم آذربايجان جاري ميشوند و از عيدي خجسته و مبارك خبر ميدهند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، هرچند بايرام در تركي به معناي عيد است؛ اما آذربايجانيها بيشتر اوقات عيد نوروز را تنها با عنوان بايرام (عيد) ذكر ميكنند و اولين عيدي كه بعد از شنيدن لغت بايرام به ذهن هر آذربايجاني ميرسد، عيد نوروز است.
اين مردم براي تبريك نوروز باستان از جملاتي چون “بايرامئز مبارك اولسون” يعني عيدتان مبارك، ”يوزبله بايراملار گورهسيز” اصطلاحي با مفهوم اصطلاح فارسي صد سال به اين سالها ”گلن گون لريز خيره قالشن” روزهاي آينده تان خير باشند و … استفاده ميكنند و براي ديد و بازديد به خانههاي همديگر ميروند.
دادن بايراملئق يا عيدي در عيد نوروز از رسمهاي قديمي مردم آذربايجان به شمار ميآيد. بايراملئق ميتواند يك اسكناس نو، لباس، جوراب، پارچه و يا يك تخم مرغ رنگ شده باشد. تهيه تخم مرغ رنگ شده از چند روز قبل از عيد با پوست پياز و كاه و … انجام ميپذيرد و بازي تخم مرغ بازي هم كه در گذشته بسيار رايج بود با اين تخم مرغها صورت ميگرفت.
پخت كلوچههاي محلي نيز در برخي نقاط آذربايجان قبل از فرا رسيدن نوروز معمول است. انداختن سفره عيد، تهيه سبزه، پخت سمنو، گرفتن ايل سكه سي (سكه سال)، پخت دلمه در هنگام تحويل سال نو، پوشيدن لباس نو و … از ديگر رسمها و سنتهاي آذربايجانيها در ايام عيد نوروز است.(گزارش از سجاد حسيني )
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1383ساعت 11:4  توسط سجاد حسینی
|
نوروز 84 به كجا سفر ميكنيد؟
تبريز با يادگارهايي از تاريخ پرفروغش همچنان ميهمان نوازي ميكند
تبريز، بزرگترين شهر شمال غرب و تختگاه قديمي ايران زمين با دهها يادگار تاريخياش همچنان به رسم ميهمان نوازي
«سرمه چشم از غبار كفش مهمان» ميكند.
به گزارش ايسنا، اين روزها تبريز سرتاسر شور و شوق و حركت است. تمامي بوستانها و پاركها و بلوارهاي شهر گلكاري و درختكاري ميشوند تا زيبا عروس آذربايجان آراسته به گل و سبزه و ريحان به استقبال نوروز باستان و ميهمانان نوروزي برود.
اما بزرگترين شهر شمال غرب ايران چه جذابيتها و زيباييهايي دارد؟ تبريز يكي از شهرهاي تاريخي ايران است كه چندين بار در طول تاريخ به عنوان پايتخت ايران انتخاب شده و تا دوران معاصر همچنان اهميت و شهرت خود را حفظ نموده است. طبيعتا هر سلسلهاي در زيبايي و رونق و شكوه تختگاه خود كوشيده است و بدين جهت تبريز كهن نيز يادگارهاي گرانقدري از گذشته پر افتخار خود را به آغوش كشيده است اگر خشم طبيعت و جنگهاي خانمان سوز داخلي و خارجي ايران در طول تاريخ اجازه ميداد هم اكنون تبريزي چندين بار زيباتر و پرشكوهتر داشتيم. اما تبريز با همين آثار رهيده از آشوبها و بلايا و فتنههاي زمان نيز زيبا و با شكوه و چشم نواز ميباشد.
امارت و استخر شاهگلي، مقبره الشعرا، برج ساعت، ارك عليشاه، مسجد كبود (گوي مسجد)، آرامگاه كمالين، برج آتشنشاني ، خانه مشروطه، مسجد جامع، كليساهاي ارامنه، موزه آذربايجان، موزه قرآن و كتابت، موزه سنجش، خانههاي قديمي و ... تنها گوشهاي از آثار ارزشمند و ديدني تبريز محسوب ميشوند.
بازار قلب تپنده اقتصاد تبريز نيز ديدني است سراها و تيمچههاي تاريخي يكي از بزرگترين بازارهاي سرپوشيده و تاريخي جهان علاوه بر جلوههاي زيباي معماري خود عرضه كننده محصولاتي نيز هستند كه تبريز بدان مشهور ميباشد كفش تبريز يكي از اين محصولات است كه دوام و زيبايي و راحتي آن شهره خاص و عام ميباشد و هر مسافري كه به تبريز وارد ميشود هنگام مراجعت كفش تبريز را نيز با خود به ارمغان ميبرد. آجيل تبريز، فرش، شيرينيهاي سنتي قرابيه، لوقا، ريس، تسبيحي، حلواي كنجدي و .. .از ديگر سوغاتيهاي تبريز ميباشند.
در اين شهر هتلها و ميهمان سراهاي گوناگوني وجود دارد كه هتل ارك، هتل 1 ستاره ايران، هتل 1 ستاره پارك، هتل 5 ستاره ائل گلي، هتل 4 ستاره تبريز، هتل 3 ستاره دريا، هتل 2 ستاره سينا، هتل 2 ستاره قدس، هتل 4 ستاره گسترش، هتل 1 ستاره مرواريد، هتل 1 ستاره كوثر و هتل 2 ستاره نگين اشاره داشت.
مسافران اين شهر فراموش نكنند كه هنگام ورود از جاده تهران - تبريز حتما از بناي چشم نواز خلعت پوشان اين شهر بازديد كنند كه از جمله معدود بناهاي خلعت پوشان جهان محسوب ميشود.(گزارش از سجادحسيني )
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1383ساعت 21:38  توسط سجاد حسینی
|
نوروز 84 به كجا سفر ميكنيد؟
دهكدههاي توريستي آذربايجان شرقي آماده استقبال از ميهمانان نوروزي هستند
دو دهكده تاريخي - توريستي آذربايجان شرقي يعني روستاهاي «كندوان» و «اوشتبين» چشم به راه ميهمانان نوروزيند.
به گزارش ايسنا، روستاي كندوان كه يكي از كم نظيرترين روستاهاي صخرهاي جهان است در نزديكيهاي شهر تبريز مركز استان آذربايجان شرقي قرار دارد.
كندوان از جمله زيباترين روستاهاي جهان است كه مردمان آن در دل كوهها و صخرههاي دوكي شكل آن خانه ساختهاند و زندگي ميكنند. در كنار خانههاي تاريخي كلهقندي شكل باغات سرسبز و آب معدني زلال و خنك بر جذابيت و شكوه كندوان ميافزايد. كندوانيها حتي داروهاي گياهي و محصولات باغي خود را نيز به مسافران عرضه ميكنند و هر توريستي كه وارد اين دهكده شگفتانگيز ميشود دوست دارد از نزديك با شيوهي زندگي اهالي آن آشنا شود و از داخل خانههاي كندوانيها بازديد كند.
ميگويند آب معدني كندوان براي برخي از امراض مانند سنگ كليه مفيد است و به همين دليل هر مسافري كه از كندوان بازديد ميكند ظرفي از آب آن را نيز با خود به ارمغان ميبرد.
بهشت كوچك ديگري نيز در شماليترين نقطهي استان آذربايجان شرقي و در منطقه مرزي جلفاي ارس وجود دارد و آن جايي نيست جز روستاي توريستي اوشتبين.
اين روستا كه لقب ماسوله آذربايجان را دارد، از خانههاي پلكاني تشكيل يافته و اطراف آن را طبيعت بيبديل جلفاي ارس به سبزه و گل و درخت آراسته است.
خانههاي اوشتبين آثار تاريخي ارزشمندي از دوران صفويه را به يادگار دارند و در سر در برخي از آنها ميتوان به كتيبههايي از آن دوران برخورد كرد.
انار اصليترين سوغات اوشتبين است و زيبايي و آب و هواي بسيار عالي بر جذابيتهايش ميافزايد. (گزارش از سجادحسيني )
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1383ساعت 21:34  توسط سجاد حسینی
|
سنت قديمي شال ساللاماق از جمله زيباترين رسم هاي مردم آذربايجان در چهارشنبه آخر سال مي باشد.اين سنت در نقاط مختلف اين ديار با عناويني ديگر چون قورشاخ شاللاماق و باجالئق نيز معروف است.در اين سنت در آخرين چهارشنبه سال يك نفر شال يا توبره اي در دست مي گيرد و به در خانه يكي از آشنايان مراجعه مي كند و شال خود را در حالي كه گوشه اي از آن را در دست دارد در آن خانه مي آويزد و طلب هديه مي كند.در گذشته شال ها از روزنه خانه ها به درون آن آويخته مي شد. صاحب خانه نيز هديه اي در داخل شال مي پيچيد .اين هديه مي توانست از آجيل و ميوه چهارشنبه سوري باشد ويا هداياي ديگري مثل يك جفت جوراب.در برخي مناطق اين سنت بيشتر از سوي داماد هاي جوان انجام مي پذيرد كه به در خانه نامزد خود مراجعه مي كنند وطلب هديه مي نمايند.شهريار نيز در منظومه حيدربابايه سلام خود به اين سنت زيباي آذربايجاني اشاره كرده است.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1383ساعت 21:32  توسط سجاد حسینی
|
بايراميدي ، گئجه قوشي اوخوردي/آداخلي قئز بيك جورابئن توخوردي/هر كس شالئن بير باجادان سوخوردي/آي نه گوزل قايدادي شال ساللاماق/ بيك شالئنا بايراملغين باغلاماق ( شهريار)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 16:13  توسط سجاد حسینی
|
در تبريز محله اي وجود دارد كه آن را قورد ميداني مي ناميدند و هم اكنون نيز در بين مردم آن شهر بدين نام معروف است.اين عنوان از دوكلمه قورد (به معناي گرگ) و ميدان تشكيل يافته است كه معناي ميدان گرگ را مي دهد.اما به اشتباه در نوشتار رسمي از اين ميدان با عنوان ميدان قطب ياد مي شود كه با تاريخچه و وجه تسميه اين محله تاريخي هيچ ارتباطي ندارد.
اما چرا قورد ميداني(ميدان گرگ)؟ در خصوص اين نام گفته شده است كه قبلا در اين مكان نوعي بازي بنام بازي گرگ رايج بود و در آن گرگ هاي را مي آوردند و بازي مي دادند اما اين امر مصدومان بسياري را در پي داشت . سرانجام پادشاهي (به احتمال قوي شاه عباس)فرمان ممنوعيت اين نوع از سرگرمي و بازي را صادر كرد. اما نام قورد تا كنون بر نام اين محل باقي مانده است.
قورد ميداني در مسير خيابان امام خميني تبريز و در حوالي خيابان شهيد جديري اين شهر واقع شده است . وايستگاهي نيز به نام ميدان قطب در آن محل قرار دارد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 19:9  توسط سجاد حسینی
|
پادشاهي گفته است كه در اين جهان از سه چيز خوشم آمد كه فقير و غني همه از آن بهره بردند: هواي لطيف صبحگاه،گوشت قرباني و آب چهارشنبه آخر سال.
راستي قضيه آب چهارشنبه آخر سال چيست ؟ درست است كه ما حالا چهارشنبه هاي پاياني سال را تنها با آتش و ترقه و صداي انفجار مي شناسيم اما در گذشته هايي نه چندان دور آداب متنوع تر و بيشتري براي چهارشنبه آخر سال وجود داشت.و آن اينكه در چنين روزي مردم علي الخصوص دختران جوان دم بخت صبح زود از خواب بيدار مي شدند و روانه چشمه ها و رود ها مي گشتند آنگاه براي خوش يمني و مباركي و براي داشتن سالي نيك و بختي بلند با صدها اميد و آرزو از آب چهارشنبه تبرك مي جستند. مطلب جالبي كه در اكثر سنتهاي ملي ما نهفته است،حضور پررنگ زنان و دختران در برپايي و تداوم اين مراسم ها مي باشد. و ما در سنت هاي مربوط به چهارشنبه آخر سال نيز باز نقش پررنگي از زنان و دختران را مشاهده مي كنيم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 15:34  توسط سجاد حسینی
|
گلزار زيبايي است كه از سايت
وب شاتس کپی کرده ام اما در
آذر بایجان و جلفای ما گلزارها
و لاله زارهای زیباتری است
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 12:47  توسط سجاد حسینی
|
اي بيوك الله كي كيمسه سيزلرين كيمسه سي سن.بو ايليميزده باشاچاتماقدادي.اونداآغلاساخدا گولسه كده باشاچاتماقدادي.شوكور اولسون سنه . ايندي سه گوزلويوروك آيري بير ايل يولدان يئتيشسين.قوي سنين قاپئندا يا مقلب القولوبي اوخوياق . قوي بو تازه ايليميز خيره آچلسئن. گونشه ،نورا ،ائشئقلئقا آچلسئن. آمين
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 18:56  توسط سجاد حسینی
|
بار ديگر چرخ روزگار چرخيد و اسفندماه با چهارچهارشنبه خاك و باد و آتش و آب فرا رسيد و شور و شوق استقبال از نوروز باستاني را بر گوشه و كنار ملك ايران حاكم ساخت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، چهارشنبه آخر سال در راه است و شور و هيجان گراميداشت آن، از روزها پيش در چهره شهرها و روستاهاي مختلف كشورمان هويداست و مردم هر يك از مناطق ايران خود را براي برپايي آيينهاي سنتي چهارشنبهسوري آماده ميكنند.
تبريزيها نيز رسمهاي مختلفي را براي برپايي مراسم آخرين چهارشنبه سال دارند كه از آن جمله ميتوان به خريد چهارشنبهسوري اشاره كرد.
با نزديكي به آخرين چهارشنبه ماه اسفند شور و شوق خاصي بر كوچه و بازارهاي اين شهر حاكم ميشود و بسياري از مغازهها و دستفروشها كالاهاي مورد نياز براي خريد چهارشنبه سوري را تدارك ميبينند.
كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقهها، آتش افروختنها و خريدهايش دوست دارند. چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان ميباشد و مردم براي بچههاي خود اسباببازي ميخرند. پسربچهها به خريد ماشين اسباببازي و تفنگ علاقه زيادي نشان ميدهند و اكثر دختر بچهها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را “قولچاخ” يعني عروسك ميخرند.
خانمهاي خانهدار هم به خريد “آينا” و “دراخ” (يعني آيينه و شانه) و همچنين “سوپورگه” (يعني جارو) ميپردازند و ميخواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند.
خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخشهاي خريد سنتي اين روز در تبريز ميباشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيلهاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد. (گزاررش از سجاد حسيني)
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 13:33  توسط سجاد حسینی
|
بو سايا ياخجي سايا / هم چشمه يه ،هم چايا / هم اولدوزا ،هم آيا / هم يوخسولا هم وارا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 14:1  توسط سجاد حسینی
|
ساياسايا سايادن/
دامازلئغي مايادان /
بو سايا كيمدن قالئب/
حضرت آدم دن قالئب/
حضرت آدم گلنده/
دونيا بونيت اولاندا/
موسي چوبان اولاندا/قئرمئزي بوغداد بيتنده/شيش ليگيميز اويشدي/
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1383ساعت 11:11  توسط سجاد حسینی
|
ساياچي ني گوردوزمي ؟
سلامي ني آلدئزمي؟
آنني قاشقا قوچ قوزوني
ساياچي يا وئرديزمي؟
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 19:23  توسط سجاد حسینی
|
سايا چيست و ساياچي چه كسي است؟
سنت قديمي سايا از جمله رسم هاي آذربايجاني ها بود كه در چنين روزهايي برگزار مي گشت. چندين ده روز مانده به عيد نوروز ساياچي ها در نقاط مختلف آذربايجان د رشهرها و روستاها به راه مي افتادندوبا خواندن اشعاري به شمارش روزهاي مانده به عيد مي پرداختند . و خانه به خانه رفته براي اهل هر خانه آرزوي خير در سال آينده مي كردند و از صاحب خانه هدايايي مي گرفتند.لغت سايا نيز از مصدر تركي سايماق به معني شمارش گرفته شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 19:20  توسط سجاد حسینی
|
تاريخ و طبيعت جلفا را به يكي از قطبهاي گردشگري آذربايجان تبديل كرده است
خبرگزاري دانشجويان ايران - تبريز
سرويس فرهنگ و ادب - ايرانشناسي
جلفا يكي از شهرهاي مرزي استان آذربايجان شرقي است كه در سواحل جنوبي رود ارس و در مرز ايران و جمهوري خودمختار نخجوان و ارمنستان واقع شده است كه علاوه بر ويژگيهاي برتر اقتصادي، از لحاظ گردشگري و ميراث فرهنگي نيز بينظير ميباشد.
به گزارش ايسنا، گوشه گوشه اين ديار يا از زيباييهاي طبيعت سخن ميراند يا اينكه بخشي از تاريخ را بازگو ميكند. هنوز كليساي كهن سنت استاپانوس به عنوان شاهكار معماري ايران زمين پابرجاست و آسياب خرابه زيبا تابلوي نقاشي هنرمند چيره دست طبيعت است كه آب و سبزه و صخره را در كنار هم نگارگري نموده است.
حمام و قلعه تاريخي كردشت در نوار مرزي شمال غرب و ساحل رود ارس خاطرات جنگهاي ايران و روس و عباس ميرزاي نائبالسلطنه را زنده ميكند و وجود بقاع و امامزادهها و پيرها در گوشه و كنار اين منطقه نشان از تدين و اعتقادات اين مردم را دارد كه امامزاده سيد شعيب دوزال، امامزاده سيد محمد آقاي نوجهمهر (مينجمير)، امامزاده سيد اسماعيل زاويه، بابا يعقوب، سيه رود، قئز فخري ايري سفلي، شول پير و علمدار پير، هاديشهر (علمدار گرگر) از آن جملهاند.
جلفا هنوز هم در اندوه شهداي گمنام شهريور 1320 است كه تا آخرين لحظه در مقابل ارتش دشمن مقاومت كردند و سرانجام در جوار رود ارس و در نقطه مرزي ايران و جمهوري خودمختار نخجوان آرميدند.
هاديشهر (علمدار - گرگر) ازجمله مراكز شهري شهرستان جلفا محسوب ميشود كه تپه خاكستري (كول تپه) را در بر كشيده است؛ تپهاي تاريخي كه در هر كاوش و بررسي آثار گان سنگ از تاريخ اين ديار را هويدا ميسازد.
روستاي تاريخي اشتبين هم به عنوان يكي از چند دهكده تاريخي و توريستي ايران در اين شهرستان واقع شده است و زيباييها آن به حدي است كه لقب ماسوله آذربايجان را به خود اختصاص داده است. اين روستا يادگارها و كتيبههايي از دوران صفويه را در بر دارد و همچنين زادگاه شاعر نامور آذربايجاني حكيم ابوالقاسم نباتي ميباشد.(گزارش از سجاد حسيني)
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1383ساعت 21:49  توسط سجاد حسینی
|
يك آش سنتي هم ميتواند غذاي مراسم شب عروسي باشد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تبريز
سرويس فرهنگ و ادب - آيين و سنن
مردم شهرستان جلفا مراسم جشن عروسي را با پخت آش سنتي ”قورود قيله” برگزار ميكنند.
به گزارش بخش آيين و سنتهاي خبرگزاري دانشجويان ايران، قورود قيله واژه تركي است كه از دو جزء قورود (به معناي كشك) و قيله (به معناي قورمه) تشكيل شده است. قورود قيله همانطور كه از نامش پيداست، نوعي آش كشك است.
اين آش، آش عروسيها، دور هم بودنها، روزهاي تعطيل و ... است. ميهمانان جلفايي اكثرا اصرار دارند كه ميزبان مهماننواز جلفايي با آش قورود قيله از آنها پذيرايي كند.
قورود قيله مانند ساير آشها پخته ميشود؛ با اين تفاوت كه مواد مصرف شده در آن متفاوت است و براي پخت اين آش، از كشك، لوبيا چشم بلبلي، پياز، بادمجان و سبزيجاتي چون ريحان، جعفري، تره، برگ چغندر و گوشت استفاده ميشود. كشك اين آش هنگام پخت به آن اضافه ميشود و گوشت مصرفي به صورت چرخ كرده و كوفته ريزه يا به صورت قورمه افزوده ميشود.
روش خوردن اين آش با ساير آشها متفاوت است؛ به طوري كه اين آش كمي آبكي تهيه ميشود؛ تا بتوانند در آن نان خرد و سپس ميلش كنند. قورود قيله با پياز داغ تزيين ميشود و به همراه سير، فلفل و سبزي و پياز خورده ميشود.
اين آش در مراسم حنابران يا حنابندان شب عروسي ازسوي خانوادهي عروس پخته و در ميهماني شام شب عروسي صرف ميشود. (گزارش از سجاد حسيني)
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 17:59  توسط سجاد حسینی
|
جلفا را بيشتر و بهتر بشناسيم(2):
در خصوص موقعيت جغرافبايي شهرستان جلفا بايد گفت كه اين شهرستان در شمال استان آذربايجان شرقي و در همسايگي شهرستان هاي مرند و ورزقان و كليبر از استان آذربايجان شرقي،شهرستان ماكو از استان آذربايجان غربي ،جمهوري خودمختار نخجوان و جمهوري ارمنستان قرار دارد.
جلفا از جمله كوچكترين و مهمترين شهرستان هاي آذربايجان شرقي محسوب مي شود .و مي توان آن را از مهمترين قطب هاي اقتصادي ،كشاورزي و گردشگري شمال غرب كشور به حساب آورد.وجودآثار تاريخي متنوع و متعدد، جاذبه هاي طبيعي وطبيعت بكر وروح افزا،مجاورت با رود ارس،منطقه حفاظت شده كيامكي(كمكي)،گمرك وبازارچه مرزي ،منطقه آزاد تجاري صنعتي ارس ،دماي نسبتا بالاي هوا و…از ديگر ويژگي هاي اين شهرستان محسوب مي گردد.
سطح بالاي سواد در بين مردم ،انتخاب روستاي ارسي به عنوان روستاي نمونه كشور و قرار گرفتن دهكده توريستي –تاريخي اوشتبين(يكي از انگشت شمار دهكده هاي تاريخي ـتوريستي ايران ) در اين شهرستان از ديگر افتخارات جلفايي ها تلقي مي شود.
هاديشهر يا به قول مردم منطقه علمدار ـ گرگر دومين و بزرگترين نقطه شهري شهرستان جلفا است كه از تاريخ درخشاني برخوردار مي باشد و سال هاي متمادي بخش غير قره داغ اين شهرستان را محال گرگر ناميده اند.
هاديشهر از به هم پيوستن دو بخش جداگانه علمدار و گرگر به وجود آمده است .هرچند علمداري ها و گرگري ها در بسياري از موارد باهم اشتراكاتي را دارند . اما در برخي موارد مانند نوع لهجه ، سابقه تاريخي و… اين دو بخش تفاوتهاي بارزي وجود دارد. هاديشهر حتي از داشتن مسجد جامع واحدي محروم است و علمداري ها و گرگري ها هر كدام براي خود مساجد جامع جداگانه اي دارند.در دوره هايي نيز درگيري هاي مختصري در بين اين دو ناحيه مشاهده شده ، به طوري كه نزاع علمداري ها و گرگري ها در كل منطقه آذربايجان مشهور است . ولي در حال حاضر روابط خوبي در ميان تك تك هاديشهري ها برقرار مي باشد
شهرهاي شهرستان جلفا:
جلفا ،هاديشهر ،سيه رود
روستاهاي شهرستان جلفا:
آغبلاغ ،احمد آباد،ارسي ،اروج،اوشتبين،افشار،الف آباد،الوان،اعقان،اينق،ايري سفلي، ائلسون،پهناور،پيربلاغ،تازه كند،تلگري ،داران،دوزآل،زاويه ،سيلگرد،سيه سران،شجاع،طالب گلي،حق وردي آباد،قره بلاغ،قلعه زير،قره چي معدن،قره درق،قشلاق،قشلاق ارامنه،قشلاق نواكي،قولان،كردشت،كمار عليا،كمارسفلي،گلفرج،ليوارجان،مرازاد،مسن،ميانه كرد احمد،نظركندي،نمنق،نوجه مهر،نودوز،نوشيروان،هلق،ويديق،كليدداغي،دره شام،سركش،كليسا كندي،وران باغ،قره ناز،شام داران،اوركين ،مينجن آباد،حيدرآباد
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 21:54  توسط سجاد حسینی
|
جلفا را بهتر و بيشتر بشناسيم(1):
مي گويند جلفاي ارس تا مشخص شود اين همان جلفايي است كه بر ساحل جنوبي رود ارس و در نوار مرزي شمال غرب ايران زمين واقع شده است. چرا كه غير از آن مي توان دو جلفاي ديگر را نيز در سرزمين هاي ايران تاريخي يافت. يكي از اين جلفاها شهريست مرزي در جمهوري خودمختار نخجوان كه نخجواني ها آن را به صورت جولفا(julfa) تلفظ مي كنند.و در واقع تكه ي ديگري ازجلفاي ارس ايران در آن سوي اين رود مي باشد كه در طي عهدنامه هاي ننگين ايران و روس در عهد قاجار براي هميشه از آغوش مام وطن خارج گشته است.
دومين جلفاي ايران جلفاي اصفهان است كه اين بار ارامنه مهاجر جلفاي ارس آن را به ياد وطن قديمي خود بنيان مي نهند .و اين ناحيه با نام جلفاي نو يا جلفاي اصفهان مشهور مي گردد.
گويي جلفاي ارمني نشين قبل از صفويه را از كرانه ارس بريده و بر قلب اصفهان چسبانده اند.امروزه جلفاي ارس سرزميني كاملا مسلمان نشين ميباشد و در استان آذربايجان شرقي واقع شده است . جلفايي ها به تركي آذري تكلم دارند و پايبند مذهب تشيع دوازده اماميند.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 21:34  توسط سجاد حسینی
|
بسم الله الرحمن الرحيم
يازئق كمكي
سنه نه لر كئچير
قونشون دلي آراز قاچماقدا
سن هله ايمكلمك ده باشارمئسان
چرا كمكي و چرا آراز؟آذربايجاني ها بهتر مي دانند و ميشناسند كه كمكي(كيامكي داغ)چيست و آراز (ارس) كجاست.
سالهاست كه استوار كوه كمكي پاي بر سينه مام وطن مي فشارد و آراز شورانگيزترين سرودهاي هستي را بر آسمان يكي از كهن ترين زمين هاي خدا فرياد مي كشد.
غريو آراز رنگ و بوي عباس ميرزايي دارد وبه خون شهيدان جنگهاي ايران و روس سرخ فام است.آراز هنوز هم از خاطره رشيد فرزندان شهيدش در سال 1320 سخنها دارد.
و كمكي نماد استواري و عظمت در آن نزديكي ها به دوردست ها خيره مانده است . آخر كمكي داغ ما چه از سهند و سبلان و دماوند كم دارد . او نيز چونان اين سه، استوار و بلند قامت است . شايد سهند و سبلان و دماوند به اندازه كمكي داغ غم و اندوه و داغ بردل ندارند.
كمكي يا كيامكي داغ نام كوه استواري است كه در جوار رود ارس يا به قول مردم منطقه آذربايجان آرا،ز در شمال غربي ترين نقطه مرزي ايران زمين واقع شده است .وجلفا مشهورترين شهري است كه اين كوه و رود را بدان مي شناسند.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1383ساعت 20:49  توسط سجاد حسینی
|