تبليغاتX
کمکی آراز
کمکی آراز
تاریخ ادبیات و آیین و سنن آذربایجان با تکیه بر جلفای ارس
آذربایجانی ها چگونه فارسی می آموختند ؟

آموزش زبان فارسی در منطقه آذربایجان در قبل از رواج آموزش و پرورش به سبک نوین برای دانش آموزان مکتب ها و حتی برای عوام بی سواد با اشعاری ملمع صورت می پذیرفت. چندی پیش  "کمکی آراز"  نمونه های  از این اشعار رایج در منطقه جلفا را معرفی نمود. حال کتابی مفصل در این موضوع معرفی می شود.

نویسنده ای بنام "حسام الدین خویی" اهل خوی  کتاب گرانسنگ  "تحفه حسام"  را در موضوع آموزش زبان فارسی برای ترک زبانان به شیوه شعر نگاشته است. ما از زندگی و فعالیت های حسام الدین خویی اطلاع چندانی نداریم و تنها به معرفی مختصر کتاب وی اکتفا می کنیم .این آموزش شامل لغات ، افعال ، ضمایر و دیگر اجزای زبان فارسی به ترک زبانان است.

نمونه هایی از تحفه حسام را مرور می کینم :

"گرفتن طُتمق و بردن النمک سوختن ینمق

چشیدن طَتمق و خوردن یمک پنداشتن صنمق

شدن اولمق زدن اورمق بپا برخاستن طُرمق

مکیدن اممک و صُرمق بغلتیدن یَوَالنمق "

***

سن تو من بَن

شما سز ما بیز"

***

قاره سیه  کبود گوگ  سپید آق دور

بید و سپیدار سکود و قوق دور "

***

پسته فستق هندوانه قارپوز

مار و پونه ییلان و یارپوز"

و...

2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:25  توسط سجاد حسینی  | 

اختلافات علمدار و گرگر

اختلافات علمدار و گرگر مسبوق به سابقه بوده است . گاهی و شاید اغلب بر سر دام و مرتع و آب درگیری ها بالا می گرفته است . برای مثال نمونه ای مربوط به سال 1325 ه.ق. / 1907 م. یعنی درست یکصد سال قبل را مرور می کنیم :

 

یومیه صبح صادق

اخبار تلگرافی داخله

25 صفر خبرنگار جلفا می گوید از قرار مذکور مابین گرگر و علمدار که گویا دو طایفه اند نزاعی شده علمدارها دو راس گاو گرگریها را گلوله زده حکومت میانه آنها را اصلاح داده و پنج نفر از اهالی را که دزد بودند دستگیر نموده و یک نفر را گلوله زده اند .

2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 23:44  توسط سجاد حسینی  | 

بیرایل کئچدی ...

شاختا وئرمئش چیچک  کیمی  سولوب گئتدی آرامئزدان

بیرایل کئچدی اول خزاندان ، کیمسه سورموریارامئزدان

مسیحیمیز آلن یازی سی یازئلمئشدی غم کدرله

حواری  لر  ابده  تک  فغان  دادی  اِرامئزدان

ساچلار اولوب قار بویاسی ، اَیین باش قارا بویاسی

درین  حوزون بللی دی بو  آغئمئزدان  قارامئزدان

خان چوبان تک بویون بوکوه،ائل اوبانی  بوشلامئشئق

نیسانلایئر   گوز لر  هر  آن  یاد  اولاندا  سارامئزدان

قارا  توپراق  بئشیگینه  تاپشئراندا  قوزوموزو

قولاغئنا لای لا دئدیم موغت اولسون بالامئزدان

ناغئل اولدی بو سوزلریم ، قویون یازئم کتاب کتاب

قلنفیل دن ، خیری میزدن ، قئزئل یاناق  لالامئزدان

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:35  توسط سجاد حسینی  | 

احداث قنات د رجلفا

کار احداث قنات در منطقه جلفا با همکاری تعدادی از اهالی صورت می گرفت. یعنی چند نفر تمامی مساعی خود را صرف این کار می نمودند تا آب را به حیات خویش هدیه کنند و پس از اتمام کار همگی در منافع آن شریک می گشتند.قنوات معمولا در دایره 16 شبانه روزی احداث می گشت .برای احداث یک قنات با دایره شانزده شبانه روزی معمولا 16 نفر و یا 32 نفر همکاری می نمودند.البته در گذشته دوایر 21 شبانه روزی نیز وجود داشته است .

احداث قنات به سه نفر متخصص در این امر نیاز داشت .این سه با عناوین ،"کن کن " ،"لوغ آنبار چی "و "چرخ چی " شناخته می شدند.و با تقسیم کار احداث قنات بر مبنای تخصص هایشان به این امر مبادرت می ورزیدند.

"کن کن " فردی بود که کار کندن زمین را بر عهده داشت . اما کار جمع آوری خاک و ریختن آن در سطل مخصوص این کار بر عهده "لوغ آنبار چی "بود."چرخ چی "نیز مسئول کار با چرخ مخصوص کشیدن خاک از عمق قنات به سطح زمین بود.

برای ایجاد یک قنات قبل از هر کاری بررسی هایی صورت می گرفت .تا مشخص شود که به وسیله چند چاه می شود آب را به مکان مورد نظر رساند .پس از این بررسی عملیات احداث آغاز می گشت.

کارگران قنات کن علاوه بر این که چاه هایی متععد می کنند و آنها را به وسیله کانا لهایی به هم ربط می دهند ؛ به مستحکم سازی دیواره های چاه ها و قنات ها با سنگ چینی آنها می پردازند.مردم منطقه به این کار "سنگ بند"کردن قنات می گویند.قنات سنگ بند شده دارای استحکام بیشتری است و کمتر فرو می ریزد.در صورت عمیق تر گشتن چاه پس از این که تا بخشی از عمق چاه عملیات حفاری انجام پذیرفت در آن نقطه محلی برای قرار گیری چرخ درست می شود و با قرار گرفتن چرخ دوم در آن محل بخش دوم چاه احداث می گیرد.بدین ترتیب ابتدا خاک توسط چرخ واقع در عمق چاه بالا کشیده می شود آنگاه در سطل دیگری که مربوط به چرخ  واقع در سطح زمین است ریخته می شود و از چاه خارج می گردد.

"مقنی "عنوانی است که به وارد ترین "کن کن" ها داده می شود ."مقنی "ها آنقدر در کار خود مهارت دارند که با یک بررسی جزئی از یک قنات مسدود شده ،می توانند محل دقیق ریزش قنات را نشان دهند .

به خاطر هزینه بالای استخدام  "کن کن "ها و دیگر کارگران قنات ،صاحبان قنات ها هر 10 ،15 سال یک بار جهت لایروبی کانال های قنات به آنان مراجعه می کنند.

(بخشی از مقاله :درسی از تاریخ توسعه و بهره برداری آب در جلفا / نوشته :سجاد حسینی )

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:0  توسط سجاد حسینی  | 

قئزل گول

حوسنونو یازئم کاغئذا

دوشسون آغئزدان آغئزا

اوغلانلار دئسین لر قئزا

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

یاز اورتاسی یای یاخئنی

گوندن بری آی یاخئنی

آپریل گئشمیش مای یاخئنی

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

لاله لرین باغری قارا

بنووشه لر کونلی یارا

هر درده ایله ریک چارا

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

"آراز"دان آشساخدا گه للیک

داغ داشدا قاشساخدا گه للیک

یوللاردا چاشساخدا گل للیک

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

 "کَمکی " اته گی لالالی

اولار ، جیرانلار بالالی

عاشیق کونلونو آلالی

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

سونبول لری یئل داراخلار

برکت ارتار قالاخلار

بیزدن اوزاق سا قوراخلار

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

"طالش" دان گلسه م بیر" گیله "

بیچیب گه تیر سه م " کف گیله "

یادئنا ای قارا گیله

سنه گه تیرریک قئزل گول

***

(شعر از : سجاد حسینی )

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:39  توسط سجاد حسینی  | 

دست اندر کاران منطقه آزاد ارس بخوانند!

چه زیباست که شهرداری جلفا اندکی نیز با مشاهیر منطقه آشنایی داشته باشد و لااقل نام خیابانها ، مراکز فرهنگی، هنری ، کتابخانه های شهرمان به نام ایشان بنامد . یا این که پیکره این مفاخر در میادین و مراکز گردشگری شهر نصب گردد.

 

برای مثال می توان به بزرگترین خوشنویس قرن معاصر ایران حاجی میرزا طاهر خوشنویس هلق  اشاره داشت. میرزا طاهر در سال 1268 شمسی در قریه هلق جلفا که جز محال دیزمار و بخش قره داغ این شهرستان می باشد به دنیا آمد . در 5 سالگی به همراه پدربه تبریز رفت و در تبریز به تحصیل علم و دانش و فراگیری علوم قدیمه و عربی از اساتید بزرگ و پدرش مشغول گشت . باید اشاره کرد که پدر میرزا نیز انسان عالم و فاضلی بوده است . میرزا طاهر از همان ابتدا نوشتن خط را دوست می داشت و از روی خطوط استادان فن مشق می کرد تا جایی که نوشتن خط نسخ را به بهترین وجه یاد گرفت و در آن موقع که هنوز در مکتب درس عربی می خواند کتب چندی را در مدت هشت و نه سال نوشت و آنها را چاپ کرد .

در سال 1325 قمری ابتدا در مدرسه نصرت واقع در بازارچه ملاباشی به تعلیم خط پرداخت و پس از آن مرتبا در مدارس فیوضات ، تمدن ، رشدیه ، متحده ، حکمت ، پرورش و محمدیه سمت دبیری حسن خط را داشته است .

او از راه درآمد آموزش خط مدال هایی طالا و نقره تهیه می کرد و در بین محصلین خوش خط توزیع       می نمود ....

و حال یک پیشنهاد به شهرداری جلفا و منطقه آزاد ارس :

1- ایجاد پارک هلق و فرهنگسرای میرزا طاهر خوشنویس در جلفا

2- نصب تندیس میرزا طاهر در این فضای تفریحی و فرهنگی

3- برپایی مسابقه کشوری خوشنویسی در جلفا و اهدای مدال  یادبود میزرا طاهر به افراد برگزیده

4- ایجاد موزه خط در جلفا و گردآوری آثارزیبای خوشنویسی استادان متقدم این هنر درآن (ضمنا این موزه می تواند بهانه ای برای جمع آوری آثار ، اسناد و کتب خطی منطقه باشد که امروزه در کتابخانه ها و خانه های مردم منطقه به طور ناشناس باقی مانده و خاک می خورند )

به نظر می رسد این کار مهم تر و فرهنگی تر از برپایی مسابقه آشپزی و جشنواره شیرینی پزی در جلفا باشد !  
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:29  توسط سجاد حسینی  | 

اولین قرآن ترکی آذربایجانی

نخستین بار قرآن مجید توسط  آقا میر محمد کریم از علمای شهر باکو به زبان ترکی آذربایجانی ترجمه گشت. این ترجمه گرانسنگ جهت استفاده عمومی می بایست چاپ می گشت. اما در آن دوران (اوایل قرن 20)  هیچ یک از فعالان عرصه چاپ و نشر عالم باکویی را یاری نکرد. حاج زین العابدین تقی اف با آگاهی از این امر با کمال میل هزینه چاپ کلام الله ترجمه شده به ترکی اذربایجانی را بر عهده گرفت و این کتاب در ده هزار مجلد به زیور طبع آراسته گشت. حاجی زین العابدین برای این عمل خیر خود سی هزار منات خرج نمود.

حاج زین العابدین تقی اف (تقیوف) یکی از برجسته ترین شخصیتهای جهان اسلام است. وی با موفقیت در صنایع نفت باکو به ثروتی افسانه ای صاحب شد و نام خود را در کنار دیگر میلیونرهای نفتی باکوی اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 به ثبت رسانید. اما آنچه نام و یاد او را تا به امروز زنده نگاه داشته خدمات او در دایره ای به اندازه جهان اسلام و حتی جهان بشریت می باشد. به قدری که او شایسته عنوان ابوالمله یعنی پدر ملت اسلام گردید.این وبلاگ که نویسنده ان اصلی ترین مطالعات آکادمیک خود را در موضوع تقی اف پی می گیرد در صدد است تا این شخصیت مهم تاریخی را هر چه بهتر و بیشتر بشناسد و بشناساند.

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:18  توسط سجاد حسینی  | 

قئرخ ایاق ها

قئرخ ایاق عنوانی کلی است که به قناتهای شهری داده می شد . تا کنون از وجود قئرخ ایاق در علمدارجلفا  و مراغه اطلاع داشتینم . اما امروز از سخنان دکتر سیروس برادران شکوهی ، استاد اسبق تاریخ دانشگاه تبریز ، متوجه شدینم که چندین قنات معروف به قئرخ ایاق در خود شهر تبریز نیز وجود داشته است. دکتر شکوهی محل قرار گیری این قئرخ ایاق ها را چنین عنوان کرد:

قئرخ ایاق اول اهراب در دربند نائب غلام

قئرخ ایاق کوچه باغ بالاتر از حمام فیل گوش

قئرخ ایاق ششگلان جنب مسجد میر آقا

قئرخ ایاق خیابان پهلوی

قئرخ ایاق کوچه نوبر

و...

 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:59  توسط سجاد حسینی  | 

علمدار قدیم و علمدار جدید!

شاید اگر پای صحبت بزرگترها و قدیمی ها بنشینید متوجه می شوید که علمدار امروزین ما چیزی متفاوت از علمدار قدیمی بوده است. بلی ، درست است ما علمداری قدیمی و کهنه داشته ایم که گویا طی یک مناقشه تاریخی به کلی نابود شده و سکنه آن از بین رفته اند . بعد از چندی جمعیتهای مهاجر از مناطق اطراف گرد هم می آیند و کلنی کوچک علمدار دوباره زنده می گردد. قدیم ترها حتی خرابه های علمدار قدیم را در منطقه بایر دیده اند. در این که علمدار قدیم چگونه بوده و چطور از بین رفته است نیازمند بررسی های بیشتری هستیم. اما امروزه با یک مطالعه مردم شناسی جزئی می توانیم این نظریه را مطرح سازیم  که علمداری های اصیل اکثرا ریشه های خانوادگیشان به خارج از علمدار مربوط می شود و آنها بعد از چندی حضور در این منطقه بومی آن به حساب آمده اند.برای مثال ریشه های غیر علمداری چندین خانواده اصیل علمداری را بررسی می نماییم:

- خانواده محمودی علمداری : مهاجر از یکی از روستاهای نخجوان

- خانواده محمدزاده علمداری : مهاجر از روستای آزال در آن سوی ارس

- خانواده خسروشاهی علمداری : مهاجر از ان سوی ارس

- خانواده اصفهانی علمداری : دارای ریشه هایی در تبریز و اصفهان

- خانواده نقاشی علمداری : مهاجر از تبریز

- خانواده درویشی علمداری : مهاجر از آن سوی ارس

و...

این مهاجرتها در برهه های زمانی متفاوت و بنا بر دلایل مختلفی صورت پذیرفته است. با این همه نمی شود گفت که همه علمداری ها دارای ریشه های غیر بومی هستند.بیان این گفتار تنها در قالب یک نظریه می تواند جای گیرد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 13:38  توسط سجاد حسینی  | 

شعر ترکی برای آموزش فارسی

یاد گیری زبان فارسی از دیرباز یکی از علایق ترک زبانان منطقه آذربایجان محسوب می گشت . اما در روزگار گذشته که چنین سیستم آموزشی منظم و علمی وجود نداشت مردم عادی چگونه فارسی فرامی گرفتند. به نظر می رسد بهره گیری ازقدرت سحر آمیز شعر روند آموزش فارسی را تسریع می بخشید. نمونه ای از اشعار ترکی آموزش زبان فارسی را که از دیرباز در بین مردم جلفای ارس رایج است زمزمه می کینم :

اشعار آموزش اعداد فارسی :

"یک" یئکه دانئشما

"دو" دونبالان آشما

"سه" سَفِه دانئشما

"چهار" چادرانی آشما

"پنج" پنجره دن قاشما

 "شش" شیشمه سن آلله

"هفت" هفته بئجه ر سن

"هشت" هشته بئجه ر سن

"نه" نخود ساتان سان

"ده" دَ وه یه مینسن

"یازدهی " یازارئق

"دوازدهی " پوزارئق .

 

***

 آرپییا "جو" دئدیلر

بوغدییا "گندم"

دارییا آد قویانجا

من قویوب گلدوم

 ***

...

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 22:55  توسط سجاد حسینی  | 

 
کتاب ايران